بياييد كمي بيشتر فكر كنيم
شمع

 

 از ديروز بعد از ظهر كه د ر پاسخ عليرضا نوشتم : كمي بيشتر فكر كن ، وجدانم ناراحت است!! اول فكر كردم  شايد مقداري هم حق با او باشد و بهتر بود مي نوشتم "اجازه بدهيد كمي بيشتر فكر كنيم" ؛ خوب ، در اين قبيل جشنواره ها به قول او دوباره كاري و حيف و ميل هم مي شود و نگراني عليرضا بي جا هم نيست. البته جواب هاي خودم به عليرضا را منطقي مي دانستم. در همين حال و هوا بودم كه در هفته نامه پيام تحول اداري شماره 133، متن سخنراني  روانشاد مرحوم دكتر حسين  عظيمي كه  در پنجم شهريور 1381 در موسسه مطالعات و پژوهش هاي بازرگاني ، تحت عنوان : "الزامات تحولات توسعه اي و ساختار نهادي حكومت"، ايراد شده بود نظرم را جلب كرد. ا زجمله اين كلام مرحوم كه گفته بود:

" مشاهدات نشان مي دهد كه طي 23 سال اخير توليد سرانه كشور 20 ال 30 درصد پايين آمده  و در همين دوران آموزش عالي 14 برابر شده است. اين ها يعني چه ؟ اين ها يعني همين دويدن كه ما را به هيچ كجا نمي رساند. بايد بنشنيم  و مقداري فكر كنيم ببينيم واقعا چه اتفاقي افتاده"

البته من قبلا مقداري در اين موارد فكر كرده ام از جمله در اينجا  و نيز در  اينجا . اما اين تذكر مرحوم عظيمي، در حالي كه در فكر تذكرم به عليرضا بودم ؛ مرا به فكر فرو برد و هنوز هم در حال تفكرم.

  ديروز همچنين  تيتر اول روزنامه همشهري " مهلت يك هفته اي براي توقف ساخت و سازهاي غير مجاز در شمال تهران" توجهم را جلب كرد، و پس از چند هفته اي كه هيچ روزنامه اي نخريده بودم ؛ دست به جيب شدم و براي اطلاع از جزييات و چند و چون  اين مهلت تعيين شده از سوي شوراي شهر تهران، روزنامه خريدم.  در خصوص اين تيتر بيشترين جزييات مطرح شده در روزنامه همان سو تيتر  ذيل تيتر اصلي بود: "اگر طي اين مدت ساخت و ساز هاي غير مجاز متوقف نشود ، شوراي شهر اسامي سازمانهاي  متخلف را به مردم اعلام مي كند." !!! عجب!! داشتم از خريد روزنامه پيشيمان مي شدم كه  مطلبي در صفحه اقتصاد در باره خصوصي سازي تحت عنوان " بازگست به صفر" ديدم  كه جلوي پشيماني ام را گرفت. اين مطلب كه در صفحه 10  چاپ شده ، مصاحبه اي است با رييس جديد سازمان خصوصي سازي كه به تازگي از مسئوليت نمايندگي مجلس  ششم فارغ شده  و از سوي وزير جديد اقتصاد به رياست اين سازمان انتخاب شده است

 رئيس  جديد سازمان خصوصي سازي  با اشاره  به اينكه قبلا نماينده مجلس در هيات عالي واگذاري بوده لذا   با خصوصي سازي بيگانه نيست و نيز اينكه " در برنامه سوم ، هدف خصوصي سازي ،ارتقاي كارايي و افزايش بهره وري از منابع انساني و مادي است. ما در حال حاضر وسيله اي براي سنجش كارايي خصوصي سازي انجام شده نداريم .من اطلاعاتي  در زمينه وضعيت خصوصي سازي ندارم و ساز و كاري هم در اين زمينه وجود ندارد." مصاحبه گر بلافاصله  يك سئوال بجا كرده و پرسيده: چرا چنين ساز و كاري وجود ندارد؟ مصاحبه شونده جواب داده" چرا را از من نپرسيد، من مي گويم تصوير الان اين است. من كه رئيس سازمان در طول سيزده سال گذشته نبوده ام. دوستان قبلي بايد جوابگوي وضعيت كنوني خصوصي سازي باشند. در خلق اين وضعيت نقشي ندارم كه  پاسخگوي آن باشم."  عجب!!

در ادامه   مصاحبه شونده گفته است : "تعريف خصوصي سازي ،انتقال مديريت از بخش دولتي به بخش خصوصي است نه انتقال مالكيت. در برخي جاها اين انتقال مديريت همراه با انتقال  مالكيت است و در جايي نيز اين همراهي وجود ندارد و مقدور نيست. ما الان هيچ ساز و كاري براي اين مسئله نداريم و حتي يك مورد هم وجود ندارد كه مالكيت دست دولت باقي مانده باشد ولي مديريت آن به بخش خصوصي واگذار يا اجاره داده شده باشد. كاري كه بنده شروع كرده ام اين است كه از صاحبنظران مختلف براي فراهم كردن يك تيم تحقيقاتي قوي براي بررسي مساله دعوت كرده ام. در واقع خصوصي سازي را بايد تعريف كنيد و اينكه خصوصي سازي بايد چه باشد .نسخه اي بايد براي خصوصي سازي پيچيده شود كه با قانون اساسي و شرايط اقتصادي و سياسي كشور هماهنگي داشته باشد. اين تيم بزودي كار خود را شروع  و كار سازمان خصوصي سازي را اصلاح خواهد كرد."

عليرضا خان توجه كند كه من وقتي از پندارگريي در مديريت  و يا از ريشه هاي دعوي سياسي  در تصويب برنامه چهارم  توسعه  حرف مي زنم  و وقتي مي نويسم : من نمي دانم گسترش فرهنگ آي سي تي  در كشور ما در شرايط موجود چگونه  بايد  باشد تا فعالاني همچون  شيخنا عليرضا را جذب نمايد؟  منظورم چيست!! .

خدا وكيلي عليرضا ! بنشين اين مصاحبه را از سر تا ته  و  از ته تا سر ،  چند بار بخوان ، فكر كن و چند سئوال طرح كن،  و كامنت بگذار تا  بيننده گان  فراوان ، فهيم و ساكت شمع جواب آنرا بيابند و اعلام كنند و نگذاراند محيط  هاي نظر خواهي شمع در  انحصار من و تو باقي بماند. البته اگر آنها سئوال هم طرح كنند و بفرستند بي پاسخ نمي ماند. شنيده ايم  كه شاعر گفته است:

تونيكي مي كن و در دجله انداز

كه ايزد در بيابانت دهد باز.

موضوع ديگري كه در يكي دو روز اخير من را به فكر فرو برده است ، ماجراي تلخ تقلب در آزمونهاي  ورود به دانشگاه  و تاييد و تكذيب هاي آن است كه از جمله در سايت فرهنگي آموزشي قبولي ، خبر آن درج شده  است. بابا  اين چه وضعي است كه مملكت  ايران  دچارش شده است؟  

بياييد كمي بيشتر فكر كنيم

  راستي اگر 13 سال بعد رئيس وقت سازمان خصوصي سازي، سخناني از جنس  سخنان مطرح شده در مصاحبه اخير الذكر بزند تعجب مي كنيد؟

 سئوال مهمتر اينكه منتفعان  و متضرران مالي اين فرايند ها و جابجايي هاي اقتصادي چه كساني هستند؟

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين سه شنبه 23 تير 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  30 اعلام نظر