مدرسه تابستانی
شمع

 

بهانه های یک مستند ساز

محمد حسن محقق معین

 

این شمع حاصل کلنگ زنی یک مقنی ، در عرصه های مورد علاقه اش است. این معارِ!!! اصالتا یزدی ، رگ و ریشه ای  از تبریز و قم داشته و اکنون ساکن تهران بوده و محل کارش در یک مجتمع آموزشی واقع شده در محل سابقِ قریه  محمدآباد شهرستان  کرج است؛ که نمی داند از توابع محمد شهر است یا مشکین دشت؟ وی تلاش کرده و می کند تا قمقمه آبِ   خیراتی ی حتی المکان بهداشتی ئی را   هر از چندی بر سر راه این شاهراه اطلاعاتی بگذارد.

آب را که خیرات می کنند روی ظرفش نمی نویسند: کی بنوشد ، کی ننوشد!! هرکه نوشید ،نوش جان.فقط امیدوارم که پس از نوشیدن، سلام بر حسینی ! زمزمه کند و اقلا تلاش نماید تا حتی المقدور آزادگی او را سرمشق اخلاق عملی خویش قرار دهد.انشاءالله که چنین بوده باشند و چنین کرده باشیم.

 به عنوان اقلِ وظیفه ای که یک معلمِ  ارزشیاب برای خود قائل است ؛ تلاش می کنم ، مستند ساز خوبی باشم.از همین روی هر از چندی به بهانه ای به این مهم پرداخته ام.پارسال همین موقع ها بود که  گزارش دو ماه تعطیلی تابستانی خود را  تحت عنوان: توانمند سازی اجتماع محور منتشر کردم. در  دو سالگردِ پیا پی تولد شمع نیز  به ترتیب:  صد مقاله  و  شمع دوساله دریک نگاه   منتشر شد. ویژه نامه ی مفاهیم علوم اجتماعی را هم به بهانه ای تحت عنوان: شاهدِ شمع 1 روانه بازار کردیم. الان هم تمام شدن تعطیلات !!! تابستانی خودم را بهانه کرده و می خواهم شاهدِ شمع 2 را تحت عنوان: مدرسه تابستانی  به بازار عرضه کنم.

معلمان در سال  به لحاظ نظری، سه ماه تعطیلی دارند و در این سه ماه می باید تمدید حیاتی کرده و آماده خدمت رسانی در 9 ماه سال تحصیلی شوند. در این یادداشت می خواهم لااقل از 10  تجربه در تابستان سال 1385  با تاریخ و شما مجددا صحبت کنم.باشد که برگ دیگری از صفحات مشعشع!! شمع رقم بخورد.این تجربیات را به ترتیب در ده بند در ادامه می آورم و شما را به خدا می سپارم .

1. درسیزده تیر 1385 در پاسخ به سئوال کننده نادیده ای که خود را از کارکنان بخش آموزش شرکت سایپا معرفی کرده بود و از اطلاعات من در مورد اثر بخشی آموزشی پرسیده بود،یادداشتی تحت عنوان: مفاهیم تجدید شونده نوشتم.این دوست نادیده سبب خیر شد و موضوع بسیار  مهمی به ذهن من تداعی شد. و آن اینکه  در علوم اجتماعی و انسانی مفاهیم معنایی سیال دارند. مفاهیمی چون:ارزشیابی، ارزیابی،مدیریت، اثر بخشی و سنجش اثر بخشی، مفاهیمی تجدید شونده اند!!  برخی از اندیشمندان بر این پندارند که علوم انسانی و اجتماعی،چندان علمیتی ندارند!! دلیل این ادعا را هم از جمله بی ثباتی در تعاریف مفاهیم مطرح در این علوم   عنوان می نمایند.

 اما این بی ثباتی و ارائه تعاریف جدید به نظر من می تواند شاخصی برای پیشرفته و پیچیده تر بودن علوم اجتماعی نسبت به  سایرعلوم  قلمداد شود. و نه عقب افتادگی و یا عدم علمیت آن !! البته بعضی از تعریف های نو ممکن است شخصی بماند و مورد تایید اهالی علوم انسانی و اجتماعی قرار نگیرد و یا در موارد زیادی برخی  پندارها نیز به مثابه نظریه در این حیطه مطرح  گردد.اما سوای از اینها، مفاهیمی که پرورش یافته و تجدید می شوند!! نشان از فربه شدن علوم انسانی دارند.

در برخی از فرهنگ های علوم انسانی زمانی مفهوم اثر بخشی معادل تحقق هدف  محسوب می شد.اما به تدریج در تعریف اثر بخشی سوای از این ویژگی  به خصوصیاتی نظیر: جهت گبری های مدیریتی،تناسب،پذیرش،آثار ثانویه،هزینه ها و تولیدات،مسئولیت پذیری،نتایج مالی،فضای کاری،حمایت از سرمایه و پایش و گزارش دهی نیز اشاره می شود.تازه" سنجش اثر بخشی" خود مفهومی دیگر بوده و الزامات خاص خود را دارد. متن کامل این  یادداشت را  در صفحه  مورخ 13/4/1385  تالار گفتگوی سایت اینترنتی  موسسه ارزشیابی توانمند ساز معین   بخوانید.

2. در بیست و نهم تیر ماه 1385  یادداشتی تحت عنوان: انجمن ارزشیابی ایران نوشتم.در این نوشته به غربت ارزشیابی در ایران اشاره شده و آمده است: شواهدی دال بر بسط رسمی ارزشیابی نوین در 17 سال اخیر در ایران  توسط قطب های ارزشیابی ایران مشهود نیست!!اما شواهد دال بر قبض نسبی ارزشیابی در ایران  را با مشاهده برونداد های این اقطاب در حوزه ارزیابی به وفور و آشکارا مشاهده می کنیم. در این  یادداشت به وضعیت ارزشیابی در امریکا از قول  دکتر  مل مارک Mel Mark  رئیس انجمن ارزشیابی امریکا اشاره شده است. مارک گفته است:  در امریکا ارزشیابی توانسته است بر طریقه تفکر وعمل فردی وجمعی مردم نفوذ کند.  متن کامل یادداشت را در اینجا بخوانید.

سهم افراد، سازمان ها،قدرت و فرهنگ در قبض و بسط ارزشیابی در ایران در گذشته،حال حاضر و آینده به چه میزان بوده،هست وخواهد بود؟ آیا سرنوشت ارزیابی در ایران قابل تغییر نیست؟چه کسان و سازمان هایی می توانند درراه  بهبود وضعیت ارزشیابی  در ایران گام بردارند؟ چه افراد و نهاد هایی مایل و علاقه مند   به این فعالیت خدا ومردم پسندانه هستند؟ از انسان ها و موسساتی که می توانند یا تمایل دارند که ارزیابی در ایران را در مسیر تعالی قرار دهند، خاضعانه دعوت می کنم  تا با همدستی و یاریگری  تلاش سازمان یافته جدیدی را در این زمینه آغاز  کرده و انجمن ارزشیابی ایران را تاسیس نمائیم. این انجمن می تواند ارزشیابی را از غربت در آورد و به انواع تجارب ارزشیابی در ایران برای نمونه تجربه ارزشیابی توصیفی غنای بیشتری بخشد.

3. در یادداشت دیگری تحت عنوان: تحلیل خط مشی و ارزشیابی در تاریخ 15/5/1385  تلاش کردم تا از زوایه دیگری به ضرورت و اهمیت نگاهِ جدید به ارزشیابی در ایران بپردازم. در این یادداشت آمده است: به نظر من يکي از راه هاي بسط نگرش هاي نوين در حوزه ارزشيابي در محافل علمي و اجرايي کشور،ايجاد يک يا چند رشته دانشگاهي در حوزه ارزشيابي است.لذا بهه شوراي گسترش آموزش عالي وزارت علوم،تحقیقات و فناوری  پيشنهاد می شود نسبت به  تشکيل دوره کار شناسي ارشد "تحليل خط مشي و ارزشيابي" در تعدادی از دانشگاههای واجد صلاحیت کشور از جمله دانشگاههای :تهران،تربیت معلم و علامه طباطبایی  اقدام نماید.

تاسیس این قبیل  رشته های آموزشی بین رشته ای در دانشگاههای واجد صلاحیت کشور  آغاز خوبي براي پيمودن راه ارزشمند  اعتلای حوزه ارزشیابی در کشور است. برنامه درسي اين رشته مي تواند با استفاده از تجربيات موفق دانشگاههاي معتبر خارجي تدوين شود.براي مثال در دانشگاه استنفورد اين برنامه شامل 45 واحد درسي در سه حوزه: تحقيق، خط مشي وارزشيابي مي باشد.

برخي از دروس اجباري و اختياري اين دوره  آموزشی در دانشگاه استنفوردعبارتند از: ارزشيابي برنامه،ارزشيابي کارکنان،تحليل خط مشي،مسائل ارزشيابي،روشهاي کمي تحقيق،روش هاي کيفي تحقيق، ارزشيابي توانمند ساز،برنامه درسي وتدريس،اقتصاد آموزش و پرورش،اقتصاد سياسي آموزش وپرورش، جامعه شناسي آموزش وپرورش ، سنجش و يادگيري در علوم آموزشي،اقدام پژوهي،اصلاحات آموزشي،مسائل خط مشي گذاري،تخصيص منابع،جوانان شهري،خط مشي هاي تکنولوژي آموزشي،مسائل اندازه گيري.متن کامل این پیشنهاد را در اینجا بخوانید.

4.  مدل پودمانی ارزشیابی معین نیز دست آورد دیگری از مطالعات تراکمی مقنی یاد شده در حوزه ارزشیابی است. در این مدلِ فرایندی ، در سه مرحله مجزا و مکمل سه پودمان ارزشیابی متناسب با تقاضای متقاضیان ارزیابی ارائه می گردد.

1.      پودمان" آموزش و نیاز سنجی ارزشیابی "

2.      پودمان " تسهیل گری و اجرای ارزشیابی"

3.      پودمان "مستند سازی و گزارش دهی ارزشیابی"

این مدل دقیقا در تاریخ بیست وچهارم مرداد ماه 1385 در اینجا و نیز در اینجا به طور خلاصه معرفی شد. باشد تا زمینه اجرای آن در جایی فراهم گردد تا بیشتر به تشریح آن بپردازیم.

5. نمی شود روزی برمن  بگذرد و به یاد سازمانِ مورد ارزشیابی ام نباشم. در این تابستان نیز زیاد به یاد سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور، بودم .چندین روز را در آنجا گذراندم وچندین نوبت با مسئولین و کارکنان آن در رده های  متفاوت صحبت کردم که در بند های دیگر نیز به آن خواهم پرداخت. درخرداد ماه و قبل از آغاز تابستان در یادداشتی تحت عنوان: مطالعه تطبیقی پاسخگویی به بررسی احتمال و چگونگی  انجام وظیفه  نظارت به عنوان یکی از وظایف سه گانه اصلی سازمان  مدیریت و برنامه ریزی کشور پرداخته بودم. در تابستان  85 نیز در دوم شهریور ماه در یادداشت دیگری تحت عنوان: عدم شفافیت سازمان مدیریت  جنبه های دیگری از این سازمان را مورد کنکاش قرار دادم. البته در سال 1384 نیز در بحث مستوفایی  به بررسی نحوه مدیریت و برنامه ریزی توسعه در ایران تحت عنوان: پاسخگویی پرداخته بودم.

6. انتظارات از دانشکده های علوم تربیتی عنوان آخرین یادداشتی است که در تابستان 1385در روز 15 شهریور نوشتم. این یادداشت که نام دیگری هم دارد - دانشگاه و اصلاح آموزش و پرورش - ترجمه متن سخنان خانم  دکتر لیجمنن،رئیس گروه تاریخ آموزش وپرورش در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه هاروارد است. متن انگلیسی این سخنان تحت عنوان " دانشکده های علوم تربیتی چگونه می توانند اصلاحات آموزشی را تقویت نمایند" را می توانید در اینجا بخوانید.  در خلال این سخنان ویژگی های یک فارغ التحصیل دانشکده علوم تربیتی در چهار خصوصیت ذیل خلاصه شده است:

·   مصرف کنندگان منتقدِ  تحقیقات آموزشی یاشند. هر چند این درست است که آنها ممکن است یک محقق آموزشی شده و یا معلم ریاضیات پایه اول شوند.

·   ازروش های کمی و کیفی  به همراه هم  استفاده کنند. ازهم بیگانه دانستن روش های کمی وکیفی راهی است که ما از آن عبور کرده ایم.همه باید بدانند که حداقل جان مایه   یک درس، شامل  انواع روش های متفاوت است.

·   قادر به خلق آگاهی قابل استفاده باشند. از طریق تبدیل یافته های تحقیق به انواعی از ابزار ها و کاربردنی ها که یاد دهنده ها و یاد گیرنده قادر به استفاده از آن باشند.فارغ التحصیلان همچنین باید بتوانند  مشکلات  کاری خود را به مسائل تحقیقی تبدیل نمایند.

·   باید درک نمایند که آموزش و پرورش یک فن استناد محور است. خیال ها و تصورات مهم هستند.اما معلمی فقط یک هنر شخصی نیست.ما باید تلاش کنیم تا تصمیماتمان را بر پایه مستندات وتجربیات آموزشی اتخاذ نمائیم.

·   باید در باره هدف های آموزش و پرورش فکر کنند.  در باره انسانیت،تاریخ،فلسفه وهنر آموزش وپرورش.از آنجا که  اغلب ما با نگاه فن سالارانه سئوال می کنیم که چگونه یک کار را انجام دهیم؟اما چیزی که بسیار مهمتر است اینکه سئوال کنیم: چرا این کار را می کنیم؟

 اساس حرف من این است که ویژگی های زیبنده حرفه های :تدریس،تحقیق و ارزشیابی!  در ایران را بشناسیم و ببینیم که دانشکده های علوم تربیتی  در ایران تا کنون در راستای تحقق این ویژگی ها چه کرده اند و  از این به بعد چه باید بکنند؟

7. دیگر اقدام تابستانی من نوشتن مقاله"ارزشیابی فعالیت های آمایش سرزمین در ایران"  بوده است. خلاصه این مقاله را برای دبیرخانه همایش فرستادم.خلاصه مقاله ، تایید شد و خواستند که اصل مقاله را بفرستم.اصل  مقاله را هم به هر زحمتی که بود،نوشتم و انشاءالله در آخرین روز تابستان ارسال خواهم کرد.اگر مقاله پذیرفته شد که آن را در همایش آمایش سرزمین در  آذر ماه 85 13 ارائه خواهم داد.اگر هم نپذیرفتند؛آن را به طور کامل در زمان برگزاری همایش در  اینجا منتشر خواهم کرد.انشاءالله

8. فعالیت در انجمن های علمی،دیگر مشغله مستمر من است.با افتخار عضو انجمن جامعه شناسی ایران هستم.امسال در طول تابستان یکی دو جلسه دبیر خانه دائمی همایش بررسی  مسائل علوم اجتماعی ایران تشکیل شد. آن طور که می خواستیم نتوانستیم کارها را جلوببریم و انشاءالله از مهر به بعد دوباره مانند ماههای قبل فعال خواهیم شد. هر چند تلاش من در انجمن پژوهش های آموزشی ایران که عضو علی البدل هیات مدیره آن هستم؛ بسیار بیشتر از انجمن جامعه شناسی ایران است اما تا کنون به دلیل مشکلات ساختاری   انجمن پژوهش ها ی آموزشی نتیجه کمتری از این تلاش ها گرفته ام. در آذر ماه 84 طرحی تحت عنوان: طرح تجدید ساختار انجمن پزوهش های آموزشی ایران نوشته و ضمن تقدیم  طرح به اعضای محترم هیات مدیره  آن را  در اینجا و نیز در اینجا منتشر کرده ام. متاسفانه در نه ماهی که از ارائه این پیشنهاد می گذرد؛  باز خوردی نه از اعضای هیات مدیره و نه از اعضای انجمن تا کنون ارائه نشده و موضوع مسکوت مانده است.

همانقدر که در انجمن جامعه شناسی دلگرم به فعالیت هستم در این انجمن دلسردم!! چندی پیش که  یک گردهمایی آموزشی توسط کمیسیون فنی ومهندسی انجمن برگزار شد در نقد آن نوشتم:

"من در سمينار آموزشي "روش‌هاي نوين آموزش با رويكرد سازماني که توسط کميسيون نظام آموزش مهندسي، فني و حرفه اي انجمن پژوهش هاي آموزشي ايران با همکاري مديريت آموزش سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران و کميسيون ملي يونسکو در ايران در تاريخ 4 خرداد1385 در محل کميسيون در تهران برگزار شد؛ شرکت کردم.

در اين سمينار آموزشي با حضور حدود 40 نفر شرکت کننده مباحث نه چندان جديدي در مورد آموزش و ارزشيابي دوره هاي آموزشي و از اين قبيل با زباني شيوا و جالب ارائه شد. در هرصورت از دست اندرکاران همايش متشکرم. اما توقع از فعاليت هاي يک انجمن علمي بيش از اين ها ست!!
توقع از يک انجمن علمي چيست؟

 انجمن علمي در حوزه رشته علمي خود به کداميک از موارد ذيل بايد بپردازد؟ همه يا بعضي؟ اولويت ها وانتظارات کدامند؟

1.      سیاست گذاری

2.      برنامه ریزی

3.      اجرا

4.      ارزیابی

در مسير نوشدن)مدرنيزاسيون (بايد بين انجمن علمي،انجمن حرفه اي – صنفي و اداره اجرايي تميز قايل شويم!! از هريک از سه نهاد ياد شده انتظار مي رود که نقش هاي اختصاصي خويش را ايفا نمايند. آيا در شکل دهي جامعه مدني در ايران به تخصص،تقسيم کار وتمايز يافتگي ساختاري بايد بي اعتنا بود؟

جامعه مدني جامعه متشابهان و جامعه يکي بودن ها نيست.اين ها مربوط به جامعه سنتي است که بايد از آن گذر کنيم.به زبان دورکيم اين گذار جامعه، گذار از همبستگي مکانيکي در جامعه به همبستگي ارگانيکي جامعه است.

رسالت انجمن هاي علمي نقش آفريني فعالانه در عرصه سياستگذاري و ارزيابي نظام هاي علمي واجرايي کشور در حوزه موضوعي تاسيس انجمن ها مي باشد.نقش ها،فعاليت ها و قابليت هاي مورد انتظار از انجمن هاي علمي و اعضاي آن در چارچوب اين رسالت مورد ارزيابي قرار مي گيرد." نقد اخیرالذکر در مورد فعالیت  یک انجمن علمی  در اینجا هم منتشر شد. اما باز هم توجهی به آن نشد.

در تابستان ایده های مربوط به ارزشیابی که در فوق اشاره شد را برای هیات مدیره ای میل و برای اعضای انجمن در سایت انجمن منتشر کردم! اما آن را که خبر شد خبری باز نیامد.مثلا سرپرست کمیته اجرایی انجمن و نیز کمیسون آموزش مداوم هستم اما  اختیار ارسال این فراخوان را  از طریق نامه رسمی انجمن برای اعضا  ندارم و  از نیمه مرداد تا کنون فراخوان کمیسیون آموزش مداوم اجازه پست شدن نیافته است!!! کم کم با رسیدن ماه مهر ارسال  فراخوان سالبه به انتفاع موضوع می شود. ارسال فراخوان  از طریق پست به این دلیل ضرورت داشت که از طریق اینترنت مراجعه به سایت  انجمن بسیار کم و غیر قابل توجه است. یادداشت های درون گروهی متعددی هم در مورد مسائل ریز تر به رئیس محترم انجمن و سایر اعضای محترم هیات مدیره داده ا م که باز هم نتیجه خوشایندی به بار نیاورده است. مذاکرات تلفنی و مباحث جدی درون جلسات هیات مدیره هم تا کنون چاره ساز نبوده است. در طول تابستان هم حداقل در دونوبت جلسه به خاطر عدم امکان حضور رئیس انجمن   در دونوبت و دوتن از اعضای هیات مدیره هریک در یک نوبت پس از دعوت رسمی لغو شده است.  چنین لغوی حداقل دوبار دیگر در دوره چهارم فعالیت هیات مدیره سابقه داشته است.!! چه باید کرد فعلا عقلم به بیش از کاری که الان کردم، قد نمی دهد!

9. در فصل  تابستان 1385 مانند  20 ماه قبلی که از تاسیس موسسه ارزشیابی توانمند ساز معین می گذشت ؛به دنبال هموار کردن را ه فعالیت موسسه معین  بودم. متاسفانه با وجود اینکه  این موسسه به صورت قانونی ثبت شده و آماده فعالیت است؛ سلیقه های حاکم در نظام اداری و دولتی ایران  به آن اجازه راه  افتادن نمی دهد.گزارش فعالیت های موسسه معین در23 اردی بهشت ماه 1385 به دفتر  امور رفاه اجتماعی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور تقدیم و تحت شماره 27354  ثبت شد. جلساتی هم با مسئولین این دفتر داشته ایم  و طرحی هم تحت عنوان: " طرح پایش و ارزیابی عملکرد نظام جامع رفاه وتامین اجتماعی"  که در سال 1384 در چندین نوبت تقدیم ارکان مختلف وزارت رفاه شده بود؛به آنها تقدیم کردیم و گفتیم که ما می خواهیم  به کمک سازمان مدیریت و وزارت رفاه  در زمینه نظارت  و ارزشیابی بیائیم. منتظریم ببنیم چه می شود؟ اجازه کار کردن به ما می دهند یا نه؟ موسسه معین  ادعا می کند که تا کنون چنین طرح جامع و مناسبی توسط هیچیک از دانشگاهها ومراکز پژوهشی و نیز دستگاههای اجرایی کشور برای پیشبرد نظام جامع رفاه وتامین اجتماعی ارائه نشده است.

در دومین روز مرداد ماه  در نامه ای که خطاب به آقای میر وکیلی مشاور وزیر و مدیر کل محترم دفتر وزارتی وزارت کار  وامور اجتماعی که تحت شماره 53486 مورخ 2/5/85 در دبیرخانه این وزارت خانه ثبت شده است ؛ نوشتم :  چندی است که مصاحبه های  وزیر محترم کار، آقای جهرمی در خصوص طرح های کوچک زود بازده و به طور کلی ایده های مطرح در حوزه کار آفرینی و اشتغال زایی و پرداخت تسهیلات برای ازدواج و کار در قالب صندوق مهر رضا(ع) که همگی با اولویت اختصاص به محرومان وجوانان است؛ نظر این موسسه را جلب نموده است. تخصص موسسه ما "ارزشیابی" است.ما در زمینه "برنامه ریزی ارزشیابی" در فعالیت های ستادی و "اجرای ارزشیابی" در فعالیت های صفی تجربیاتی داریم. این موسسه آمادگی خود را جهت کمک به آن وزارت خانه در زمینه گسترش شیوه های نوین ارزشیابی در چهارچوب برنامه ریری منابع انسانی و نیز  برنامه ریزی و اجرای ارزشیابی در تدوین و اجرای طرح های کار آفرینی برای مردم اعلام می نماید.در صورت صلاحدید آماده مذاکره حضوری و همکاری به خصوص در دو ماه طلایی مرداد و شهریور1385 هستیم.  با پی گیری های بعدی متوجه شدیم که نامه به  دکتر فرشباف معاون منابع انسانی وزارت کار ارجاع شده است.از مسئول دفتر این معاون محترم خواستیم که در بررسی و ارسال پاسخ جدیت بیشتری اعمال شود و هنوز هم منتظر این امر هستیم.تا کی باید منتظر بمانیم معلوم نیست؟!!

آخرین فعالیتی که " موسسه ارزشیابی توانمند ساز  معین" به عنوان یک نهاد مستقل خصوصی غیر دولتی داری شخصیت حقوقی  داشته است؛ شرکت مدیر عامل آن در چهلمین جلسه کار گروه تدوین برنامه ملی توانمند سازی اجتماع محور بوده  است. این جلسه در تاریخ 5/6/85 در وزارت رفاه تشکیل و برنامه ملی توانمند سازی اجتماع محور پس از حدود سه هزار نفر ساعت کاراز تصویب نهایی این کارگروه گذشت.

با توجه به اینکه موسسه معین نقش قابل توجهی در تدوین این برنامه به خصوص در زمینه مباحث :ارزشیابی،ارزیابی،مستند سازی و گزارش دهی آن داشته است؛طی نامه ای که تحت شماره 12294/3000 به تاریخ 8/6/85  در دبیرخانه وزارت رفاه به ثبت رسید ؛ خطاب به  معاون محترم سیاست گذاری آمادگی موسسه برای همکاری با وزارت رفاه برای چندمین بار به صورت رسمی وکتبی اعلام شد.

این وزارتخانه تا کنون پاسخی به هیچ یک از حدود 10 نامه رسمی  موسسه معین نداده است.  صبح روز چهارشنبه22 شهریور 1385 برای پی گیری اقدامات قبلی موسسه به وزارت رفاه مراجعه کردم ولی پس از تماسی که کارمند حراست وزارتخانه از طبقه همکف -  کنار درب ورودی ارباب ورجوع وزارت رفاه-  با مسئول حوزه معاونت و مسئول دفتر  معاونت سیاستگذاری گرفت و موضوع مراجعه مدیر عامل موسسه ارزشیابی  معین را اعلام کرد .چون نتیجه مساعد نبود؛خودم گوشی تلفن  را گرفته  و صحبتی با مسئول دفتر معاون محترم داشتم ؛ نهایتا   اجازه  عبور از طبقه همکف و رفتن به دفتر معاون سیاستگذاری وزارت رفاه  به منظور پی گیری مکاتبات اداری  موسسه معین با این وزارتخانه را نیافتم !!

اتفاقا چند ساعت بعد در ششمین همایش سراسری سازمان های غیر دولتی ایران که تحت عنوان " اعتماد سازی و تعامل بین سازمان های غیر دولتی
(مردم نهاد ) و نهاد های دولتی" تشکیل شده بود؛  از زبان همین معاون محترم  در سخنرانی عمومی در سالن اصلی همایش  با دو گوش خودم شنیدم که ایشان اعتقاد قلبی به همکاری با سازمان های غیر دولتی دارند و به لحاظ قانونی هم ملزم به آن هستند. دکتر محمد حسن طریقت منفرد،معاون محترم سیاستگذاری وزارت رفاه و تامین اجتماعی  گفتند:
"عاجزانه درخواست دارم  سازمان های غیر دولتی  با ما همکاری کنند تا در اجرای وظایف قانونی وتعامل  میان مردم وحاکمیت موفق تر و راحت تر عمل کنیم." !!!

در همین همایش وزیر کشور در سخنرانی خود آمادگی و استقبال این وزارتخانه را از فعالیت  وهمکاری سازمان های غیر دولتی اعلام کرد و گفت ما در دولت نهم  با دو رویکرد: تفسیر روان و تسهیل گرانه از قوانین و نگاه مثبت و کار راه اندازانه به سازمان های غیر دولتی از فعالیت ها ی قانونمند،شفاف،جدی،وظیفه گرا ، غیر سیاسی،عام المنفعه و غیر انتفاعی در این عرصه که میدان تعاون در نیکویی و خیر است، استقبال می کنیم.وی از تدوین آئین نامه جدید سازمان های غیر دولتی که به هیات دولت ارسال شده و نیز از تدوین لایحه قانونی سازمان های غیر دولتی که آخرین مراحل را در وزارت کشور می گذراند، خبر داد.

از فرصت حضور در این همایش استفاده کردم و یک نسخه از کناب ارزشیابی توانمند ساز را به  آقای خطیبیان مدیر کل محترم  امور اجتماعی وزارت کشور اهدا کردم و از ایشان خواستم که به نامه شماره: 27354/623 مورخ 10/4/1385 مدیر کل محترم  دفتر امور رفاه اجتماعی سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور در خصوص همکاری و مساعدت!! با موسسه ارزشیابی توانمند ساز معین توجه نمایند.

همچنین پس از شنیدن بیانات منطقی  دکتر محمد رضا ناری ابیانه مدیر کل محترم آموزش ومشارکت های شهروندی شهرداری تهران در جلسه عمومی همایش  در خصوص نحوه نعامل این اداره کل با سازمان های غیر دولتی ، پس از صرف ناهار در محوطه پارک شهرداری واقع در تقاطع  خیابان استاد نجات الهی و خیابان ورشو در مر کز تهران ، رویکرد و اهداف اصلی  موسسه معین در زمینه برنامه ریزی و اجرای  ارزشیابی  را توضیح دادم. در همین  گپِ  ایستاده  دوستانه برخی از فعالیت های موسسه و همکاری های قبلی  با شهرداری  های مناطق 22 و  10 تهران به ویژه همکاری با دکتر کبیری  در طرح شهر سازان جوان  را با ایشان در میان گذاشتم . یک جلد کتاب ارزشیابی توانمند ساز را هم به ایشان تقدیم کردم.قرار شد پی از خواندن و کارشناسی کتاب با موسسه معین تماس بگیرند.

10.کم کم  مهر ماه نزدیک می شود و دوباره غمِ رفتن بر سر کلاس های درس پودمانی مرا فرا گرفته است.راستش را بخواهید هیچ علاقه ای به تدریس در این کلاس ها ندارم. من تدریس در کلاس های درسِ آموزش ضمن خدمت وزارت خانه را به تدریس در این دوره ها ترجیح می دهم.در تابستانی که گذشت هم مانند 12 سال اخیر نتوانسته ام خود را از مسائل آموزش عالی در ایران جدا کنم؟! هرچند که  به نظر می رسد هیچ سودی  مترتب بر  مطالعات و کارهای من در این زمینه غیر از گرفتن امتیاز برای ترفیع سالیانه خودم  و یا ارائه گزارش های کار دانشجویی توسط دانشجویان اینترنت گرد و یا احیانا استفاده برخی از محققین در تهیه مقالات خود از این  مطالعات، عاید نشده باشد. در اینجا نیز باید گزیده گویی کنم و فقط چند لینک برای اینکه حسرت حرف نزده بر دلم نمانده باشد بگذارم و بروم . نظرات من در مورد آموزش پودمانی و مسائل آن را می توانید در اینجا ونیز در اینجا بخوانید.

من به دلائل متعدد به هیچ وجه با توسعه کمی آموزش عالی به خصوص به اشکال خاصی که در درایران ارائه می شود؛ موافق نیستم.عمده ترین دلائل را هم در مقاله"  راهكارهاي توسعه آموزش‌هاي علمي كاربردي در ايران " در آبان ماه 1381 مطرح نموده ام. دو بخش این مقاله را می توانید در اینجا و نیز در در اینجا  بخوانید. این مقاله‌  به دبیر خانه  كنگره‌ راهبردهاي‌ توسعه‌ علمي‌ ايران‌ تقدیم شد.مقاله به دلائل عجیبی در اختیار کمیته  علمی کنگره برای داوری قرار داده نشد !! و کنگره نیز در هفته پژوهش سال 1381 در آذر ماه برگزار گردید.

 در مقاله دیگری نیز تحت عنوان" تحليلی در مورد تجربه ايران در آمو زش و بهسازي منابع انساني در برنامه سوم توسعه"  که در مرداد ماه 1382  نوشته شد ؛ از ابعاد وسیعتری به این موضوع پرداخته ام. چکیده اين مقاله در خلاصه مقالات اولين كنگره علوم ترويج و آموزش كشاورزي و منابع طبيعي ايران كه در شهريور ماه 1382 در  دانشكده كشاورزي كرج  برگزار شد؛ چاپ شده است. این مقاله را می توانید در دو بخش  در اینجا و نیز در اینجا  بخوانید.

متاسفانه علیرغم اعوجاجات  نظری در خط مشی گذاری های  آموزش عالی در ایران که در این دو مقاله به آن اشاره کرده ام ؛فعالیت های معطوف به رشدکمی آموزش عالی به سبک ایران بعد از پیروزی انقلاب بدون اعوجاج ادامه داشته است. اخیرا نیز صحبت از لزوم تدوین نقشه جامع علمي کشور شده است. مقام رهبری  روز دوشنبه 23/5/1385  گفته اند: بايد ميزان بودجه‌اي كه در برنامه‌ي چهارم توسعه از توليد ناخالص ملي براي تحقيقات در نظر گرفته شده است، تامين شود، زيرا در غير اين صورت، امكان رشد علمي به وجود نمي‌آيد. ایشان با تاكيد بر لزوم اهتمام بيش از پيش به پارك‌هاي علم و فن‌آوري در كشور و هم‌چنين ناديده گرفته نشدن رشد كمي مراكز علمي و دانشگاه‌ها به دليل توجه به رشد كيفي، افزودند: نگاه متوازن به رشته‌هاي علمي دانشگاه‌ها يكي از ضروريات مراكز دانشگاهي است كه تحقق اين امر نيز منوط به ترسيم نقشه‌ي جامع علمي كشور است.معنای  ضمنی این صحبت که نوعی  سیاست گذاری است؛ فقدان وجود نقشه جامع علمی تا این زمان در جمهوری اسلامی ایران است.

گزارشی از اقدامات یکساله وزارت علوم  چند روز پس از ییانات  مقام رهبری، توسط وزیر علوم ،تحقیقات و فناوری و معاونین این وزارتخانه ارائه گردید. مسلما این اقدامات نتایج سیاست گذاری های آموزش عالی در ایران پس از انقلاب و به ویژه در دوره 1384-1381  در زمانی که کشور فاقد نقشه جامع علمی بوده ،می باشد. مسئولیت نتایج میان مدت و بلند مدت این سیاست گذاری ها واقدامات  بر عهده بانیان و پیروان آن بوده و مسئولین آموزش عالی در دولت های هشتم ونهم جمهوری اسلامی ایران علاوه بر مسئولین عالی رتبه تر باید پاسخگوی پیامدهای بلند مدت این قبیل سیاست گذاری ها  و اقدامات باشند.     

از سطح کلان بحث که بگذریم در سطح خرد و در گرو ه آموزشی و واحد به  اصطلاح دانشگاهی، من به طور روزمره با مسائل  عجیب و غریبی از حرص زدن  برخی همکاران جوان و پر ادعا تا همکاران همسن و افتاده حال  برای تدریس هر چه  بیشتر  در وقت  هر چه محدود تر  و مناسب تر تا سوءاستفاده از دستورات کتبی  فاقد منطق علمی در نامه های اداری مقامات و تفسیر به نفع شخصی برخی دیگر از مقامات ، زیر پا گذاشتن هنجارها و قواعد دانشگاهی  از سوی همه ذی نفعان  در این فضا های آموزشی و نیز از التماس برای نمره گرفتن تا تقاضاهای نابجا برای نمره دادن  و مسائلی که در اینجا و نیز در  اینجا در یادداشت های مختلف مطرح کرد ه ام؛می باشم.

اینهاست که غمِ مطرح شده در صدر این بند از این بهانه نامه را در من بوجود می آورد. اما به هر حال بوی ماه مدرسه در حال رسیدن است و علیرغم همه اینها من به مدرسه و دانشگاه عشق می ورزم و تلاش می کنم که در هر شرایطی به احسن وجه وظیفه انسانی و حرفه ای خویش را انجام دهم ،هر جند که راه بسیار ناهموار و پر چالش باشد.

 

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين پنجشنبه 23 شهريور 1385
تعداد نظرات تا اين لحظه :  122 اعلام نظر