چارچوب ملی تجربه ارزشیابی موثر
شمع

بسم الله الرحمن الرحیم

 

ارزشیابی در سه نگاهِ مفهومی،سازمانی و ساختاری

 

محمد حسن محقق معین

29 اردیبهشت 1390

سخنرانی در انجمن اسلامی فارغ التحصیلان اروپا ،امریکا و اقیانوسیه

 

این سخنرانی در آخرین  پنج شنبه  شب  اردیبهشت 90   در نشست ماهانه انجمن از ساعت هشت و نیم تا ده  شب در محل انجمن در نشانی تهران ـ خيابان بهار شمالي ـ كوچه شهيد محمدي پلاك 9 ایراد خواهد شد.شرکت عموم آزاد است.

 

نگاه مفهومی

ارزشیابی" رسیدگی نظام مندبرای کمک به بهبود برنامه ها،فرآورده ها و کارکنان،همچنین بررسی رفتارهای انسانی وابسته به این سه" است.ارزشیابی فرایندی لاینفک از فرایندهای  مرتبط پنچ گانه مدیریتی ی برنامه ریزی،بودجه بندی،هماهنگی،کنترل و سازماندهی است.کانون اولیه کار ارزشیاب می تواند بسیار متنوع و شامل سازمانها،سیاست ها،عملکرد،تحقیق و حتی خود ارزشیابی باشد.اما مخرج مشترک کاری همه ارزشیابان،آرزوی آنها برای نائل شدن به پاسخ گویی و یادگیری از طریق فراهم نمودن بهترین اطلاعات قابل کسب  و قابل ارتباط با ارزش های آنچه که ارزشیابی می شود،است.

ارزشیابی یک قلمرو در رشته های مختلف علمی  و دربردارنده حوزه های  تخصصی ی زیادی است. بسیاری از ارزشیابان دارای مدارج بالا در این تخصص ها بوده و غالباً مشغول کار دسته جمعی در حوزه های به هم پیوسته از جمله قلمروهای ذیل هستند:

  1. مدیریت عمومی
  2. تحقیق اجتماعی کاربردی
  3. تحلیل خط مشی
  4. بهداشت عمومی و ترویج یافته های پژوهشی
  5. روانشناسی
  6. تحقیقات آموزشی
  7. اقتصادیات
  8. علوم سیاسی
  9. جامعه شناسی
  10. ممیزی عملکرد
  11. آمارشناسی
  12. تحقیق در عملیات

 

نگاه سازمانی

ارزشیابی از طریق بسط و تطبیق سیاست های ارزشیابی ی تضمین کننده دقت،حساسیت به زمینه،کاربرد محوری و درگیر کننده ارزشیابان، در سازمان ها و برنامه ها  به کار می آید.حوزه های تعیین سیاست ارزشیابی عبارتند از:

  1. تعریف ارزشیابی.اگر ارزشیابی در سازمان و یا قانون تعریف شده،چگونه تعریفی است؟ در چنین زمینه هایی به صورت رسمی ارزشیابی چگونه از سایر کارکردها مجزا و یا با کارکردهایی  از قبیل طراحی برنامه ،پایش و اندازه گیری عملکرد یا اجرا مرتبط است؟
  2. تقاضا های ارزشیابی.چه زمانی ارزشیابی ها مورد نیاز هستند؟ چه برنامه ها  یا واحد هایی ملزم به ارزشیابی هستند؟برنامه زمانی انجام ارزشیابی ها چیست؟ چه رویه هایی بر تعیین زمان و یا انجام ارزشیابی حاکم است؟
  3. روش های ارزشیابی.چه  رویکردها یا روش های ارزشیابی توصیه شده یا بر مبنای قوانین و مقررات لازم هستند،برای چه نوع از برنامه ها و اقدامات؟
  4. منابع انسانی مرتبط با ارزشیابی.احتیاجات موجود مجریان ارزشیابی ها چیست؟ چه انواعی از آموزش ها،تجربه ها و پیشینه ها مورد نیاز هستند؟
  5. بودجه های ارزشیابی.استانداردهای تامین بودجه کارهای ارزشیابی کدامند؟
  6. اجرای ارزشیابی.انجام چه انواعی از ارزشیابی ها توصیه شده و مورد تاکید است؟برای مثال چه موقع ارزشیابی های درونی و چه زمان ارزشیابی های مستقل مورد نیاز بوده و اینها چگونه تعریف شده اند؟
  7. استاندارد های ارزشیابی.اصول حرفه ای راهنمایی کننده انجام  و استفاده از ارزشیابی کدامند؟
  8. اخلاق ارزشیابی. خط مشی ها برای پی گیری مسائل اخلاقی در ارزشیابی چیست؟

 

نگاه ساختاری

ارزشیابان حرفه ای در خلاء کار نمی کنند.کار آنها هرچند در نوع خود  دقیق و مهم است اما ارزش کمی خواهد داشت مگر اینکه به عنوان بخشی ضروری از کل  فرایندهای مدیریت و خط مشی گزاری برنامه های عمومی پذیرفته شده باشد.تجربه موفق ارزشیابی مستلزم  به اشتراک گذاشتن فهم ،انتظارات و منابع در میان ارزشیابان،مقامات دولتی و ذینفعان عمده است.

همچنین یک فرد ،یک سازمان و  یا نهاد ، قدرتِ کنترل منحصر به فرد بر محیط کار ارزشیابان و کارفرمایان آنها راندارد.این محیط شامل همه ساختارهای درگیر  شامل دولت،قانون،مقررات،سازمان ها،بودجه ها ،تخصص ها و اهداف و مقاصد عمومی است.در ادامه ده عنصر کلیدی چارچوب یا ساختار ملی تجربه ارزشیابی موثر معرفی شده اند.

  1. استانداردها.ارزشیابی بدون اصول راهنما و جهت دهنده نه ممکن است و نه مفید.سازمان های حرفه ایی ارزشیابان چنین استانداردهایی را تدوین کرده و می کنند.ارزشیابان در درون بخش دولتی و نیز در بخش غیردولتی باید این استانداردها را رعایت و چگونگی آن را در گزارشات ارزشیابی منعکس سازند.
  2. اهداف و مقاصد عمومی.این اهداف نه خیلی کلی و  نه خیلی خاص هستند.چنین اهدافی در سطحی قابل عمل و عینی می بایست در قوانین و مقررات عمومی به صورت شفاف و صادقانه بیان شوند.اگر این کار در فرایند تصویب قانون یا نوشتن مقررات غیر عملی باشد؛ در قانون و یا مقررات باید الزامات خاص یا فرایند های بسط چنین اهداف و مقاصدی لحاظ گردد.
  3. سنجه های عملکرد. واحد های اندازه گیری فرایندها و پیامدهای کلیدی ی برنامه ها همزمان با تدوین برنامه ها باید تعیین شده و با شروع  اجرای برنامه در اختیار مجریان باشد. اگرچه این سنجه ها باید در فواصل معین، همزمان با آموختن از تجربه روزمره اجرای برنامه به خصوص در مراحل آغازین اجرا تعدیل گردند.
  4. ملزومات و منابع.احتیاجات ارزشیابی در مراحل مختلف اجرایی و منابع  کافی برای تامین این نیازها باید در قوانین و مقررات مصوب مربوطه گنجانده شده باشد.فرهنگ و رویکرد مسلط باید اجازه و الزام بر انجام ارزشیابی های دوره ای در طول دوره اجرای برنامه ها را بدهد.از این طریق منابع غنی از اطلاعات ارزشیابانه در خلال مجموعه مطالعات به عمل آمده در باره پیشینه برنامه حاصل می گردد.چنین اطلاعاتی  از یک سو امکان بهبود برنامه ها در حین اجرا را فراهم آورده و از سوی دیگر برای خط مشی گزاران  در خلال تجدید و  ترمیم برنامه ها سودمند خواهدبود.
  5. ظرفیت نهادی.وزارت خانه ها ،نهادهای عمومی دولتی نظارتی نظیر دیوان محاسبات کشور،سازمان بازرسی کل کشور، سازمان حسابرسی، مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری، و مقامات و مشاوران  ارشد  مستقیم گزارش دهنده به سطوح عالی تصمیم گیری در کشور باید از طریق منابع ،استقلال سازمانی ،قانون، و اختیارات لازم  به منظور  نظارت و ارزشیابی موثر بر  برنامه های عمومی مورد حمایت قرار گیرند.
  6. ارزشیابان در بخش غیر دولتی.باید تجربه و نهاد های نیرومند ارزشیابی توسط ارزشیابان مستقل و غیردولتی ، گروه ها و شرکت های ارزشیابی با پهنه وسیعی از نقطه نظرات و امکانات در کشور شکل گیرد.در اینصورت امکان ارائه خدمات ارزشیابی مستقل موثر و در عین حال ایجاد منابع و ارائه بازخوردهایی برای تلاش های ارزشیابی درونی به وجود خواهد آمد.
  7. کار انبان.ارزشیابان در درون و بیرون سازمان های دولتی باید به فرآوری پهنه وسیعی از آموخته ها و بازشناسی سودمندی ها و محدودیت های رویکردهای  روش شناسی متنوع بپردازند.چنین کارانبانی فراهم کننده اطلاعات ارزشیابانه مفید و به هنگام و درعین حال داده های در دوره بلند مدت برای مقامات اداری است.آنها می توانند  این داده ها را به صورت تراکمی برای ارتقای  فهمشان از آنچه کارا است و چرایی آن به کار زنند.
  8. همکاری با ذینفعان.طراحی ی جمع آوری داده ها برای برنامه های در قلمرو ملی و اجرای آن در عمل باید به همدستی مقامات اداری ی کشوری ، منطقه ای و محلی و دیگر ذی نفعان عمده  باشد.چنین کاری موجب ارتقای کارائی و اثر بخشی که ذاتی نظام های یکپارچه است؛می گردد.
  9. برنامه های دانشگاهی.تخصص ارزشیابی در دانشگاه کسب می شود.برنامه های دانشگاهی باید همه روش های مورد نیاز ارزشیابی را دسترس پذیر کرده  و دانشگاه ها راساً خود را با زمینه های مختلف ارزشیابی برنامه و خط مشی و استفاده از نتایج ارزشیابی در سطح کشور درگیر نمایند.
  10. بهسازی حرفه ای.ارزشیابان باید به  برنامه های بهسازی مستمر حرفه ای و فرصت های آموزشی دسترسی داشته و خود را در دسترس این برنامه ها قرار دهند.چنین برنامه هایی منجر به فرصت هایی برای  افزایش درک آنها از فرایند های خط مشی گزاری عمومی و زمینه های این سیاست گزاری ها خواهد شد.
نويسنده : محمد حسن محقق معين پنجشنبه 30 ارديبهشت 1390
تعداد نظرات تا اين لحظه :  10 اعلام نظر