اين نيز گذشت!
اشك

سلام
زهره هم آمد و از جلوی خورشيد رد شد. خوب که چی؟ ثم ماذا !
دکتر وصالی سردبير مجله نجوم در سرمقاله اين شماره مجله نوشته بود:
« ...اما، واقعاً مهم يا شگفت انگيز بودن يا نبودن يک رويداد يا پديده علمی و طبيعی را چه چيز تعيين مي کند؟ چرا گذر زهر سال 1874 مهم نيست ولی گذر زهره سال 1383 {شمسی} مهم است؟ اين پرسشها در عين سادگي، پاسخ ساده ای ندارند...اما، شايد بتوان به يک نکته اشاره کرد و آن اينکه اصولاً تلقی از مهم يا شگفت انگيز بودن رويداهای علمی يا طبيعی، اگر نه کاملاً، تا حدودی به ويژگيهای خاص هر جامعه و ميزان توسعه يافتگي آن بستگي دارد. درواقع، هرچقدر سواد و تفکر علمی در جامعه ای نهادينه تر شده باشد و هرچقدر جامعه درک درست تری از علم داشته باشد، دامنه شگفتي اش از رويدادهايي مانند گذر زهره عمق و گسترش بيشتری مي يابد.»

جالب است بدانيد که در سال 1874 ميلادي که آخرين گذر قبل از گذر امروز، اتفاق افتاد، دوره ناصرالدين شاه بود. در آن زمان گروهی آلمانی برای رصد گذر زهره به ايران آمدند و ناصرالدين شاه دکتر طولوزان بلژيکي -پزشک دربار- را برای همراهی با آنان فرستاد. در واقع ايرانيان هيچ نقشي در گزارش و ثبت اين رويداد در کشورشان نداشتند. بماند که اولين گزارش مکتوب از گذر ناهيد از مقابل خورشيد متعلق به ابن سينا است که در «الشفا، علم الهيئه، فصل في مراتب اکرالکواکب السبعه، ص.463» منتشر شده است. و جالبتر اينکه ظرف همين هفته گذشته پژوهشگران تاريخ علم ما به آن اشاره کردند و در تمام گزارشهايي که از چندين ماه گذشته به بهانه گذر زهره در نشريات و کتب مختلف بين المللی منتشر شده است، هيچ اشاره ای به آن نشده است.

نويسنده : عليرضا سه شنبه 19 خرداد 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  891 اعلام نظر