![]() |
![]() |
| قضاوت منصفانه شمع |
|
تصمیم گیری بر مبنای ادراک یا احساس عضو هیات علمی مجتمع آموزشی وزارت جهاد کشاورزی
آبان 1385 تصمیم گیری بر مبنای ادراک مآخوذ از واقعیت بیرونی است در حالیکه تصمیم گیری بر مبنای احساس مآخوذ از درون تصمیم گیرنده است.تصمیم گیری های انسانها منبعث از هر دو نظام ادراکی واحساسی است.هرچه سهم نظام ادراکی در تصمیم گیری ها بیشتر باشد ؛اخذ تصمیمات صحیح تری امکانپذیر می گردد. برای مثال وقتی گفته ،شنیده و یا نوشته می شود که فلان استاد مجتمع بارِ علمی کمی دارد و یا کیفیت تدریس نامناسبی! مسئولین مجتمع در خصوص این گفته ها،شنیده ها و یا نوشته ها چگونه می توانند تصمیم گیری مناسبتری داشته باشند؟ مثلا تصمیم گیری در باره تشویق و نگهداری اساتید و یا خدای نکرده تنبیه و اخراج آنها؟تصمیم گیری ،هنگامی بیشتر بر نظام ادراکی مبتنی می شود که تصمیمات، مآخوذ از سنجه های روا و پایا باشد.یعنی سنجه هایی که هم validity داشته باشند و هم Reliability سنجه های روا و پایا در مورد وضعیت علمی و کیفیت تدریس یک عضو هیات علمی مجتمع چیست؟مرجع تشخیص کیست؟ اگر عده ای از دانشجویان در مورد کیفیت تدریس یک استاد گلایه داشته باشند و مثلا یک نامه با 30 امضاء به رئیس مجتمع یا مدیر یک گروه آموزشی بنویسند که ما از فلان استاد راضی نیستیم! این مدیران چه تصمیمی بگیرند! کمتر به خطا رفته اند؟ آیا به بهانه گفته ها ،شنیده ها و یا تومار ها باید قضاوت کرد و تصمیم گرفت؟آیا باید به نظر دانشجویان بی اعتنا بود؟ یا در نظام اداری و آکادمیک مجتمع، سنجه های روا و پایایی برای سنجش وضعِ علمی و کیفیت تدریس اعضای هیات علمی با در نظر گرفتن آرای دانشجویان پیش بینی شده است؟ می دانیم که در مورد وضعیت علمی اساتید، سنجه " اخذ یک پایه ترفیع در هر سال " در "نظام ترفیع وارتقای اعضای هیات علمی" پیش بینی شده است. همچنین در خصوص کیفیت تدریس اعضای هیات علمی نیز سنجه هایی در "نظام ارزشیابی در پایان هر نیمسال تحصیلی" وجود دارد.اگرچه میزان اعتبار و پایایی هر سنجه ای قابل بحث است؛اما در سامانه اداری و آکادمیک مجتمع این دو سنجه به لحاظ رسمی تعبیه شده و باید لحاظ گردد. حال اگر رئیس ،معاونین ،مدیر گروه مدیریت و مسئول پی گیری امور هیات علمی مجتمع پس از پایان جلسه ی مورخ 8/8/85 شورای آموزشی مجتمع که موضوع بسیار مهم کیفیت تدریس اساتیدرا در دستور کار خود داشته ، درست در هنگام اذان ظهر و در وقت فضیلت نماز، جلسه دیگری تشکیل داده و پس از شور و مشورت در باره" وضعیت علمی" و "کیفیت تدریس" یکی از اعضای هیات علمی ، بحث و گفتگو کنند و بدون توجه به دو سنجه علمی اخیر الذکر تصمیمی بگیرند !! و به معاون آموزشی ماموریت دهند که تصمیم جلسه را به عضو هیات علمی مجتمع ابلاغ نماید و آن اینکه " این ترم که گذشته است و ناچاریم شما را تحمل کنیم اما بگرد و برای خودت محل کار دیگری پیدا کن و از ترم آینده از مجتمع برو و درجایی مشغول کار شو که کارت برای آن جا مفید تر و اقتصادی تر باشد" و معاون آموزشی نیز این ماموریت را انجام دهد؛ این عضو هیات علمی که از قضا 25 سال هم سابقه کار در وزارتخانه دارد !! در مورد تصمیم آنها و کیفیت مدیرتشان بر امور مجتمع چه قضاوتی کند منصفانه است؟ وی وقتی در جمع اعضای هیات علمی،مدرسان و مسئولین مجتمع در جلسه مورخ 14/8/85 به شیوه تصمیم گیری بر مبنای احساس و بهانه کردن تومار های دانشجویان و عدم توجه به نتایج ارزشیابی و اخذ ترفیع سالیانه اعتراض کرده و می گوید:چرا بر مبانی غیر موجه با یک عضو هیات علمی برخورد سیاسی شده و تصمیم به دک کردن وی گرفته می شود؛رئیس مجتمع اتخاذ این تصمیم را انکار کرده و می گوید" ما صرفا می خواهیم در گروه های آموزشی راجع به نتایج ارزشیابی اساتید بحث شود!! و شما نمی توانید مدیران ارشد مجتمع را متهم به تصمیم گیری بر مبنای احساس کنید!" از سوی دیگررئیس گروه مدیریت نیز در همین جلسه به این نکته افتخار می کند که در ارزشیابی های به عمل آمده در نیمسال تحصیلی گذشته میانگین ارزشیابی اساتید گروه مدیریت از اساتید سایر گروه های آموزشی مجتمع بالاتر بوده است! اما به نتایج ارزشیابی آن عضو هیات علمی که میانگین آن در ترم گذشته برابر با 55/84 از 100 در سطح بسیار مطلوب و در 9 نیمسال تحصیلی قبل از آن برابر با 52/80 بوده است؛ وقعی ننهاده و ملاک اصلی ارزشیابی در مورد کیفیت تدریس وی را آرای توماری فعلی برخی از دانشجویان دانسته و سئوالات سنجه های ارزشیابی اساتید را چندان معتبر نمی داند!! جالب اینجا ست که اکثر صندلی های سالن جلسه کوثر مجتمع را حدود 30 نفر از همکاران پر کرده بودند اما اکثریت آنها شاهد خاموش و بیطرف این گفتگو ها بودند اما چهار نفرساکت نماندند!یک نفر گفت: " فلانی ! چرا این حرف ها را علنی کرده وآبروی خودت را می بری؟" نفر دوم در خطابه ای عام گفت: " باید نتایج ارزشیابی اساتید به نحوی محترمانه به اطلاع آنان رسانده شود. " سومی گفت: " وقت جلسه نباید صرف طرح مسائل شخصی گردد. " و بالاخره چهارمین نفر نیز به صرافت افتاده و گفتند: ر" چرا اساتیدی که حرفه ای و خوب عمل کرده اند و نتایج ارزشیابی بالایی دارند را مورد تشویق قرار نمی دهید و جهت ارتقای کیفیت تدریس اساتید مجتمع کارگاههای آموزشی برگزار نمی نمائید؟" البته موضوع طرح شده در فوق ابعاد دیگری نیز دارد که قصد تحلیل آن را نداریم وصرفا از برخی از ابعاد نام می بریم. مثلا اینکه آیا مدیران ارشد مجتمع در خصوص همه اساتید به تدقیق در مورد وضعیت علمی و کیفیت تدریس می پردازند و یا در مورد بعضی از آنها؟ و یا اینکه اصولا مقوله علم و موضوع کیفیت آموزشی در وضع فعلی که عمدتا با دانشجویان پودمانی تا مقطع کاردانی مواجهیم تا چه حد دغدغه دانشجویان ، اساتید و مدیران مجتمع است؟ و یا اینکه تومار هایی که بعضا توسط دانشجویان نوشته و امضا شده و در سلسله مراتب مدیریتی مجتمع رد وبدل می شود و مستندِ تصمیمات دسته جمعی مدیران قرار می گیرد با چه انگیزه هایی و تحت تاثیر چه عوامل محیطی و انسانی است؟ البته تصمیم گیری در باب این قبیل مسائل مدیریتی نیز به روشی ادارکی امکان پذیر است. تصمیم گیری مناسب، منبعث از عمل در چارچوب مقررات به نحوی موثر و متعادل است. مدیران ارشد و بویژه رئیس مجتمع، باید با اجرای کامل آئین نامه ترفیع و ارتقاء در مورد همه اعضای هیات علمی و نیز اجرای کامل و مناسب نظام ارزشیابی در مورد همه دروس و امور مربوط به آموزش، باز خوردهای اداری و آموزشی را به موقع به همه ذی نفعانِ آموزش اعم از اساتید ، دانشجویان، ،مدیران و کارکنان آموزشی مجتمع ارائه کنند.ضمنا با امر آموزش و همه امور مربوط به کیفیت آموزشی که اموری ارتباطی، نظامند و فرایندی هستند ، برخورد کارشناسی و حرفه ای داشته باشند. اما افسوس! ذات نایافته از هستی، بخش! کی تواند که شود هستی بخش؟ این ها گوشه ای از واقعیات نظام آموزش عالی ایران است که در بند دهم یادداشت مدرسه تابستانی به آن اشاره کرده بودم.البته پیش از اینها هم در مورد پندار گرایی در مدیریت در سایر عرصه های مدیریتی و خط مشی گذاری مواردی از این قبیل در این صفحه منتشر شده بود. |
|
| نويسنده : محمد حسن محقق معين | دوشنبه 15 آبان 1385 |
| تعداد نظرات تا اين لحظه : 107 | اعلام نظر |