ارتقای بهره وری از طريق ارزشیابی کیفی
شمع

 

الگوی  ارزشیابی کیفی ی کلاس ِ درس دانشگاهی

محمد حسن محقق معین

تیر ماه 1387

یکی از موضوعات همیشگی مورد بحث در جلسات گرو ههای آموزشی و سایر محافل دانشگاهی در مراکز آموزشی و ارزشیابی در گستره ای بین المللی،موضوع ارزشیابی مدرسان و اعضای هیات علمی  مراکز آموزش عالی و انتقاد از شیوه "ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان" است.به نظر من ارزشیابی هایی که در پایان نیمسال تحصیلی از نحوه عملکرد اساتید صورت می گیرد؛نوعی نظر خواهی از دانشجویانِ در حال مخاطره در باره اساتیدی که  نسبت به آنها به دلائل گوناگون- و کاملا غیر قابل کنترل  در وضعیت غیر آزمایشی- احساسات مثبت و یا منفی دارند؛از طریق معیارها و موضوعاتی فراتر از سطح تسلط ادراکی،احساسی و رفتاری دانشجویان است.لذا چنین پرسشگری نمی تواند در قلمروی: بهینگی،اهمیت، و یا شایستگی فرایند های یاد دهی- یادگیری در طول نیمسال تحصیلی،پیامدهای درخوری را فراهم آورد.

در این نوشته قصد تحلیلِ مستقل نظامِ موجود ارزشیابی آموزشِ دانشگاهی از جمله ارزشیابی اساتید توسط دانشجویان را ندارم.از آنجا که از قبل از آغاز نیمسال تحصیلی 2-87-86  از دی ماه 1386 تا الان که امتحانات این نیمسال نیز برگزار شده و  در اواسط تیر ماه 1387 مشغول تصحیح اوراق امتحانی دانشجویان هستیم؛موضوع "بررسی نحوه ارزشیابی کیفی کلاس ها" در دستور کار گروه آموزشی مرکز آموزش عالی متبوعه من قرار دارد و تا حدودی در باره موضوع اندیشیده ام؛در ادامه قصد دارم ویرایش اوّلِ الگویی 5 وجهی تحت عنوان:" الگوی ارزشیابی کیفی ی کلاس ِ درس دانشگاهی را معرفی نمایم.لذا در چهار بخش توضیحات مختصری در باب:ابعاد مفهومی الگو،برنامه ریزی فرایند عملیاتی کردن الگو،مفروضات و الزامات استقرار الگو و نهایتا پیشنهادی در باب استفاده از الگو ارائه شده است.به عنوان حسن ختام و به منظور قابل حس شدن بیشتر این الگوی نظری ،یک مثال موردی در انتهای یادداشت،  ارائه شده است.

 

ابعاد مفهومی الگو:مقولات مفهومی این مدل با جستجو، کنکاش ، گفتگو و رسیدن به تفاهم نظری و عملیاتی در 5 بعّد ذیل قابل استحصال است:

  1. فلسفه و رویکرد استاد درس به تدریس و کار معلمی و صلاحیت های حرفه ای  مدرس و نیز فلسفه و رویکرد دانشجویان به یادگیری و آموزش؛
  2. تخصص موضوعی استاد درس در تدریس؛
  3. منابع اصلی درس اعم از کتاب و جزوه و نحوه کاربرد آن در تدریس و ارزشیابی و میزان توجه به سر فصل های مصوب درس؛
  4. حضور،روش های یاد دهی، تدریس و نحوه مدیریت استاد و نیز فعالیت های یادگیری دانشجویان؛ در درون و بیرون کلاس درس؛
  5. برنامه سنجش و ارزشیابی : تشخیصی ،تکوینی و پایانی مورد نیاز در طول فعالیت های یاددهی - یادگیری.

برنامه ریزی فرایند عملیاتی کردن الگو:این مدل به منظور ارتقای بهره وری آموزش دانشگاهی از طریق نوعی ارزشیابی کیفی  با تعامل سازنده و مستمر  اعضای گروه دانشگاهی قابل اجرا است.فرایند های برنامه ریزی  و عملیاتی کردن مدل در هشت مرحله به شرح ذیل پیش یینی می شود :

  1. تعیین مؤلفه های ابعادِ الگو؛
  2. تعیین شاخص های هر مؤلفه؛
  3. تعیین معیار های هر شاخص؛
  4. انتخاب فنون سنجش كمی و كيفی مناسب برای هر یک از معیار ها؛
  5. ساخت و یا انتخاب ابزار  مناسب برای هر یک از فنون سنجش؛
  6. جمع آوری اطلاعات در زمان مناسب؛
  7. فرآوری اطلاعات از طريق تجزيه،تحليل و تنظيم گزارش  توصيفی سنجش؛
  8. تفسير نتايج سنجش در جلسه شورای گروه و گفتگوی كافی براي رسيدن به توافق ميان اعضای گروه براي انتخاب كاربست های مناسب در فرايند های ياددهی يادگيری.

مفروضه و ملزومه اجرای الگو:مفروضه این مدل، وجود نوعی تعلق گروهی و احساس  نیاز و تمایل اعضای گروه دانشگاهی برای افزایش بهره وری و ارتقای کیفیت کار آموزشی خود و گروه شان است.  ملزومه الگو  نیز خواست و توانایی اعضا برای ارتقای کیفیت و افزایش بهره وری خود و گروه شان است.

 

پیشنهاد: انتخاب و اجرای الگو منوط به وجودِ میزان حداقل و  قابل قبولی از مفروضه و ملزومه ی الگو در گروه دانشگاهی است.لذا اکیدا توصیه می شود. برای لوث نشدن الگو تا فراهم نشدن این میزان، از الگو استفاده نشود.مطالعه دقيق و تامل در  مثال موردی مطرح شده در ادامه يادداشت،روشنگر چرايی اين پيشنهاد است.

 

مثال موردی:در یک  گروه آموزشی ی  مرکز آموزشی وابسته به یک دستگاه اجرایی، اعضای گروه از رشته های تحصیلی نسبتا نامتجانسی بر خوردارند.اگرچه بر مبنای مقررات موجود، برنامه آموزشی گروه و تدریس اعضا  در هر نیمسال باید در جلسه شورای گروه تنظیم و نهایی شود،اما در این گروه، توزیع دروس بین اساتید بر مبنای نظر مدیر گروه و چند نفر از اعضای آن صورت می گیرد. تقریبا همه اعضای گروه به این وضعیت خو کرده و اعتراضی ندارند.نوعی تفاهم  بین فردی  و زير گروهي در گروه در خصوص تنظیم برنامه آموزشی و توزیع سهم از تدریس وجود دارد و نه تفاهم گروهی.نتیجه چنین وضعیتی آن است که تدریس بسیاری از دروس توسط اعضایی با تخصص غیر مرتبط صورت می گیرد؛ این در حالی است که امکان دعوت از اساتید مدعو با تخصص  های مرتبط با دروس و همچنین تدریس دروس تخصصی توسط اعضا با تخصص مرتبط وجود دارد.برای نمونه  در نيمسال تحصيلی اخير  برای تدريس  درس روش تحقیق در حالیکه تخصص پژوهش گری علوم اجتماعی در میان اعضای گروه وجود دارد،تدریس این درس برای دانشجویان گروه  مرتبط با علوم اجتماعی توسط اساتیدی از رشته های:اقتصاد،علوم تربیتی و مدیریت صورت گرفته  است.همچنين  نظارت بر کار آموزی این قبیل دانشجویان عمدتا به عهده  همین اساتید است و نه اعضای متخصص گروه در این رشته . اين قبيل اساتيد در مورد استانداردهای محل كار آموزی دانشجويان و سركشی به كارآموزان در محيط كارآموزی  از توان ، حساسيت و رفتار مناسب برخوردار نيستند.اساتید عضو و مدعو این گروه از نظر میزان حضور در جلسات کلاس های  درسی بسیار متنوع اند و این موضوع حساسیتِ موثری را نه در دانشجويان و نه در مسئولان  برنمی انگیزد.به نحوی كه بعضا كلاس های درس در طول نيم سال اخير 4 جلسه و يا 7 جلسه به جای 16 جلسه داير بوده است.ضمنا اساتید  از روش های تدریس بسیار متنوعی استفاده می کنند.بعضا درصد قابل توجهی از وقت کلاس های درس را به ارائه کنفرانس مباحثی که هنوز تدریس نشده و یا مباحث جانبی، توسط دانشجویان اختصاص می دهند. اساتید حق دارند هر کتاب و یا جزوه ای را به عنوان منبع اصلی درس معرفی کرده و برای امتحان از تمام آن و یا گزیده ی منتخبی از آن  که یکی از دانشجویان تند نویس  کلاس نوشته ،استفاده نمایند.در این مرکز بعضا دانشجویان به برخی از اساتید اعتراض دارند؛ به این اعتراضات صرفنظر از ماهیت آن ،گاهی به نحو  موثری رسیدگی شده و در مواردی با بی توجهی و یا توجه نامناسب مواجه می شود.مدیر و اکثریت اعضای این گروه آموزشی که دانشجویان آن عمدتا  از نوع علمی کاربردی هستند؛معتقدند که اگرچه فلسفه اولیه ایجاد رشته های علمی کاربردی ارائه آموزش هایی با محتوی و شکلی جدید به شاغلین بوده است؛ولی در طول زمان مسئله اصلی داوطلبان این  حوزه از آموزش عالی،اخذ مدرک در کوتاه ترین مدت است و مراکز آموزشی علمی کاربردی غیر دولتی نیز به خوبی به این نیاز پاسخ داده و دوره های  کاردانی پودمانی که می تواند حتی تا شش سال بر حسب شرایط طول بکشد را دوساله تمام کرده اند؛ درحالی که دانشجویان علمی کاربردی در اين مرکز این دوره ها را سه ساله تمام كرده  و ضرر کرده اند. مدير و اكثر اعضای گروه   معتقدند حتی با به هم زدن تقسیمات و زمانبندی های ارائه دروس این دوره ها، می توان مانند دیگر مراکز آموزش پود مانی ، دوره ها را دو ساله به اتمام رسانيدآنها معتقدند كه گروه نبايد به فلسفه اوليه  ايجاد دوره های علمی كاربردی در نظام آموزش عالی كشور  كار داشته باشد؛بلكه بايد با نگاهی عمل گرايانه به نياز مردم  براي اخذ مدرك و نيز نياز  اعضای گروه براي تدريس بيشتر پاسخ گويد. با اینکه این مرکز  ، وابسته به یک دستگاه اجرایی است؛اما  اکثریت اعضای این گروه حساسیت قابل توجهی در زمینه ارائه خدمات آموزشی خود به کارکنان این دستگاه اجرایی و یا  به افرادی در قلمرو وظایف این دستگاه اجرایی  در كشور فعاليت دارند؛ندارند.آنها بیشتر مایلند به نظام آموزش عالی کشور وابسته باشند تا به یک دستگاه اجرایی.بيشتر اعضای اين گروه علاقه مند تا هرچه بيشتر در طول نيمسال به تدريس دروس حتی غير مرتبط و يا كمتر مرتبط با تخصص خويش  بپردازند.با این وضع آیا ملزومه و مفروضه  استفاده از الگوی ارزشیابی کیفی ی کلاس ِ درس دانشگاهی در چنین گروهی به منظور ارتقای بهره وری و افزایش کیفیت وجود دارد؟و  يا صرفا مي توانارزشيابي بر مبناي احساس انجام داد.

 

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين يکشنبه 16 تير 1387
تعداد نظرات تا اين لحظه :  208 اعلام نظر