نفت نفرين سياه است
شمع

 

از اول دي ماه كه متن نامه دكتر ستاري فر به رئيس جمهور منتشر شد، هنوز به سندي كه به بررسي و نقد و سبك و سنگين كردن اين نامه و پيشنهاد ستاري فردر مورد توزيع 30 درصد از درآمدهاي نفتي به طور نقدي و مستقيم بين  حدود 70 درصد از مردم ايران تحت عنوان يارانه رفاه اجتماعي؛پرداخته باشد؛دست نيافته ام!!! اصلا انگار كسي حرفي نزده است.بعضي از فعالان سياسي و اساتيد اقتصاد هم كه با آنها مواجه شدم اصلا نامه را نخوانده بودند!! اين وضعيت ،نمادي از سطح هوشياري فرهيختگان ما ست! فقط در سخنان رئيس جمهور در باره لايحه بودجه 1387 در روز چهارشنبه  12دي ماه1386   در ميان خبرنگاران  بعد از جلسه هيئت دولت كه از تلويزيون پخش شد و  نيز در سخنان ايشان هنگام ارائه لايحه بودجه 1387 در روز دوشنبه 18 دي ماه86  در مجلس، اندكي توجه به اين پيشنهاد را ديدم.احمدي ن‍‍ژاد در بخش پاياني سخنانش در  صحن علني مجلس گفت:

"قيمت نفت در بازارهاي جهاني بالا رفته و ارزش دلار پايين آمده، هم‌چنين قيمت‌هاي كالاها در سطح عمومي در دنيا بالا رفته است. فشار پايين آمدن قيمت دلار نيز بر قيمت كالاها وارد مي‌شود كه اين مساله، اول بر قيمت‌هاي داخلي اثر مي‌گذارد و دوم اين توقع را در جامعه دامن مي‌زند كه اثر بالارفتن قيمت نفت در زندگي مردم چيست ؟با وجود تلاش‌هاي دولت در توسعه و سرمايه‌گذاري در زيرساخت‌ها، اين انتظار عمومي درباره اثر بالارفتن قيمت نفت در زندگي مردم وجود دارد.به نظر من نه مجلس و نه دولت نمي‌توانند در برابر اين انتظار بي‌تفاوت باشند. برخي افراد به عددهاي موهوم دل خوش كرده‌اند و برخي استفاده از درآمدهاي نفت را به عنوان يك كفر مطلق و گناه نابخشودني در كشور معرفي مي‌كنند. بخشي از درآمدهاي نفت سرمايه‌گذاري مي‌شود اما مگر چه‌قدر سرمايه‌گذاري ارزي و ظرفيت آن در كشور وجود دارد؟ از اين رو دولت لايحه‌اي در اين زمينه تقديم مجلس كرد كه با افزايش قيمت نفت ‌دو ميليارد دلار براي كالاهاي ضروري مردم در حالي كه تبديل به ريال نشود، اختصاص يابد كه در دولت با نگاه انقباضي به ‌2 / ‌1 ميليارد دلار تبديل شد. خواهشم از نمايندگان اين است كه اين   لايحه را تصويب كنند و در دستور كار قرار دهند تا به اين ترتيب بخشي از درآمد نفت را تحويل خود مردم عزيز بدهيم. "

چهارمين انتقادي كه در يادداشت قبلي به نامه دكتر ستاري فر در مورد سياست هاي كلي ايران در زمينه نفت وارد شده بود؛به اين نكته بر مي گشت كه وي معتقد است كه ايران سياست هاي جامع و كاملي در مورد نفت به خصوص در برنامه چهارم توسعه وضع كرده است!! من اينگونه نمي انديشم و معتقدم که  استراتژیک ترین استراتژی موجود ایران برای رسیدن به توسعه یعنی اتکا به درآمد های نفتی ، برای ایران توسعه آور نبوده و تجارت نفت از طریق اوپک منجر به توسعه یافتگی ایران نشده و نخواهد شد. برخی مفروضات در سیاست های کلی موجود در باره نفت در ایران وجود دارد که  تجربه 60 ساله گذشته  کشور نشان داده است که این مفروضات کاملا غلط است از جمله:

  1. استخراج  نفت و کسب درآمد از فروش آن به معنی تبدیل دارائی غیر مولد به مولد است.
  2. ما مجبور هستیم که به میزان توانمان در تولید نفت و تقاضای نفت در بازار به استخراج و فروش آن به صورت  ماده خام بپردازیم.

از بازي روزگار ، روساي سازمان مديريت حتي از جناح هاي مختلف سياسي  در مورد  به حداكثر رساندن استخراج نفت  ايران و تبديل اين ماده سياه به دلار نفتي ديدگاه واحدي دارند،شايد اين نتيجه حشر و نشر آنها با كارشناسان سازمان برنامه و بودجه يا مديريت وبرنامه ريزي باشد! فرهاد رهبر اولين رئیس منتخب دولت نهم در سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور ،اساسی ترین محور لایحه بودجه سال 1385 را تبدیل دارایی غیر مولد نفتی به دارایی مولد از طریق صادرات نفت و کسب دلارهای نفتی و سرمایه گذاری آن برای توليد از طريق صنايع كوچك و متوسط زودبازده مي دانست. نويسنده اين سطور چنين اعتقادي نداشته و ندارد لذا در یادداشتی تحت عنوان: مهمترین سیاست کلی گم شده جمهوری اسلامی ایران در بهمن ماه 1384  به این موضوع در حد توان با استفاده از مطالعات انجام شده و نتایج اجرای سیاست های موجود از نگاه محققان و مدیران پرداخته است.

از آنجا كه اقتصاد دان نيستم و نيز به دلائل زياد و بعضا منطقي!  در بازي بزرگان شايد به حساب نيايم! لذا اگر براي ادعاي خود بتوانم شواهد مورد اعتناي بزرگان اهل تميز را  بيش از شواهدي كه تا كنون آورده ام ؛ ارائه نمايم؛ ممكن است،مسائلي كه در خصوص نفت مطرح كردم كمي مورد عنايت قرار گيرد.خوشبختانه در همين چند روز گذشته، شاهدي معتبر از ديار عمو سام! به چنگ آورده ام !متاسفانه چشم  و گوش بسياري از اهل نظر ايراني الاصل مسلمان ! فقط به اين قبيل شواهد حساس است.پس چه بهتر كه از اين خاصيت استفاده كنم!

جوزف استيگليتز، استاد دانشگاه استانفورد و برنده جايزه نوبل اقتصاد در سال 2001 ميلادي، هفته گذشته در همايش جهاني شدن، خصوصي سازي و عدالت اقتصادي درتهران از طريق ويدئو كنفرانس به ايراد سخنراني پرداخت. پرفسور جوزف استيگليتز داراي دكتراي اقتصاد از دانشگاه MIT  و  استاد دانشكده‌هاي بازرگاني، اقتصاد و روابط عمومي و بين‌الملل و رييس انجمن «تفكر جهاني» دانشگاه كلمبيا و آكسفورد و معاون بانك جهاني (2000-1997) بوده است. استيگليتز همچنين داراي 37 دكتراي افتخاري و استاد بيش از 20 كرسي بين‌المللي است. جوزف استيگليتز يكي از پر سروصداترين اقتصاددانان معاصر جهان محسوب مي‌شود كه در سال1997 به رياست اقتصاددانان بانك جهاني برگزيده شد و انتقادهايي از توصيه‌هاي يكسان اين بانك به كشورهاي جهان سوم بدون در نظر گرفتن اقتضائات ساختاري و نهادي اين كشورها ارائه كرد كه به اعتقاد وي نه تنها آنها را به توسعه اقتصادي نرسانده بلكه مشكلات اين كشورها را حادتر هم كرده است.جوزف استيگليتز، استاد برجسته دانشگاه‌هاي كلمبيا و آكسفورد در زمينه وضعيت اقتصادي ايران گفت:

رشد اقتصادي ايران طي چند سال اخير بسيار سريع بوده و ايران از نيروي جوان و ذخيره ارزي خوبي برخوردار است كه با توجه به افزايش قيمت نفت رشد بهتري نيز خواهد داشت.وي درباره ارزيابي موفقيت اقتصادي كشورها تصريح كرد: توليد ناخالص داخلي (GDP) شاخص مناسبي براي ارزيابي موفقيت به حساب نمي‌آيد، زيرا رشد مستمر را نشان نمي‌دهد. به طور مثال ضريب استهلاك در GDP لحاظ نشده است، بنابراين نمي‌تواند نشان‌دهنده عملكرد مناسب باشد.

وي ادامه داد: از اين رو بايد GDP سبز را در نظر بگيريم، به اين معنا كه استهلاك منابع طبيعي را نيز به حساب آوريم و ايران به دليل استفاده زياد از منابع طبيعي نظير نفت بايد به اين شاخص توجه كند.استيگليتز با بيان اين مطلب كه ايران نياز به سرمايه‌گذاري مجدد دارد، تاكيد كرد: ايران سرمايه‌هاي خود را مصرف مي‌كند، به طور مثال نفت را استخراج و مصرف مي‌كند، اما بر روي منافعي كه بهره‌برداري زيادي دارند، سرمايه‌گذاري نمي‌كند.وي افزود: از ميان كشورهايي كه داراي منابع نفت و گاز هستند، كشورهاي اندكي به اصل سرمايه‌گذاري در ساير زمينه‌ها توجه مي‌كنند.

استيگليتز همچنين از نفت به عنوان «نفرين سياه» ياد كرد و گفت: كشورهايي كه اقتصاد آنها متكي به نفت است به بهره‌برداري از ساير منابع توجه زيادي نمي‌كنند و سوءمديريت در اين عرصه وجود دارد.وي تصريح كرد: قيمت منابع طبيعي فوق‌العاده بي‌ثبات است، بهاي نفت هر روز افزايش پيدا مي‌كند و كشورهاي داراي ذخاير نفتي هر روز آن را استخراج كرده و مي‌فروشند، اما اگر ذخاير خود را نگه مي‌داشتند اكنون با افزايش قيمت آن به طور مثال نسبت به چهار سال گذشته سود هنگفتي مي‌بردند، بنابراين بايد نسبت به مديريت منابع خود جدي‌تر باشند.

اين نوبليست اقتصادي تصريح كرد: امروزه امور مالي بين‌المللي در بسياري از كشورهاي دنيا بدتر شده است و آنها بايد براي جبران اين بي‌ثباتي از صندوق‌هايي كه مي‌توانند ثبات را به آنها برگردانند، كمك بگيرند.وي با بيان اين مطلب كه كشورهايي كه دچار بيماري هلندي اقتصاد هستند، داراي ضعف در مديريت منابع طبيعي و نيروي كار خود هستند، افزود: بسياري از كشورهايي كه منابع خوبي دارند، مي‌توانند مردم فقير خود را ثروتمند كنند، اما در عمل ثروتمندهاي آنها ثروتمندتر مي‌شوند.

به گفته وي براي جبران اين نقص بايد به عدالت اجتماعي توجه كرد. همچنين جهاني شدن براي كشورهايي كه مديريت آن را ياد گرفته‌اند مزاياي فراواني داشته است. وي يادآور شد: اگر دولت‌ها مشكلات را درك كنند و در راس كارهاي خود براي آن برنامه‌ريزي و سياست متناسب اتخاذ كنند، مي‌توانند فاصله بين فقير و غني را كاهش دهند.استاد دانشكده‌هاي بازرگاني، اقتصاد و روابط عمومي و بين‌الملل دانشگاه كلمبيا يادآور شد: تحقيقات اقتصادي نشان مي‌دهد آزاد كردن بازار سرمايه باعث ثبات اقتصادي مي‌شود، اما مسلما سبب رشد اقتصادي نمي‌شود.

وي در ادامه توجه به چند نكته را براي جهاني شدن اقتصاد ايران ضروري دانست و گفت: اولين نكته نحوه مديريت در جهاني شدن است نكته بعدي اين است كه جهاني شدن موجب افزايش بهره‌وري مي‌شود، بنابراين بايد در زمينه‌هاي زيرساخت، بازار سرمايه و آموزش سرمايه‌گذاري شود كه در اين زمينه‌ها ايران سرمايه‌گذاري زيادي نداشته است.وي افزود: دولت و بخش‌خصوصي نيز بايد نقش و ديدگاه متوازن داشته باشند. طي يك دهه گذشته ايالات متحده، كشورهاي شرق آسيا را مورد انتقاد قرار مي‌داد كه شفافيت قانون و مديريت مناسب ندارند و سعي كردند كاري كنند كه آمريكا را الگوي خود قرار دهند.

استيگليتز ادامه داد: فكر نكنم كسي آمريكا را الگوي مناسب بداند، زيرا خود اين كشور داراي نقص قانونگذاري و عدم شفافيت در قوانين است و اين اجماع نظر وجود دارد كه آمريكا به زودي دچار بحران اقتصادي مي‌شود و در حال حاضر زير توان اقتصادي خود عمل مي‌كند.

چكيده سخنان اين استاد امريكايي  در روزنامه دنياي اقتصاد چهارشنبه 19 دي ماه 1386  صفحه 5   به همان نحو كه در بالا آمده و به نقل مستقيم از اين روزنامه منتشر شده است. اما متن كامل اين سخنان  باز هم در روزنامه دنياي اقتصاد  اما در  روز يكشنبه 23 دي ماه1386  در صفحات  6 و 8 درج شده است؛ اما به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني اتاق بازرگاني.تفاوت هاي قابل توجهي در ترجمه چكيده  و متن كامل سخنان اين  نوبليست اقتصادي وجود دارد كه پي گيري چند وچون اين پديده  را به اصحاب اقتصاد واگذار مي كنم!! 

نويسنده : محمد حسن محقق معين دوشنبه 24 دی 1386
تعداد نظرات تا اين لحظه :  213 اعلام نظر