توصیفی از جلسه ارائه گزارش نهایی یک طرح پژوهشی ملی
شمع

 

 

ارزشيابي بدون پاسخگويي

محمد حسن محقق معین

صبح روز شنبه19 آبان ساعت 8 به صورت اتفاقي مشغول تماشاي  برنامه "مردم ايران سلام" از شبكه 2  شدم؛ به مناسبت روز ملي كيفيت كه در تقويم ساليانه  هجري شمسي  بر روي صفحه 18 آبان نقش بسته، مجري برنامه مشغول گپ و گفتی با آقاي مهندس فرزين انتصاريان رئيس هيات مديره انجمن مديريت كيفيت ايران بود.مجري و به خصوص مهمان برنامه موضوع كيفيت را  خيلي زيبا و هنرمندانه مطرح مي نمودند.بحث جايزه ملي كيفيت هم پيش آمد و مهندس انتصاريان گفتند : چند سالي است به منظور ارتقاي سازماني جايزه ملي كيفيت را به سازمان هايي كه شرايط را داشتند؛ داده ايم.اما از امسال كه سال چهارم اعطاي اين جايزه است؛به دليل اينكه متاسفانه كيفيت در سازمان هاي ايراني پايدار نمي ماند! تصميم گرفتيم كه براي اعطاي جايزه به فرايندهاي توليد كالاها و خدمات توجه كرده و به اين فرايندها در سازمان ها بر اساس خود ارزيابي و سازوكارهاي بعدي  جايزه بدهيم.

مجري برنامه از استاندارد  پرسيد.ميهمان برنامه استاندارد را حداقل کیفیت به خصوص از منظر ایمنی و بوجود آورنده زبان مشترک تعربف نمودند.سخنان مهندس انتصاريان انگيزه لازم را به من داد تا در جستجوي اينترنتي روزانه ام نگاهي به سایت انجمن مديريت كيفيت ايران بيندازم.سايت اين انجمن را مي توانيد در اینجا ببینید.البته اگر فعالان اين انجمن با معيارهاي شناخته شده ای، يك خود ارزيابي از سايت اينترنتي اِشان داشته باشند؛مسلما در ارتقاي كيفيت  آن بيش از اين خواهند كوشيد.

صحبت هاي مهندس انتصاريان در مورد عدم استمرار كيفيت در سازمان هايي كه جايزه ملي كيفيت را گرفته اند و نيز اينكه متولي كيفيت در ایران كيست؟چرا كيفيت پايدار نمانده است؛مرا به فکر واداشته است!.دمینک با طرح نظریه بهبود مستمرِ کیفیت به جای تاکید بر  اندازه مشخصی از آن، خود را جاودانه ساخت.به نظر من يكي از راه هاي اصلي  بهبود مستمرکیفیت، استقرار یک نظام ارزشیابی زنده و هم افزا ست.چرا کیفیت حتی در سازمانهای مدرنِ ایرانی ي برنده جایزه ملی کیفیت پایدار نمانده است؟

این دو گانه  سنت و مدرنيسم هم مرا رها نمي كند! اصلا شما به يك موسسه علمي مي رويد،در طبقه اولش تعدادي متخصص داراي درجه دكتري نشسته اند؛با شما در مورد يك موضوع علمي يك جور برخورد مي كنند؛ بعد به طبقه سوم همان موسسه مي رويد ودر مورد همان موضوعاتِ علمي  با انسانهايي با تخصص هاي مشابه صحبت مي كنيد؛طور ديگري جواب مي دهند،با همين آدم ها چند روز بعد صحبت مي كني،چور ديگري هستند؛خدايا چه خبر است؟ اين ها كه همه مدرن هستد! جرا اينجوري رفتارهاي بي ثبات دارند؟آیا این ها خصوصیات دوره گذار از سنت به مدرنیسم در یک کشور در حال توسعه است؟ نه ! من اصلا به این دوگانه اعتقادی ندارم. چرا که در سنت عناصری و جود دارد که به هیچ وجه از آنها گذر که نباید کرد  هیچ ، باید در آنها غواصی کرد؛مثلا دین!حالا به مسائل مدرنیسم کاری نداشته باشيم .به نظر من دوگانه ای اگر باشد که هست،تقابلی است بین وجه خاکی و وجه افلاکی انسان که از ازل نهاده شده و تا ابد هم باقی خواهد ماند. برای توضیح پایداری در رفتار های روزمره خانوادگی و حرفه ای نیز باید این دوگانه را مطالعه کنیم.البته بحث دراینجا هم وجه دینی و هم وجه انسانی دارد و هم می توان از هردو منظر به آن پرداخت.منظور من در اینجا مطالعه وجه افلاکی  انسان به عنوان  یک ویژگی انسانی است! نه خصلتی دینی. انسان های دین دار  و یا انسان های غیر معتقد به ادیان.خلاصه اين حرف ها هم در ميزان پاسخگويي انسان به خودش نهفته است؟يعني وجه خاكي انسان بابد به نحوي مستمر به وجه افلاكي اش پاسخگو باشد تا تداوم و تعادل در رفتار و بهبود مستمر كيفيت حفظ شود،در غير اينصورت همه آكادمي هاي عالم  با همه تكنولوژي ها و همه منابع جمع شود؛كار درستي از پيش نمي رود؛بگذريم!

در این يادداشت می خواهم جلسه ي گزارش نهایی طرح تحقيقاتي «نظام ملی سنجش آموزش و پرورش ایران»  كه  توسط دکتر  عليرضا کیامنش در ساعت 13 الی 15 روز دوشنبه 14/8/86 در محل موسسه پژوهشي  نوآوری های آموزشی  ارائه شد؛ مستند سازی کرده و گزارش توصیفی این جلسه را مطرح نمايم.اين پژوهش  ظاهرا تنها تحقيق  ذيل طرح بزرگ تحقيقاتي سند ملي آموزش و پرورش در حوزه سنجش آموزشي است؛ و در  کمیته مطالعات مؤلفه هاي اصلی آموزش و پرورشِ  اين طرح قرار دارد. مسئوليت اين كميته با دكتر محمد جعفر جوادي است.يكماه قبل درست در  بعد از ظهر روز شنبه 14 مهر  وقتي كه دكتر محمد حسني را به طور اتفاقي در خيابان ايرانشهر ديدم؛ اين موضوع را به من گفتند.ايشان رئيس  گروه پژوهش دراعتباربخشي وارزشيابي ازبرنامه هاي درسي  پژوهشكده ارزشيابي موسسه پژوهشی برنامه هاي درسي و نوآوري هاي آموزشي ی  سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش و پرورش است.

دكتر حسني يكي از مبتكران اصلي طرح ارزشيابي توصيفي است.يادم هست چند ماه قبل يادداشتي تحت عنوان:"كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد مشكل ها" در وبلاگش در خصوص مسائل روز طرح ارزشيابي توصيفي  در مطلع یک گزارش ،نوشته بود، در ذيل اين یادداشت و گزارش   كه در تاريخ 11 تير 1386 با عنوان فرعي ارزشیابی توصیفی:پیامدها و چالشها منتشر شد؛در كامنتي با توجه به آشنايي و همكاري قبلي با  ايشان  در طرح ارزشيابي توصيفي، وي را به مناظره در باره اين طرح و سرنوشت محتومش در حضور كارشناسان سازمان پژوهش دعوت كرده بودم،كه خبري نشد.در اين ملاقاتِ اتفاقی هم بر اين مناظره تاكيد كردم.من آن روز در جستجوي اطلاعاتي براي تكميل مقاله ام تحت عنوان:"سنجش و ارزشيابي آموزشي در دوره هاي آموزش کوتاه مدت فرهنگيان ايران" بودم؛به ايشان گفتم:شما كه در پژوهشكده ارزشيابي موسسه نوآوري هاي آموزشي مشغول فعاليت هستيد؛در مورد شناخت و بهبود و ضعيت سنجش آموزشي در مدارس كشور جه مي كنيد؟چرا همه عناويني كه براي پژوهش تعريف كرده ايد در حوزه ارزشيابي برنامه است؟ايشان گفتند كه ما نيرو كم داريم و نمي توانيم وارد حوزه سنجش آموزشی شويم و اين مقوله كه شما طرح مي كنيداز وظائف  گروه پ‍ژوهشي سنجش و ارزشيابي آموزشي پژوهشكده تعليم و تربيتِ پژوهشگاه مطالعاتِ آموزش و پرورش است.به ایشان به این مضمون گفتم: دوست عزيز! شما مي داني  كه آنها هم وضعيت نيروي انساني اشان بهتر از شما نيست!آيا بهتر نيست هر دو گروه به كار پيرامون سنجش آموزشي كه از وظائف روزمره معلمان و مدارس است ؛ اولويت  بدهيد و براين مقوله متمركز شويد؟ايشان كه از سرويس هم جا مانده بود و نسبتا عجله داشت، جواب روشني به من نداد و گفت: در مورد مسائلي كه طرح كردم بهتر است با دكتر جوادي و همينطور دكتر توراني صحبت كنم.

دكتر توراني - متخصص مباحث مدیریت ، كيفيت و نو آوري- از دوستان نسبتا قديمي تر من است.چند لحظه بعد در ساختمان موسسه پژوهشي به سراغش رفتم.مشغول صحبت با فردي در مورد مقوله نوآوري در آموزش و پرورش بود.بعد از خاتمه اين بحث و رفتن آن فرد، به دكتر توراني گفتم:شما كه اينقدر از نوآوري در مدارس و آموزش و پرورش صحبت مي كنيد! چرا وظائف کهنه ولی  معتبر و اصلي معلمان در مدارس را فراموش کرده اید؟ به عنوان معاون پژوهشي پژوهشكده ارزشيابي ، آيا از وضعيت سنجشِ كلاسي در مدارس خبر داريد؟گفت:خوب به طور روزمره كارها در دست انجام است.گفتم:با چه كيفيتي؟مگر سنجش و ارزشيابي در همه نظريات رايج برنامه درسي، سهمي 20 تا 30 درصدي ندارد؟ آیا شما از وضعيت  سنجش در كلاس هاي درس خبر داريد؟از صلاحيت و مهارت معلمان براي سنجش چه طور؟از برنامه هاي تربيت معلم در اين عرصه چه طور؟ از برنامه آموزش و بهسازي معلمان در عرصه سنجش آموزشي چه طور؟آيا معلمان و دبيرانِ موضوعاتِ درسي متنوع، از  تئوري سنجش خاصِ  دروسي كه تدريس مي كنند؛ خبري دارند؟آيا با مقوله مثلث سنجش آموزشي آشنايند؟ ايشان پس ازکمی گفت و شنود بیشتر، با تامل گفت: به نظر من بهتر است در اين مقوله بيشتر فكر كنيم و نشست هاي علمي برگزار كنيم و موضوعي كه شما طرح مي كنيد بايد بررسي گردد. و شما هم كمك و مشاركت فعال داشته باشيد.گفتم چشم،خبر از شما مشاركت از ما!

روز يكشنبه 13 /8/86 خبري در خصوص ارزشيابي  از طرح ها و برنامه هاي  وزارت آموزش و پرورش از قول دبير كل شوراي عالي آموزش وپرورش ديده بودم، شب به دكتر حسين احمدي معاون سابق آموزش و پرورش عمومي و يكي ديگر از بنيادگزاران طرح ارزشيابي توصيفي كه فردي دوست داشتني است؛زنگ زدم و موضوع را جويا شدم،خبر نداشت؛اما خبر ديگري داشت مبني بر شرکتش در جلسه اي! گفت: جاي شما خالي بود.گفتم کجا؟ گفت: روز چهارشنبه 9/8/ 86  در نشستي  که با برنامه ریزی دكتر حسني  تحت عنوان: چالشهاي نظام  آموزشي درتغيير رويكردارزشيابي تحصيلي  با مديريت  علمي  دكتر توراني ترتيب داده شده بود، شرکت کرده و چند كلامي  هم صحبت كردم. بعد كه جستجو كردم ديدم آگهي  اين نشست به اين شكل شفاف!  سه روز قبل از جلسه در سايت موسسه پژوهشي  منتشر شده و باز هم از توفيق هم سخني با دكتر حسني  و ديگر متخصصان سنجش آموزشي محروم ماندم! اين هم يكي از مصاديق بي ثباتي رفتاري است كه متاسفانه دامنگير جامعه ما اعم از عوام وخواص،همكاران و دوستانٍ قديم وجديد،سنتي و مدرن است. من هم خبر جلسه ارائه دكتر كيامنش را به دكتر احمدي دادم.گفت:اِ چرا من خبردار نشدم! گفتم :من هم تصادفي ازطريق سايت سند ملي از اين جلسه خبردارشدم.اگر توانستي بيا.

بالاخره پس از این مقدمه بی و یا با رابطه  بلند، نوبت طرح مقصود اصلي از نوشتن اين يادداشت رسید! سال گذشته در بیست و دومین روز اردی بهشنت ماه در دومين نشست علمی گزارش و نقدو بررسی فعاليتها و مطالعات طرح تدوين سند ملی، گزارشی تحت عنوان  « ضرورت و  چگونگی ايجاد مركز ملی سنجش و ارزشيابی در آموزش و پرورش ، راهكارها و ضرورتها»  توسط دکتر علیرضا کیامنش ارائه شده است.خبر کامل این گزارش را می توانید در سایت سند ملی در اینجا بخوانید. در جلسه دوشتبه گذشته(14/8/86)  گزارش نهایی این   طرح تحقيقاتي تحت عنوان  «نظام ملی سنجش آموزش و پرورش ایران» توسط دکتر کیامنش ارائه شد.البته عناوین دوتاست و دو معنا را ایفاد می نماید ولی ظاهرا هر دو گزارش مقصود واحدی را دنبال می نماید.متن خبر جلسه دوشنبه را در اینجا ببینید.در جلسه اخیر به غیر از خودم و دکتر کیامنش،هشت نفر دیگر حاضر بودند:آقایانِ دکتر ها: مهر محمدی، جوادی، صادق زاده ،صدری،جلیلی و خانم ها:رستگار و امام جمعه.مجموعا 10 نفر بودیم.دکتر جوادی جلسه را اداره می کرد. متن کامل و صحافی شده   گزارش تحقیق با جلد سبز  که حدود 300 صفحه  به نظر می رسید؛ روی میز بود.متن تایپ شده ای در 14 صفحه در ابتدای جلسه بین حضار توزیع شد.دکتر کیامنش برای ارائه از پاور پوینت استفاده کردند.تیتر های گزارش 14 صفحه ای عبارتند از:مقدمه،بررسی مبانی سنجش ملی،سنجش های کلاس محور و مدرسه محور،سنجش های(امتحانات)سراسری یا عمومی،سنجش های ملی،تفاوت سنجش های عمومی و ملی،سنجش های بین المللی،بررسی سنجش آموزشی در چند کشور،سیر تاریخی امتحان و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی در ایران،دیدگاههای صاحبنظران تعلیم و نربیت کشور،نتیجه گیری. پاور پوینت نیز تقریبا بر مبنای همین متن ارائه شد.این متن نیز کاملا مشابه چکیده گزارش ارائه شده در اردی بهشت سال گذشته است، که قبلا در سایت سند ملی  به شرح ذیل به صورت پاور پوینت! و متن  منتشر شده است:

"گسترش فناوری های جديد و نقش آنها در آموزش و پرورش ، سرمايه گذاری بيشتر دولت را در اين بخش ضروری ساخته است.گسترش سواد و افزايش سطح آگاهی مردم، نظام آموزش و پرورش را علاوه بر گسترش كمی كمينه ها (توسعه ی دسترسی به آموزش) ، ملزم به توجه به كيفيت آموزش (فرصتهای آموزشی و محصول آموزش) كرده است. يك مدرسه ی خوب تنها با معلمان مجرب ، آزمايشگاه های مجهز و دسترسی به رايانه و اينترنت شناخته نمی شود ؛ بلكه در كارايی و كارآمدی مدرسه ، در محصول نهايی آن يعنی عملكرد دانش آموزان از شاخص های مهم است.

برای تعيين ميزان موفقيت دانش آموزان ، ارزشيابی سخن نهايی را می گويد و اين اقدام بايد توانايی های ذهنی ، عاطفی و هم توانايی های رفتاری آنان را شامل شود.سنجش های‌آموزشی وسايل و ابزاری هستند كه شاخص های موفقيت كمی و كيفی نظام آموزشی تلقی می شوند و لذا آموزش و پرورش برای تحقق اهداف آموزشی در ابعاد كمی و كيفی بايد از يك نظام جامع و كارآمد سنجش و ارزشيابی برخوردار گردد.

سنجش های اموزشی ممكن است به يكی از چهار نوع ؛ كلاس محورو مدرسه، سراسری ياعمومی ، ملی و يا بين المللی صورت گيرد. در حال حاضر در نظام آموزشی كشورما بيشتر نوع اول سنجش مورد توجه و استفاده بوده و بهره گيری از انواع گسترده تر سنجش، بسيار اندك و يا نادر بوده است. عدم استفاده از انواع سنجش ها ، به ويژه سنجش ملی نتوانسته بازده های آموزشی را ارزشيابی كند و به صورت علمی نتايج عمل آموزش و تربيت انجام گرفته در مدارس را تبيين و تفسيرنمايد.

راهكارهای مفيد و مناسب برای ايجاد يك مركزسنجش و ارزشيابی آموزشی به منظور نيل به هدف مذكور موضوع مطالعه ی حاضر است. در اين بررسی وضعيت آموزش و سنجش در تعدادی از كشورهای جهان و چند مؤسسه ی معتبر و عمده كه در امر سنجش های ملی در مقياس بزرگ يا كوچك ؛ تجارب موفق و گسترده دارند ، مطالعه شده اند و در پايان الگوی پيشنهادی برای ايجاد مركز مذكور ارايه گرديده است."

در جلسه اخیر نیز دکتر کیامنش بر همین نکاتی که از جلسه سال گذشته نقل شد،تاکید داشتند.قابل اضافه تر کردن اینکه ایشان سنجش ملی را با سنجش های عمومی یا سراسری متفاوت قلمداد كرده و سنجش ملی را مشابه سنجش های بین المللی دانستند  با این تفاوت که طرح سئوالات سنجش ملی در کشور خودمان صورت می گیرد و نه در موسسات بین المللی.ایشان تاکید نمودند که اگرچه جمع آوری اطلاعات در طرح های سنجش آموزش بین المللی تیمز و پرلز ما را ورزیده کرده اما به دلائلی که مشروحا در گزارش ذکر نموده اند،صِرف انجام مطالعات بین المللی پاسخگوی نیاز های سنجشی ما در سطح ملی نیست و بعضا اطلاعات  مناسبی برای ما فراهم نمی آورد.از جمله به یکی از مطالعات اخیر بین المللی سنجش آموزشی در ایران اشاره کردند که از 156 سئوال طرح شده 80 سئوال در ایران تدریس نشده و در کتاب های درسی ما نبوده است؟!ایشان در خصوص  سنجش آموزشی در16 کشور از قاره های مختلف جهان منهای افریقا مطالعاتی کرده اند و نیز برنامه مصاحبه با 28 صاحبنظر و دست اندر کار مدیریت  و تدریس و تحقیق در حوزه سنجش آموزشي کشور  را داشته اند که موفق به دریافت نظرات 12 نفر از آنان گشته اند.

دکتر جوادی  جلسه را اداره و صورت جلسه می نوشت؛هر نه نفر مستمع جلسه بعد از  ارائه دکتر کیامنش که از حدود یک و نیم بعد از ظهر شروع شد و  تقریبا 45 دقیقه طول کشید؛اظهاراتی جمعا حدود 45 دقیقه نمودند. متوجه نشدم که صدای جلسه ضبط شد و یا نه؟ اما متاسفانه  تصویر و یا عکسی  گرفته نشد.خوب است دستورالعملي هم براي نحوه ارائه گزارشات نهايي پژو هش هاي انجام يافته در سند تدوين و به اجرا گذاشته شود تا مستند سازي ها كاملتر انجام شود.- البته اگر تا كنون چنين دستورالعملي تدوين نشده باشد- اداره جلسه دموکراتیک  و محترمانه بود. جلسه در محیط آرام و نسبتا مناسبی با پذیرایی برگزار شد.در ادامه بر اساس یادداشت هایی که از سخنان حاضران در جلسه داشته ام و به ترتیبی که صحبت کردند؛ نقل قول هایی آورده ام.البته این متنِ کامل اظهارات افراد  نیست اما تلاش من این است که با امانت داری و دقت مواردی که در جلسه جلب نظرم را کرده و همانجا یادداشت نموده ام را در ادامه بیان نمایم.

آقای دکتر صدری

  1. نظام ملی سنجش با نظام سنجش ملی متفاوت است.

آقای محقق معین

  1. عدم وثوق منابع استفاده شده و رعایت نشدن آئین نامه استنادات و مراجع سند ملی که گزارش مصوبی است که مهندس نفیسی تهیه کرده است و منابع قابل استفاده در تحقیقات سند را دسته بندی و رویه های استفاده از آنها را معین کرده است.شما در ارائه خود چندین بار به اسنادی اشاره داشتید که نسبت به صحت و سقم آن تردید داشتید مثلا در باره وضعیت سنجش آموزشی در عربستان سعودی.
  2. در این تحقیق به مقتضیات و اولویت های آموزش و پرورش کشور در حال حاضر توجه نشده است.شما سنجش ملی را متفاوت با سنجش عمومی و سراسری و مشابه با سنجش بین المللی می دانید.چیزی که شما به عنوان نظام ملی سنجش مطرح می کنید؛ متعرض فعالیت های روزمره سنجش در کلاس های درس نمی شود  و نسبت به فرایند جاری آموزش و پرورش بیگانه است؛در حالیکه در مقدمه طرح کلی سند ملی آمده است که مطالعات گذشته آموزش و پرورش کشور به مقتضیات و محدودیت های آموزش و پرورش توجه نداشته اند،و این تحقیق برآمده از سند ملی نیز همین عیب را دارد.آنچه من از سنجش ملی می فهم آماده شدن همه کلاس ها و مدارس کشور در استانهای مختلف برای انجام سنجش آموزشی مناسب و درست است و سر جمع این فعالیت ها می شود سنجش ملی.
  3. مقوله نظام تعریف روشنی دارد،هر نظام دارای اهداف،عناصر،ساختار و کارکرد هایی است.شما  در ارائه خود به هیچ یک از مشخصات نظام ملی سنجش و ارتباط عناصر آن با هم اشاره نکردید. چیزی که شما مطرح می کنید بیشتر نوعی تحقیق است و نه یک نظام ملی سنجش آموزشی در ساختار آموزش و پرورش کشور .در حالیکه  در گزارشی از برنامه سنجش آموزشی اسرائیل( رژیم اشغالگر قدس)  كه در سال 2005 منتشر شده مبحثی  تحت عنوان : National Authority for Assessment and Evaluation وجود دارد؛در این گزارش همه ارکان،عناصر،اهداف،ساختار و کار کردهای نظام ملی سنجش و بسیاری چیزهای دیگر  برای راه اندازی و بهبود مستمر کیفیت این نظام روشن شده است.با توجه به سند چشم انداز، ما تا 18 سال دیگر می خواهیم کشور اول منطقه باشیم. ما به لحاظ سیاسی و اعتقادی با رژیم اشغالگر قدس رقابت داریم،نباید از این رژیم عقب بمانیم.
  4. در گزارشی که ارائه کردید،هیچگونه اشاره ای به مبانی تئوریک سنجش آموزشی نکردید؛در حالیکه خودتان بهتر      مي دانيد؛در موضوعات مختلف درسی تئوری های سنجش متفاوت وجود دارد و نباید به مباحث نظری در تحقيقي در اين سطح بی اعتنا بود.
  5. اشاره کردید  که28 نفر جامعه آماری صاحبنظر بوده که در طرح تحقیق شما پیش بینی مراجعه به آنها شده است؛اما به دلیل عدم همکاری آنها اطلاعات فقط از 12 نفر فراهم شده است.این یعنی 60درصد تورش که به لحاظ روشی ،اصلا قابل قبول نیست.

آقای دکتر مهر محمدی

  1. مبانی نظری،مناقشات نظری مطرح نشده است.اصول باید مطرح شود تا بتوانیم از سنجش ملی دفاع کنیم.قرار بوده است الگوی نظری بومی سنجش،نقاط قوت و ضعف الگو و فرصت ها و تهدید ها بیان گردد.
  2. وقتی می فرمایید آموزش و پرورش ژاپن نظام سنجش ملی ندارد؛بحث قبل تاملی است.آموزش و پرورش این کشور، پیشرفته و مطرح است؛می توانیم نشست هایی بگذاریم  و در این خصوص بحث کنیم.
  3. مفاهیم باید به درستی تعریف و از هم متمایز گردد و به جای هم به کار نرود.evaluation ,testing, assessment  و امثال اینها را باید دقیقا تعریف نمائید.
  4. چرا آزمون های عمومی نباید در چارچوب سنجش ملی قرار گیرد؟

 خانم رستگار

  1. آیا سنجش ملی آسیب زا نیست؟پروفسور هارلن که حتما شما ایشان را می شناسید در مقا له ای که امروز از اینترنت گرفتم و در دوم نوامبر 2007 در  ایندی پندنت منتشر شده نوشته اند که در اثر اشتباهات پیش آمده در سنجش ملی تعداد زیادی{اگر اشتباه نشنیده باشم گفتند 2000نفر} از پایه ای به پایه دیگر رفته اند.{ يانرفته اند}
  2. چرا سنجش عمومی را از سنجش ملی جدا کنیم؟

خانم امام جمعه

  1. آیا وضع موجود سنجش آموزشی در کشور را بررسی کردید؟وضعیت چگونه است؟
  2. الگوی تجارب جهانی چیست؟آیا مطالعه تطبیقی کرده اید؟benchmark در آورده اید؟
  3. نظام ملی که می فرمائید چیست؟درون داد،فرایند،بازخورد آن چیست؟

آقای دکتر صادق زاده

  1. استاندارد ها پیش نیاز سنجش ملی است یا سنجش ملی استاندارد ساز است؟
  2.  برای تعیین استاندارد های ملی با توجه به تنوعی که در درون  کشورها وجود دارد؛ آیا می توان در سطح کشوری استاندارد تعیین کرد؟
  3. رابطه سنجش ملی با تمرکز و عدم تمرکز چیست؟آیا سنجش ملی تمرکز زا نیست؟
  4. مسئله نبود سنجش ملی در ژاپن باید جدا مورد توجه قرار گیرد.
  5. آیا نظام معتبر سنجش عمومی نمی تواند جایگزین سنجش ملی شود؟
  6. مدیریت مرکز ملی سنجش که شما مطرح می کنید به کجا واگذار شود؟مبهم مطرح نمودید.

 آقای دکتر مافی

  1. اداره کنترل و کیفیت بخشی  آموزش با وظائف روزمره سنجش آموزشي متفاوت است.
  2. حرف خود شما در مورد جایگاه مرکز ملی سنجش چیست؟به کجا وابسته باشد؟
  3. کشور عمان که پایتخت آن مسقط است در این زمینه خوب کار کرده است.بر مبنای مطالعات تطبیقی نظام خوبی را طراحی کرده اند.
  4. چه مواد درسی در سنجش ملی سنجیده شود؟کدام پایه ها؟چرا؟آیا در جایی که مردودی زیاد داریم؟در مقطع ابتدایی؟راهنمایی؟متوسطه؟چرا؟

آقای دکتر جلیلی

  1. در طرح سند ملی آموزش و پرورش قرار شد، مدیریت یکی از زیر نظام ها باشد.من در همه جلسات ارائه تحقیقات سند ملی بوده ام و ندیده ام که وزن کافی به مدیریت آموزش و پرورش که امری سیاسی است داده شده باشد.مدیریت نظام ملی سنجش چگونه باید باشد ؟ و ارتباط سنجش ملی با سیاست چیست؟
  2. در آموزش و پرورش ایران مدیران همه کاره اند.مدیریت کلان آموزش و پرورش نباید ندیده گرفته شود.

آقای  دکتر کیامنش

ساعت سه و پنج دقیقه است و من با اینکه سه و نیم جایی کار واجب دارم مایلم که به سئوالاتی که مطرح شد جواب دهم.البته ما طبق چارچوب عمل کرده ایم و  برخی موارد مطرح شده در چارچوب ما نبوده است.

آقای  دکتر مهرمحمدی

الان وقت نداریم و باید برای جلسه دیگری  با چند نفر از دوستان حاضر جایی برویم. شما باید فقط به ناظرتان جوابگو باشید.جلسه ای بگذارید تا من،دکتر جوادی و شما باشیم و این ها را بررسی کنیم.

آقای  دکتر جوادی

27 سئوال طرح شده  که الان نمی شود به آن پرداخت و نیاز به فرصت دیگری دارد.

آقای  دکتر کیامنش

نه این طور که نمی شود سئوالاتی طرح شده و ممکن است در جلسه بعدی برخی از حضار نباشند.

 آقای دکتر مهر محمدی

اشکالی ندارد ما می رویم و شما بمانید جواب سئوالات را بدهید.

آقای محقق معین

خیلی خوب است.ما وقت داریم میمانیم تا جواب سئوالاتمان را بگیریم.

آقای دکتر کیامنش

خوب برویم دیگر

جلسه ساعت سه و ربع خاتمه یافت.

 

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين سه شنبه 22 آبان 1386
تعداد نظرات تا اين لحظه :  141 اعلام نظر