مطالب آغازين جزوه درس نظريه هاي جامعه شناسي در مركز آموزش عالي امام خميني(ره)- كرج
شمع

 

ای دریغ از ما ،دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

 

چارچوب نظریه جامعه شناختی Sociological Theory Framework

محمد حسن محقق معین

 

ویرایش اول: 25فروردین 1387

ویرایش دوم: 17 اردیبهشت 1387

ویرایش سوم:21 اردیبهشت 1387

مقدمه

نظریه جامعه شناختی  اهمیت و فوائد زیادی دارد.هر نظریه بخشی از واقعیت اجتماعی را در خود دارد و تصویر کامل تر از پدیده های اجتماعی از طریق تلفیق انواع نظریه ها می تواند بدست آید .نظریه سوال مطرح می كند ، فرضیه ارائه می دهد، رهیافت جدید عنوان می كند و راهنمای تحقیق است. علا وه براین درك ما را نسبت به واقعیت های اجتماعی افزایش داده و بینشی عمیق در اختیار ما می گذارد. هدف از ارائه درس  نظریه های جامعه شناسی حركت به سوی درك ، بینش، و اجتناب از سرگردانی ذهنی است .

 استفاده از چارچوب نظری در هر كار تحقیقاتی ضروری است لذا نظریه های جامعه شناسی بهترین راهنما برای هدایت كارهای تحقیقاتی می باشند.پژوهشگری که بدون در اختیار داشتن تئوری خاصی شروع به تحقیق می کند؛ انبوهی از اطلاعات مختلف را در مورد موضوع مورد مطالعه اش جمع می کند بدون اینکه بتواند استفاده ی شایانی از آنها بکند؛ در حالیكه  اطلاعات، در قالب یک نظریه منسجم قابل استفاده بوده و نتایج درخوری به دنبال خواهد داشت. در درس  نظریه های جامعه شناسی با اندیشه پایه گذاران  و توسعه گران جامعه شناسی آشنا خواهیم شد . پیشاهنگ های جامعه شناسی كسانی  هستند كه آثارشان تا امروز بر متفكرین معاصر تاثیر گذاشته است و فهم نظریه های آنان برای درك عمیق نظریه های معاصر ضروری است. علاوه براین بدیهی است كه برای هر نوع نگرش به جامعه و مسایل اجتماعی داشتن درك نظری یا استفاده از یك چارچوب نظری اجتناب ناپذیر است.

هر محقق قبل از اینکه عملا به تحقیق بپردازد،باید خود را مجهز به نظریه یا نظریه هایی خاص کرده سپس براساس دست آوردهای تجربی،تائید و یا رد آن تئوری را  در محدوده قابل تعمیم مطالعه خویش مشخص نموده و به بررسی ابعاد گوناگون موضوع مورد مطالعه ی خود بپردازد.مطالعات تجربی بدون تئوری ابتر است. تئوری در حکم راهنمایی است که نحوه ی طرح مساله و تحقیق را برای محقق مشخص می نماید.

تعریف نظریه

آلن بیرو در فرهنگ علوم اجتماعی ذیل واژه ی تئوری می نویسد:"مجموع بینش های سازمان یافته و منتظم درمورد موضوعی مشخص را نظریه می خوانند". تئوری مجموعه ای از مفاهیمی است که به نحوی منطقی تنظیم شده و رابطه ی احتمالی میان دو پدیده یا بیشتر را بیان می کند.به بیان دیگر نظریه به تبیین روابط نسبتا پایدار میان واقعیت های عینی می پردازد و هدفش تببین روابط بین پدیده هاست (ادیبی و انصاری،1383، 30).

استاد فرامرزرفیع پور همین مضمون را به شكل دیگری بیان کرده است؛ او می نویسد:علم در پی گفتارهایی (قوانینی) درباره ی واقعیت هاست و جریانی را که به دستیابی به این گونه گفتارها منتهی می گردد،"جریان شناخت" و بررسی هایی را که درباره ی جریان های شناخت در زمینه های گوناگون و تخصصی علمی انجام می گیرند،تئوری های شناخت می نامند.این تئوری های شناخت در پی بررسی طرق دستیابی به محتوای شناخت(روش ها)،انگیزه ها،هدف ها،زمینه ها و ضوابط حقیقت جویی هر نوع شناختن هستند (رفیع پور،1367، 35).

رفیع پور  در کتاب کند و کاو ها و پنداشته ها تئوری را "مجموعه ای از گفتارهایی که بر مبنای قواعد منطق با یکدیگر در ارتباط و مبین بخشی از واقعیت باشند" تعریف نموده است.وی هفت معیار ذیل را برای  ارزیابی  نظریه  ها مطرح نموده است:

1.     گفتارهای(قانون های) یک تئوری باید دارای چهار شرط باشند.این شروط عبارتند از: از نظر زمان و مکان نامحدود ،دارای تعداد مفعول های نامحدود، به صورت جملات اگر ...پس، و از نظر تجربی قابل بررسی باشند.

2.     گفتارهای یک تئوری باید دقیقا آگزیوماتیزه باشند.

3.     متغیرهای موجود در هر قانون می بایست دقیقا تعریف شده باشد.

4.     بین متغیرهای مستقل و وابسته باید رابطه ی مستقیم و بالایی وجود داشته باشد.

5.     یک تئوری باید گویا بوده و قدرت تبیین زیاد داشته باشد.

6.     تئوری ها باید حتی الامکان در وضعیت های متفاوت و یا در برخورد با تئوری های رقیب مورد آزمایش قرار گرفته و طی آن قابلیت خود را نشان داده باشند.

7.     تئوری هایی که به آسانی قابل آزمایش هستند از ارزش بیشتری برخوردارند. هرچه نظریه كلی تر و دقیق تر باشد قابلیت آزمایش بیشتری دارد (رفیع پور ،1367،132).

برای مطالعه بیشتر در این مورد به فصل چهارم کتاب کندو کاو ها و پنداشته ها مراجعه فرمائید.

 

مبانی فلسفی نظریه های جامعه شناسی

جامعه شناسی فرزند فلسفه است.انسان از دیر باز در مورد امور ماوراءالطبیعه،موجودات و مسائل پیرامون و درون اجتماعات خود اندیشه ورزی داشته  كه حاصل آن ایجاد فلسفه های ماوراء طبیعی  ، طبیعی و اجتماعی است. هر سنت فلسفی اجتماعی لااقل متشكل از سه جزء خاص خود است:

  1. هستی شناسی( Ontology): واقعیت(جهان هستیFact , Reality)  و آنچه در باره آن می توان شناخت؛
  2. معرفت شناسی( Epistemology): ارتباط بین شناخت شناس و آنچه می توان شناخت؛
  3. روش شناسی( Methodology): چگونگی جستجوی آن چه می توان شناخت.

متفكرین در  طول تاریخ به تدریج  با اندیشه ورزی، سه سنت اصلی فلسفه اجتماعی را بنیاد گذاشته و پرورده اند   كه عبارتند از:فلسفه های اثباتی،تفسیری و انتقادی.

  1. سنت فلسفی  اثباتی( positivism): در این دیدگاه  واقعیت یک پدیده مادی مستقل است که باید آن را کشف کرد. از منظر اثبات گرایان ، واقعیت عینی بوده و به دور از هر ارزش و عاملی که باعث سوگیری شود،مشخص می گردد. از این  منظر  نظری برای کسب شناخت صرفا باید به متخصصان و علما مراجعه کرد.آنها سئوالات تحقیق یا ارزشیابی را صورت بندی کرده و تحت شرایط کاملا کنترل شده آزمایش می کنند تا به واقعیت دست یابند.
  2. سنت فلسفی  تفسیری( interpretationism ): از دیدگاه فلسفه تفسیری واقعیت، یک پدیده مادی مستقل نیست بلکه تحت شرایطِ تجارب انسان بوده و به طور اجتماعی ساخته شده  و معانی متفاوتی می یابد. از نظر تفسیر گرایان ،معرفت ،ذهنی است و از تعامل بین شناخت شناس و موضوع شناخت شکل می گیرد.از این منظر نظری کسب شناخت صرفا از طریق توسل به علما صورت نمی گیرد؛ بلکه کارشناسان  به طور عام        می توانند از طریق درک ساختارها با ارائه تفسیر از واقعیت ها و تلاش به منظور پی بردن  و ساختنِ  نمونه های آرمانی مشاهدات خود، تلاش نمایند تا به اجماعی در باره آنها دست یافته و مسیر پر فراز و نشیب  شناخت  جهان هستی (واقعیت )را هموار نمایند.
  3. سنت فلسفی  انتقادی (criticalism ):از نگاه فیلسوفان انتقادی واقعیت دارای لایه های متعدد ،متنوع و پیچیده است. معرفت به مفهوم اثبات گرایانه،عینی نبوده و ارزشها از یک سو و قدرتها از دیگر سو در شکل گیری ساختار شناخت ،نقش  های خود را ایفا می کنند.به همین دلیل انتقادیون    درک واقعیت های چند لایه را چندان آسان نیافته اند.در مقوله روش شناسی از این منظر برای کسب شناخت باید به سراغ مردم در هر جا که هستند رفت.مردم وضع موجود(واقعیت) را تحریف شده می دانند،که باید عوامل پنهانی که نقش تعیین کننده در شکل گیری این تحریف داشته اند را شناسایی کرده و به یکدیگر شناسانند.از منظر انتقادی ها مردم می توانند وضع موجود را تحلیل کرده تا زمینه تغییر و رهایی از شرایط محیطی نامساعد را  به نحوی دسته جمعی  و مشارکتی هموار نمایند.

نظریه های اجتماعی عمدتا  از سه  دیدگاه فلسفی ی  اثباتی، تفسیری و یا انتقادی  سرچشمه می گیرد.البته هریک از دیدگاههای عمده  فلسفی سه گانه اخیر شاخ و برگ ها و دیدگاههای  مکملی داشته که بیان آن در اینجا نفع معرفتی برای ما ندارد.استاد غلامعباس توسلی در کتاب نظریه های جامعه شناسی ذیل فلسفه اثباتی 6 مكتب و نظریه ی:اثباتی،اثباتی جدید،اكولوژی انسانی،كاركرد گرایی ساختی،رفتار گرایی اجتماعی و زیستی روانشناختی فرهنگ؛ و ذیل فلسفه تفسیری4 نظریه ی:تفهم فرهنگی،جامعه شناسی تفهمی و تفسیری ی عمل اجتماعی ،روانشناسی اجتماعی و پدیدار شناسی؛ و ذیل فلسفه انتقادی3 نظربه ی :جامعه شناسی و فلسفه اجتماعی،جامعه شناسی ایدئولوژیك در سنت كارل ماركس، و  اصلاح طلبی پیروان اصالت  انسان را قرار داده است.

طبقه بندی  های نظریه جامعه شناختی

 

نظریه های جامعه شناسی  با توجه به غلبه دیدگاه های  فلسفی و نظریه های اجتماعی در طول سالیان به تدریج در جستجوی  شناختِ واقعیت، شکل گرفته اند. دانشمندان جامعه شناس از بدو پیدایش این علم به تدریج به تكوین نظریه جامعه شناختی بر مبنای نظریه های اجتماعی همت گماشته و این كار بی وقفه ادامه دارد.طبقه بندی های بسیار متفاوتی از نظریه های جامعه شناسی برحسب :كشورهای دارای سنتِ فلسفی انتقادی (فرانسه ،انگلیس ،آلمان، امریكا )؛رشته علمی پیوسته یه جامعه شناسی(روانشناسی ،مردم شناسی و...)؛ مبانی فلسفی(اثباتی،تفسیری،انتقادی،...) و مقاطع تاریخی(قرن 19،آغاز قرن 20،بین دو جنگ جهانی و بعد از جنگ جهانی دوم،قرن 21)   صورت گرفته است.هیچ یك از این تقسیم بندی ها قطعیت علمی نداشته و با توجه به نفع معرفتی،  بسته به مورد از هركدام  از این طبقه بندی ها می توان بهره گرفت. برای کسب اطلاعات بیشتر به فصل اول كتاب نظریه های جامعه شناسی دكتر توسلی رجوع فرمائید.

در ادبیات جامعه شناسی برای طبقه بندی مباحث نظری این رشته از مفاهیمی همچون:نظریهtheory) )، مكتب((school ، الگو paradigm)   ) گفتمان(discourse)  و آئین doctrine)) استفاده می شود.این اصطلاحات بعضا معادل یكدیگر  و در برخی موارد  به عنوان جزئی از یكدیگر به كار می روند.توسلی مكتب را حوزه تفكر علمی یا گرایش های فكری و مشابه كه حول یك محور اندیشه اصلی و به همت یك بنیانگذار تشكیل می شود و پیروانش اصول و ضوابط و نحوه تفكر آن را دنبال می كنند تعریف كرده و اضافه نموده است كه  خط و مرز قاطعی  بین مكتب و  نظریه وجود ندارد.برخی مكنب را معادل پارادایم  و حتی گفتمان به كار برده و در درون آن چند نظریه قرار می دهند.

یک طبقه بندی از نظریه جامعه شناختی

نظریه جامعه شناختی متشكل از نظریه های بعضا بسیار متفاوت در باره موضوعات واحد است!! نحوه شكل گیری جامعه،ذات یا طبیعت جامعه و چشم اندازهای جامعه شناختی خاص؛ معیارهای سه گانه ی تفكیك نظریه های جامعه شناسانه از یكدیگر است. در یك نگاه می توان نظریه جامعه شناختی را به دو شعبه اصلی جامعه شناسی كلان (Macro-Sociology)و جامعه شناسی خرد (Micro-Sociology)تقسیم نمود. در جامعه شناسی کلان مطالعه جامعه به عنوان یك كلیت در دستور كار مطالعات  جامعه شناسنانه قرار دارد.در حالیكه در جامعه شناسی خرد این دستور شامل مطالعه افراد در درون جامعه است.

در  مقوله ارتباط افراد و جامعه در نظریه های  جامعه شناسی  كلان این جامعه است كه به افراد شكل می بخشد؛در حالیكه درست برعكس در نظریه های جامعه شناسی خرد این افراد هستند كه با عمل و عمل متقابل از راههای معنی دار جامعه را خلق می نمایند.

در مقوله ذات یا طبیعت جامعه در نظریه های جامعه شناسی كلان،جامعه شناسی به مطالعه واقعیت اجتماعی و راههایی كه جامعه بر رفتار افراد نفوذ می كند،می پردازد؛درحالیكه در نظریه های جامعه شناسی خرد واقعیت اجتماعی ساخته و پرداخته ذهن های فعالان اجتماعی بوده و جامعه شناسی ،مطالعه راههایی است كه افراد  دنیای اجتماعی خود را تفسیر و ایجاد  می نمایند.

در مقوله چشم اندازها در  نظریه های جامعه شناسی كلان نگاه به  ابعاد و اعماق جامعه و فهم اهمیت نسبی واقعیت اجتماعی از منظر هماهنگی یا تضاد گروه ها در جامعه صورت می گیرد؛ در حالیكه در جامعه شناسی خرد این نگاه و فهم از منظر اجماع یا مشارکت  افراد در جامعه است.

طبقه بندی اخیر الذكر از نظریه جامعه شناختی كامل نبوده و نظریه های پست مدرن (post modern )، نسبی گرایانه(relativistic )  و برخی دیگر از نظریه ها را در بر   نمی گیرد.این طبقه بندی در جدول ذیل  تحت عنوان چارچوب نظریه جامعه شناختی خلاصه شده است.جدول اجزاء و انواع سنت فلسفی  و نیز جدول ارتباط سنت های فلسفی با نظریه جامعه شناختی نیز در ادامه ترسیم شده است.

 

چارچوب نظریه  جامعه شناختی

 

معیارها/سطح نظریه

جامعه شناسی خرد

جامعه شناسی كلان

شکل گیری جامعه

افراد

ساختارها

مطالعه ذات جامعه

معنا گرایانه و ذهنی

اثبات گرایانه و عینی

چشم انداز به جامعه

اجماع/ مشارکت

هماهنگی/ تضاد

 

 

جدول اجزاء و انواع سنت فلسفی

 

انتقادی

تفسیری

اثباتی

اجزاء /انواع  سنت فلسفی

عینی/ذهنی

ذهنی

عینی

هستی شناسی

دخالت ارز ش ها و قدرت ها در شناخت موضوع  مورد مطالعه

تعامل شناخت شناس با موضوع مورد مطالعه

انفکاک شناخت شناس از موضوع مورد مطالعه

معرفت شناسی

مردم از واقعیت آگاهی یافته و آن را در جهت منافع خود تغییر می دهند

کارشناسان از طریق گفتگو و رسیدن به اجماع در مورد واقعیت به توافق می رسند

دانشمندان با استفاده از روش تجربی واقعیت را می شناسند

روش شناسی

 

 

جدول ارتباط سنت های فلسفی،نظریه های اجتماعی و نظریه جامعه شناختی

 

ساختارها

شکل گیری جامعه

کلان

 

نظریه جامعه شناختی

نظریه اجتماعی

 

هستی شناسی

اثباتی

 

سنت های فلسفی

 

هستی شناسی ها

شناخت شناسی

اثبات گرایانه/عینی

مطالعه ذات جامعه

روش شناسی

هماهنگی/ تضاد

چشم انداز به جامعه

نظریه اجتماعی

هستی شناسی

تفسیری

شناخت شناسی ها

شناخت شناسی

افراد

شکل گیری جامعه

خرد

روش شناسی

معنا گرایانه/ ذهنی

مطالعه ذات جامعه

نظریه اجتماعی

 

هستی شناسی

انتقادی

روش شناسی ها

اجماع/ مشارکت

چشم انداز به جامعه

شناخت شناسی

روش شناسی

 

کاربرد نظریه جامعه شناختی در پیشرفت جوامع

پیشگامان جامعه شناسی در نظریه های اجتماعی نوآورانه خویش ،مسائل،فرضیه ها،یافته ها و توصیه هایی در چهار مقوله در هم تنیده:اقتصاد،سیاست،جامعه و فرهنگ را تحلیل و ترکیب نموده و  به نظریه نسبتا یکپارچه ای در فهم کلیت زندگی اجتماعی دست یافته اند.آشنایی با چنین نظریه های اجتماعی ما را به درک کلیت  اجتماعی از منظر هر یک از پیشتازان  سازنده و بنیانگذار علم جامعه شناسی نائل می گرداند.

هر یک از پشاهنگ های جامعه شناسی مجموعه مفاهیمی خاص و نوین  و یا نگاهی نو به مفاهیم کهنه را در قالب نظریه اجتماعی منسوب به خود مطرح نموده است.تلفیق نظریه های اجتماعی  در درجه نخست، فلسفه  ی علم جامعه شناسی را بنیاد گذاشته است. مطالعات جامعه شناسانه منجر به خلق نظریه های جامعه شناسی و  نهایتا تولید  دانشی تحت عنوان جامعه شناسی شده است. از متراکم شدن این دانش،  نظریه جامعه شناختی حاصل آمده است.

اشاعه این دانش و نظریه  توسط  معلمان،استادان و پژوهشگران  منجر به تربیت جامعه شناسانی شده است که وقتی در مقام سیاستگذاری، مشاوره و یا اجرا  قرار گرفته اند- از جمله در کشور  عزیز خودمان ایران- منشا خدماتی در راستای پیشرفت جوامع بوده و هستند.

آشنایی با نظریه های اجتماعی توانایی ذهنی دانشجویان را گسترش داده و عمق می بخشد.تعمق در نظریه های اجتماعی و نیز نظریه های جامعه شناسی و به طور کلی نظریه جامعه شناختی،مهارت مساله یابی،خلق مفاهیم  و نیز فرضیه سازی را تقویت می نماید.مفاهیم علوم اجتماعی،مفاهیمی تجدید شونده هستند. برخی از اندیشمندان بر این پندارند که علوم انسانی و اجتماعی،چندان علمیتی ندارند!! دلیل این ادعا را هم از جمله بی ثباتی در تعاریف مفاهیمِ مطرح در این علوم   عنوان می نمایند.اما این بی ثباتی و ارائه تعاریف جدید شاخصی برای پیشرفته و پیچیده تر بودن علوم اجتماعی نسبت به  سایر علوم  است و نه عقب افتادگی و  نه دلیل و ادعای قابل قبولی برای عدم علمیت آن !!

البته بعضی از تعریف های نو ممکن است شخصی بماند و مورد تایید اهالی علوم انسانی و اجتماعی قرار نگیرد و یا حتی در موارد ی برخی  پندارها نیز به مثابه نظریه در این حیطه مطرح  گردد.اما سوای از اینها، مفاهیمی که در اجتماعات علمی بر روی آنها توافق بین الذهانی شكل می گیرد- مانند مجموعه مفاهیمی که پیشتازان جامعه شناسی همچون :کنت،دورکیم،مارکس،وبر  و دیگران مطرح نمودند- چنین مفاهیمی  پرورش یافتند و تجدید شدند!! و این نشان از پیشرفت و پیچیدگی علوم اجتماعی است .

از سوی دیگر آشنایی با نظریه های اجتماعی در شکل گیری فهم جدیدی از زندگی روزمره و واقعیات اجتماعی مورد مشاهده روزانه انسان ها دخالت دارد  و کاربرد  نظریه جامعه شناختی صرفا به فعالیت های علمی – پژوهشی  محدود نمی گردد. دفتر مبحث اول این جزوه را در همینجا بسته و در دفتر دوم به طرح نظریه های اجتماعی و آثار پیشاهنگ های جامعه شناسی پرداخته و در مبحث سوم باب بحث پیرامون آثار و نظریه های توسعه گران نظریه جامعه شناختی را خواهیم گشود.انشاءالله

 

مبحث دوم جزوه نظريه های جامعه شناسی – قسمت اول : اگوست كنت - ويرايش اول:25 ارديبهشت 1387

 

لينك قسمت هاي: اول  ،   دوم  و   سوم    دوركيم  - ويرايش اول:19 خرداد 1387

 

ماركس – ويرايش اول 2/4/1387

 

ماكس وبر : بخش اول، بخش دوم، بخش سوم ، ويرايش اول:10 تير 1387

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين يکشنبه 25 فروردين 1387
تعداد نظرات تا اين لحظه :  95 اعلام نظر