رویکردهای توانمند سازی
شمع

 

توانمند سازی و توسعه

محمد حسن محقق معین

مرداد 1385!!!

اجرای برنامه های توسعه و مطالعات انجام شده پیرامون آن در سطح جهان حاکی از آن است که بین توانمند سازی  و اثر بخشی توسعه چه در سطح فردی و چه در سطح  جامعه ای  ارتباط وجود دارد.رویکردهای توانمند ساز توانسته اند حکومتداری خوب را تقویت نمایند و به نوبه خود ابعاد رشد را ارتقا دهند. وقتی که شهروندان  تمرین مشارکت  کرده و تقاضای پاسخگوبودن دولت را کرده اند؛عملکرد حکومت ها نیز بهبود یافته است. مشارکت شهروندان همچنین سازنده اجماعی است که برای حمایت  و رفع مشکلات اصلاحات در جوامع و خلق فضای مثبت برای سرمایه گذاری و رسیدن به رشد،حیاتی است.(با نا ،با تا،صفحه ؟)

تجربیات  توانمند سازی موفق در دنیا ناشی از اجرای مدل واحد ویک شکلی نیست اما مسلم است.که دولت ها با اصلاح خود و ارائه انواع خدمات و ایجاد فرصت، شرایط لازم را برای توانمند شدن مردم فراهم آورده اند. در هر نقطه از دنیا که فعالیت های توانمند سازی نسبتا موفق از آب در آمده اند؛ چهار عنصرهم افزا (وتبعا هم کاه) مشاهده شده اند. این عناصر عبارتند از:

1.      دسترسی به اطلاعات

2.      مشارکت

3.      پاسخگویی

4.      ظرفیت ساز ماندهی محلی(همان)

ارتباط توانمند سازی و توسعه را می توان لااقل در چهار سطح:فردی،برنامه ای، منطقه ای- محلی، و ملی مورد مداقه قرار داد. برای نمونه اگر در سطح ملی و در ایران بخواهیم به مطالعه فعالیت های توانمند سازی و یا برنامه ریزی برای آن بپردازیم ؛مصادیق مطالعه و برنامه ریزی  عبارتند از:

1.      اقدامات فرهنگی،سیاسی و تکنولوژیکی در زمینه اطلاع رسانی

2.      مدیریت و برنامه ریزی اجتماعی و سیاسی و چگونگی بسط مردم سالاری

3.      تحولات اداری و اقتصادی در حوزه دولت و جامعه مدنی در عرصه های فرهنگی ، اجتماعی،سیاسی و اقتصادی در زمینه مسئولیت پذیری و پاسخگویی

4.      تحولات شوراها در عرصه اداری و اجتماعی کشور

ازسوی دیگر فعالیت های توسعه ای در دنیا با استفاده از رویکرهای توانمند سازی در 5 حوزه انجام شده است. چنین فعالیت هایی در همین حوزه ها در ایران قابل ردیابی،ارزشیابی واحیانا برنامه ریزی است. این حوزه ها عبارتند از:

1.      ارائه خدمات پایه

2.      بهبود اداره محلی

3.      بهبود اداره ملی

4.      گسترش حمایت از محرومین

5.      دسترسی محرومین به عدالت(همان)

توانمند سازی در ادبیات توسعه وسیعا به معنای " گسترش یافتن پهنه آزادی انتخاب و عمل برای شکل دادن به زندگی  از طریق کنترل منابع و تصمیمات " تعریف شده است. توانمند سازی در سطح فردی گسترش سرمایه ها و ظرفیت های فرد برای مشارکت،چانه زنی ، نفوذ ،کنترل و پاسخگو نمودن موسساتی که زندگی فرد را تحت تاثیر قرار می دهد.تعریف می شود.(همان)

محقق معین در کتاب ارزشیابی توانمد ساز در همین زمینه نوشته است:

اساس فرایندهای توانمند شدن بر تلاشهایی برای در اختیار گرفتن كنترل ، نقد كردن منابع و فهم انتقادی محیط اجتماعی پیرامون افراد گذاشته شده است. فرایند در صورتی توانمندساز خواهد بود كه به مردم كمك كند تا بتوانند مستقلانه ، مسائل خویش را حل کرده  و تصمیم‌گیر شوند. فرایندهای توانمند شدن در سطوح مختلف تحلیل متفاوت خواهند بود. برای مثال فرایندهای توانمند شدن برای افراد در سطح سازمانی می‌بایست در بر دارنده مشاركت در رهبری و تصمیم گیری باشد. و فرایندهای توانمند شدن در سطح اجتماع می‌بایست در بردارنده امكان دسترسی به حكومت، ‌وسائل ارتباط جمعی و دیگر منابع اجتماع باشد.

پیامدهای توانمند شدن، خود توانمندی به بار می آورد. بنابراین ما می‌توانیم به مطالعه نتایج تلاشهای شهروندان برای بدست آوردنِ كنترل بیشتر در اجتماع اشان و یا اثرهای مداخله‌های طراحی شده برای توانمند شدن ذی نفعان بپردازیم. پیامدهای توانمند شدن همچنین در سطوح تحلیل مختلف، متفاوت است. وقتی موضوع كار ما افراد هستند، پیامدها ممكن است شامل موقعیت ویژه، توان كنترل درك شده، مهارتها و رفتارهای پویا باشد. وقتیكه ما سازمانها را مطالعه می‌كنیم پیامدها ممكن است شامل شبكه‌های سازمانی، منبع افزوده شده مؤثر و نفوذ خط‌مشی باشد. وقتی كه توانمندسازی را در سطح اجتماع مورد توجه قرار می‌دهیم؛ پیامدها می‌بایست شامل نشانه‌ای از تكثرگرائی، ایجاد ائتلافهای سازمانی و دسترس پذیر بودن منابع اجتماع باشد (محقق معین،1383،صفحه 24).

نويسنده : محمد حسن محقق معين شنبه 18 آذر 1385
تعداد نظرات تا اين لحظه :  162 اعلام نظر