زنبور يا خرمگس ؟
اشك

سلام
يکی از اساتيدمان تعريف می کرد که:
«در کنفرانسی به خاطر گرمی هوا پنجره های سالن را باز کرده بودند و تعدادی زنبور و خرمگس داخل سالن آمده بودند. فردای آن روز که به سالن کنفرانس برگشتم ديدم که پشت شيشه تعدادی خرمگس مرده افتاده ولی اثری از زنبورها نيست. توجهم جلب شد، تا عصر که کنفرانس تمام شد صبر کردم و پشت پنجره منتظر شدم تا علت مرگ خرمگس ها را بفهمم. خيلی جالب بود. خرمگس ها که به شيشه ميرسيدند مدام سرشان را به شيشه مي کوبيدند و روی شيشه بالا و پايين ميرفتند و ويز ويز ميکردند... تا اينکه می افتادند و می مردند ولی زنبورها وقتی به شيشه ميخوردند به عقب برميگشتند کمی آنطرفتر ميرفتند و دوباره به قصد خروج جلو مي رفتند. آنقدر اين کار را تکرار مي کردند تا راه خروج را پيدا کنند.»
بعد از اينهمه درس خواندن و کمی هم درس دادن احساس مي کنم در مدرسه به بچه ها ياد می دهند که مثل خرمگس مدام سرشان را به پنجره بکوبند...
 

نويسنده : عليرضا سه شنبه 29 ارديبهشت 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  19665 اعلام نظر