تدوين استانداردهاي كيفيت معلمان يك ضرورت و نياز
چراغاني

 

 

تدوين استانداردهاي كيفيت معلمان يك ضرورت و نياز

اعظم ملايي  نژاد

...

در همين راستا در سال 1986 گزارش كارنگي با عنوان آماده‌سازي معلمان براي قرن 21 اعلام داشت كه ؛ كليد موفقيت براي اين امر معلمان آموزش ديده است ؛ لذا بر استانداردگذاري و دستيابي به اين استانداردها از سوي معلمان تاكيد شد و اعضاي اين گروه برنامه‌اي را طراحي كردند كه معلمان بتوانند از طريق گذراندن يك دوره پيشرفته گواهينامه آن را دريافت كنند و اين موضوع منجر به تاسيس انجمن ملي استانداردهاي تدريس حرفه‌اي در سال 1987 شد كه معلمان را براي تضمين كيفيت در معرض يك فرايند سخت صدور مدرك قرار مي‌دهد . ماموريت اين موسسه كيفيت‌بخشي به تدريس و يادگيري از طريق ابقا و نگهداري استانداردهاي برتر براي آنچه معلمان بايد بدانند و بتوانند انجام دهند و تهيه يك سيستم ملي گواهينامه مي‌باشد . اين موسسه متمركز بر اصلاحات آموزشي است كه قلب آن آموزش معلمان است و بر اين باور است كه يكي از فعاليتهاي مهمي كه مي‌تواند منجر به بهبود يادگيري دانش‌آموزان شود ، تقويت تدريس است . در سال 1989 اين موسسه بيانيه رسالت و ماموريت خود را «آنچه معلمان بايد بدانند و به آن عمل كنند » اعلام مي‌دارد و اين بيانيه اساس توسعه همه استانداردها و فرايند موسسه شد كه تا به امروز به عنوان سنگ بناي آن و راهنماي تمام مدارس ، كالج‌ها و دانشگاهها شده است . براساس اين خط‌مشي موسسه ديدگاه خود را از آنچه معلمان بايد بدانند و بتوانند انجام دهند و ارزشها و باورهايي كه لازم است در تدريس رعايت شود را بيان مي‌كند همچنين اين موسسه تلاش گسترده‌اي را براي برقراري و توسعه استانداردها براي تدريس در مدارس اعم از آموزش عمومي و دبيرستان نموده است و متعهد به اين موضوع است كه اطمينان حاصل كند معلمان توانمندي لازم را كسب كرده و به آن پاي بندند .
موسسه پنج موضوع اصلي كه دانش ، مهارت ، خصوصيات و ويژگي‌هاي تدريس موفق را توصيف مي‌كند ، تاكيد كرده و سپس سيستم گواهينمه ملي را بنا نهاده و بر طبق آن عملكرد معلمان را براساس استانداردهاي تعيين شده ارزيابي مي‌كند .
اين پنج محور اصلي عبارتند از :
1.
معلمان در قبال دانش‌آموزان و يادگيري آنها تعهد دارند:
اساس اين محور بر اين باور نهاده شده است كه همه دانش‌آموزان مي‌توانند ياد بگيرند . موفقيت معلمان در اين ورطه بستگي به باور معلمان و ارزش‌گذاري آنها به انسان دارد . معلمان موفق دانش قابل دسترس را به همه دانش‌آموزان ارائه مي‌كنند . آنها براساس اين باور كه همه دانش‌آموزان مي‌توانند ياد بگيرند عمل مي‌كنند و با آنان به طور يكسان رفتار مي‌كنند ، شناسايي تفاوتهاي فردي دانش‌آموزان از ديگر فعاليتهاي آنها است لذا اين تفاوتها را در تمرينها و كارهاي خود مدنظر قرار مي‌دهند . معلمان تمرينها و برنامه عملي خود را براساس مشاهده و دانش‌ دانش‌آموزان ، علائق ، تواناييها ، مهارتها ، شرايط خانوادگي و ارتباطات گروهي تنظيم مي‌كنند .
معلمان موفق مي‌دانند كه چگونه دانش‌آموزان ياد مي‌گيرند و يادگيري آنان چگونه توسعه مي‌يابد و نيز تئوريهاي رايج شناختي و معرفتي را با هوش و فراست با فعاليتهاي كلاسي خود تلفيق مي‌كنند . آنها از تاثير زمينه و فرهنگ رفتار باخبرند و توانايياي معرفتي و شناختي و نيز احترام دانش‌آموزان به يادگيري را رشد مي‌دهند آنها به اهميت برابري در پرورش خود شكوفايي دانش‌آموزان ، انگيزه ، شخصيت ، مسووليت شهروندي ، احترام به فرد ، فرهنگ ، مذهب و تفاوتهاي نژادي واقفند .
2.
معلمان به موضوعاتي كه تدريس مي‌كنند تسلط دارند و مي‌دانند كه آن مطالب را چگونه به دانش‌آموزان تدريس كنند .
معلمان موفق درك عميقي از موضوعي را كه تدريس مي‌كنند ، دارند و مي‌دانند اين دانش چگونه توليد و سازماندهي شده و چگونه با رشته‌هاي ديگر پيوند دارد و نيز كاربرد آن را در دنياي واقعي مي‌دانند . آنها همچنين به توسعه توانايي تحليلي و نقادانه دانش‌آموزان كمك مي‌كنند . معلمان موفق از پيش‌زمينه‌ها و پيشينه دانشي كه دانش‌آموزان بايد در موضوعات بدانند آگاهند و ضمن كار آنها را تغيير و اصلاح مي‌كنند . فهرست نمايش‌هاي آموزشي به آنها اجازه مي‌دهد كه روشهاي چندگانه تدريس موضوع درسي خود را انتخاب كنند و ماهرانه از آنها استفاده كنند . آنان همچنين در طراحي درس دانش‌آموزان و حل مسائل آنان مهارت كافي دارند .
3.
معلمان مسئول اداره كردن و مشاهده يادگيري دانش‌آموزان هستند :
معلمان موفق به منظور نگه داشت علايق دانش‌آموزان قادر به خلق ، نگهداري ، تواناسازي و دگرگوني آموزش و استفاده موثر و بهينه از زمان هستند . آنها هنچنين در درگير نمودن دانش‌آموزان براي كمك به تدريس ماهرند و از دانش همكاران و كارشناسان استفاده مي‌كنند . معلمان موفق ميدانند كدام يك از روشهاي آموزش مناسب هستند و مي‌توانند هنگام نياز از آنها استفاده كنند . آنان از تمرينها و فعاليتهاي مخرب و غير اثربخش آگاهند ، بنابراين تمرينهاي اثربخش و مناسب را به كار مي‌برند . آنها مي‌توانند همه دانش‌آموزان را در يك فرايند يادگيري منظم هدايت كنند و نيز مي‌دانند ، چگونه آموزش را در جهت اهداف مدرسه براي دانش‌آموزان سازماندهي كنند . معلمان در برقراري هنجارهاي اجتماعي در تعامل با دانش‌آموزان و معلمان ديگر ماهرند . آنها مي‌دانند چگونه دانش‌آموزان را براي يادگيري برانگيزانند و چگونه اين انگيزه را حتي در زمان شكست آنان در تحصيل نيز حفظ كنند . معلمان موفق مي‌توانند پيشرفت فردي دانش‌آموزان را به خوبي پيشرفت كلاس بطور كلي مورد ارزيابي قرار دهند . آنها از روشهاي چندگانه براي اندازه‌گيري رشد و درك دانش‌آموزان استفاده مي‌كنند و مي‌توانند عملكرد دانش‌آموزان را به وضوح براي والدين شرح دهند .
4.
معلمان در مورد روشهاي خود به طور اصولي فكرمي‌كنند و از تجربيات خود و ديگران مي‌آموزند:
معلمان موفق الگوي افراد آموزش‌ديده هستند ، آنان نمونه‌اي از پاكدامني و تقوا هستند و همچنين در جستجوي الهام بخشيدن به دانش‌آموزان ، تقويت حس كنجكاوي ، بردباري ، صداقت ، زيبايي و نيكويي و احترام به تفاوتهاي فرهنگي مي‌باشند آنان تواناييهايي را كه پيش‌نياز تفكر عقلاني و خردمندي است ، دارند و نيز در استدلال و داشتن چشم‌اندازهاي چندگانه براي ايجاد و خلق و ريسك كردن توانمندند ، حل مساله و انجام آزمايش ، محور فعاليتهاي آنان است . معلمان موفق درك درستي از دانش‌آموزان خود دارند و در اين راستا براي ساختن قضاوت اصولي درباره عمل درست و دقيق دانش‌آموزان استفاده مي‌كنند تصميم آنها ريشه در تجارب آنان دارد . معلمان موفق در يادگيري در طول عمر غرق شده‌اند و بر همين اساس به جستجو براي ارائه راهكارهاي مناسب به منظور تشويق دانش‌آموزان خود در اين مسير هستند . كوشش براي تقويت تدريس ، نقد فعاليتها ، عميق شدن در دانش ، تقويت قضاوت و تطبيق دانش خود با يافته‌ها ، عقايد و تئوريهاي جديد از خصوصيات ديگر معلمان موفق است .
5.
معلمان اعضاي هميشگي انجمن‌هاي فراگيري مي‌باشند :
معلمان موفق از طريق كار گروهي با ديگر افراد حرفه‌اي و در سه خط‌مشي‌هاي آموزشي ، برنامه‌ريزي درسي و منابع انساني در جهت اثربخشي مدرسه مشاركت مي‌كنند آنها مي‌توانند پيشرفت مدرسه و تخصيص منابع آن را در جهت اهداف ايالتي و محلي ارزيابي كنند . آنان همچنين از منابع مدرسه و جامعه كه مي‌توانند مورد استفاده دانش‌آموزانشان قرار گيرند ، مطلعند و در به كارگيري اين منابع ، مهارت كافي دارند . معلمان موفق روشهاي كار مشاركتي را مي‌يابند و به طور خلاقانه از والدين در جهت بالا بردن بهره‌وري كلاس و مدرسه استفاده مي‌كنند .
موسسه براساس اين پنج محور اساسي براي تمام پايه‌هاي تحصيلي متناسب با نيازهاي پايه « آنچه را كه معلمان بايد بدانند و بتوانند انجام دهند » را بطور تفصيلي براي پايه‌هاي منختلف ، شرح داده است .
آنچه امروزه مورد توجه صاحبنظران است توجه به نيازهاي جديد در مواجهه با هزاره جديد است بر اين اساس ايشان معتقدند كه با توجه به افزايش انتظارات از معلمان بايد آموزشهايي تدارك ديده شود كه آنان را براي دستيابي به استانداردهاي فردا آماده كنند لذا لازم است استانداردهاي بهتري تهيه شود و روشهايي ارائه گردند كه بتوانند كيفيت تدريس و يادگيري را به بالاترين حد ممكن برسانند .

 

اصل مقاله خانم اعظم مللايي نژاد را در اينجا بخوانيد

 

 

به  سايت انجمن‌ ملي استانداردهاي تدريس حرفه‌اي هم سر بزنيد:

 

 

نويسنده : نويسنده فوق الذكر جمعه 22 خرداد 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  22 اعلام نظر