معبودا : حول حالنا الی احسن الحال
شمع

 

یا مقلب القلوب والابصار  یا مدبر الیل و النهار یا محول الحول و الاحوال: حول حالنا الی احسن الحال

 

در پایان سال 1384 قرار داریم و دو، سه قدمی تا ورود به سال 1385  بیشتر باقی نمانده است! امید وارم در هر لحظه از  سال جدید  تحولی  در حال ما به سمت تحکیم فطرتمان و در مسیر تعالی پیش بیاید!! انشاءالله. دوهفته ای است که قول دادم یاداشت دولت، مردم ، سازمان های غیر دولتی و توانمند سازی را بنویسم که تا امروز فرصت نکرده بودم. در این دوهفته اتفاقات زیادی افتاد!! وبلاگ ارزشیابی توصیفی وارد چهارمین سال حیاتش شد.سایت ماتم!! سر و سامان جدیدی گرفت وبالاخره وبلاگ همایش مسائل علوم اجتماعی ایران متولد شد.

شرکت در نشست : دولت و توانمندسازي سكونت‏گاه‏های حاشيه شهر در سالن جلسات انجمن جامعه شناسی ایران در تاریخ 6 اسفند 1384 و نیز  بحث در میزگرد: چالش‏های توانمندسازي موثر ساكنان محلات غيررسمی در همان نشست و نیز یکسال ارتباط با وزارت رفاه وتامین اجتماعی و عضویت رسمی در  کار گروه توانمند سازی اجتماع محور و کمیته تخصصی آن که وظیفه تدوین برنامه ملی توانمند سازی اجتماع محور را داشته است؛ دست مایه  دم دستی نوشتن این یاداشت است. 

من قبلا ازطریق گزارش با ارزشی  با  سند توانمند سازی و ساماندهی سکونتگاههای غیر رسمی  مصوب هیات وزیران جمهوری اسلامی ایران تحت شماره  4483/ت29271ه مورخ 26/11/1382 آشنا شده و این سند را در شمع منتشر کرده بودم.در کنگره اردبیل نیز با دکتر فرزین فردانش یکی از مجریان اصلی این پروژه گفتگویی داشتم. وی در این کنگره در مقاله ای تحت عنوان:    Empowerment and capacity building world bank experience in Iran  به تجربیات انجام شده ذیل این سند اشاره داشت.ضمنا علاقه مندان!!! بدانند که مجموعه مقالات کنگره سراسری پژوهش های مشارکتی مبتنی برجامعه که از 14 تا 16 تیرماه 84 در اردبیل برگزار شد؛ قرار است تا اواسط بهار 1385 توسط دانشگاه علوم پزشکی اردبیل منتشر شود. بعدا گله نکنند که چرا خبر ندادید؟!!!! در این یاداشت می خواهم مروری بریافته هایم از دو جلسه ای که در اسفند ماه در باب توانمند سازی داشته ام؛ داشته باشم.

جلسه اول: شنبه ششم اسفند 1384  در انجمن جامعه شناسی ایران

بدون شک پر معنا ترین حرفی که در نشست شنیدم کلامی بود که از دهان مهندس خضرایی مجری پروژه توانمند سازی در زاهدان بیرون آمد.وی که از سال 1378 مجری پروژه های  توانمند سازی در زاهدان و شاید جاهای دیگر بوده است گفت: ما باید زبان حرفه ای مان را عوض کنیم؛ زبان ما پنهان کننده است! باید به سمت آشکار کنندگی برویم! از نظر ایشان در ایران یک ساختار مدیریت شهری کهنه وجود دارد که کوچکترین جزییات خود را با دو ویژگی تمرکز گرایی و نخبه گرایی  تکمیل کرده است.این ساختار بسیار ضعیف و ناکارآمد است اما کار با آن با ایده های توانمند سازی و بدون دور زدن آن، تنها راه حل موجود است.

مهند س خضرایی گفت: در مقوله توانمند سازی مهمترین مسئله، انتخاب استراتژی  مناسب برای رفع فقر است.از نظر ایشان استراتژی فعلی که مبتنی بر انتخاب یک مهندس مشاور و کارفرما برای توانمند سازی است؛  کاملا ناموفق بوده است.یادم هست قبلا در همین صفحه در یاداشتی تحت عنوان پوشیدگی فرهنگی و گشادگی فرهنگی موضوع مهمی که خضرایی مطرح کرد را به شکل دیگری مطرح کرده بودم؛  بگذاریم و بگذریم!!

 سخنران دیگر نشست مهندس بیژن کلهر نیا مهندس مشاور کرمانشاهی بود.مجری پروژه توانمند سازی در کرمانشاه بیشتر از خضرایی اهل سخنرانی بود.وی سابقه شروع پروژه های توانمند سازی در ایران را به سال 1358 و دولت موقت بازرگان نسبت داد. این دولت سازمانی به نام "شرکت عمران وبهسازی جنوب شهر تهران" تاسیس کرد.این شرکت با یک میلیارد و چهارصد میلیون تومان بودجه ، ارائه انواع خدمات به 36 محله جنوب شهرتهران را شروع کرد. از نظر ایشان از سال 57 تا 80 دولت ایران استراتزی خاصی برای توانمد سازی نداشته است و برخوردهای سمپاتیک! دولت در این دوره ،  منجر به تراکم جمعیت در این محلات و تشکیل 5 منطقه شهرداری تهران در این مناطق شده است.

 کلهر افزود : از سال 1380 با انتشار اطلاعات در مورد فقر و وقوع بحران های شهری، دولت با یک شوک مواجه شد.مطالعات توانمند سازی با تعجیل در مورد سه شهر بندرعباس،زاهدان وکرمانشاه آغاز گردید.و بعد هم که سند ملی و با شکوه توانمند سازی و ساماندهی سکونت گاههای غیر رسمی تدوین و تصویب شد.ایشان معتقدبود که تجربه کرمانشاه همپای تجارب جهانی نشان می دهد کهنهاد سازی منجر به مشارکت می شود و مشارکت امر جبری ناشی از متشکل شدن است.از ایشان خواستم که نهاد سازی را برای من  روی ورقه ایکه جلوی دستشان گذاشتم تعریف کنند! ایشان نوشتند: "نهاد سازی: یعنی تشخیص نیازهای اقتصادی و اجتماعی محلات و  سازماندهی افراد جامعه در این نهاد هابرای موضوعات خاص"

کلهر در باره تجربه کرمانشاه در توانمند سازی گفت: "همه محلات فقیر دارای ساختار وقانونمندی خاص خود هستند.اینها با دست خالی ساختار درست کرده اند؛هرچند که فقیر بوده اند.زمانی که جمعیت پراکنده می شود ساختار ازبین می رود و افراد احساس ضعف می کنند.هر محله فقیر هسته درونسی وساختار دارد.اولین گام توانمند سازی تشخیص این هسته درونی است.اگر بتوانیم به این ساختار غیر رسمی، رسمیت بدهیم! امکان توانمند شدن ومشارکت هم فراهم می شود.نمی توان نهادی بدون توجه به این ساختار درونی، ایجادکرد و اگر بتوانیم هسته های غیر رسمی و پر انرژی محلی را رسمی کنیم ؛ امکان مداخله موثر هم فراهم می گردد.تجربه ما در کرمانشاه نشان داد که در 13 محله انجمن های محلی با ریر شاخه هایی جوانان،پزشکی، ورزش و غیره  وجود داشته اند که ما در پروژه خودمان به آنها اهمیت داه ایم و مقدمات توانمند سازی را فراهم کرده ایم."

واقعا جالب است!! همه حرف هایی که آقای  مهندس گفتند درست است  و از بدیهیات اولیه ای است که یک دانشجوی  رشته علوم اجتماعی در بدو ورود به دانشکده احتمالا در نیمسال اول در درس مبانی جامعه شناسی  با آن آشنا می شود!! ولی آقای مهندس مشاور  در تجربه کرمانشاه با این واقعیات آشنا می شوند و برایشان شورانگیز است!!!

خانم اسکندری  که به گفته خانم خاتم - مدیر نشست- ، یکی ازکارشناسان و دست اندر کاران تدوین سند با بیش از 10 سال سابقه کار در وزارت مسکن و شهرسازی است در  پاسخ به سئوال دکتر کیان تاجبخش در مورد میزان موفقیت طرح های توانمند سازی وزارت مسکن  گفتند: ما ارزیابی از کارمان نکرده ایم و نمی توانم بگویم که طرح توانمند سازی ما موفق بوده است یا خیر!!!  ما نمی دانیم که منظورمان از توانمند سازی چیست؟ بنابراین مشکل پیش می آید اگر چک لیست هایی برای فعالیت های توانمند سازی بنویسیم!! آنوقت بهتر می توانیم قضاوت کنیم والان مشغول انجام این فعالیت هستیم.

اسکندری در مورد پروژه توانمند سازی زاهدان گفت: این پروژه منجر به ظرفیت سازی در مدیریت شهری شده است.این ظرفیت سازی از طریق ستاد توانمند سازی که یک مدیریت بین بخشی است حاصل شده است.مشاور قرار بود که به این ستاد ماهیت وشکل بدهد.وی در مورد پروژه کرمانشاه گفت:محلی بودن مشاور دراین پروژه نقطه قوت بوده است. وی درمورد ارتباط پروژه با برنامه های بانک جهانی گفت: ارتباطات بین النلل که آمد ما برنامه هایمان را مطابق با آن تفسیر کردیم و تطبیق با شرایط جهانی کردیم. برنامه وزارت مسکن این است که توانمند سازی در اسکان را به سراسر کشور تعمیم دهد.

آقای جباری کارشناس سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور که در کارگروه توانمند سازی اجتماع محور وزارت رفاه هم عضویت دارد در این نشست حضور داشت و در فرصت کمی که به ایشان داه شد  به طرح نظرات خود پرداخت. وی گفت:تجربیات بانک جهانی در مقوله توانمند سازی در دنیا با مجموعه ای از تناقض ها و چالش ها روبروست !! از جمله تناقضات  توانمند سازی  با  ظرفیت سازی ، سرعت عمل،هدف گذاری،مرکز گرایی ،تمرکز زدایی، مقیاس مداخله در سطح محله ،منطقه ناحیه و از این قبیل. جباری،  چالش های توانمند سازی را  در تیتر های  توانمند سازی یا توانمند شدن، توانمد سازی جمعی یا فردی، انتخاب نوع توانمند سازی و گرته برداری و تقلیدی بودن آن با سرعت و تلگرفی  و نسبتا مبهم بیان نمود!!

این نشست برای حدود پنجاه نفر شرکت کننده در آن بسیار جالب بود بطوری که ازساعت سه بعد از ظهر تا ساعت هفت ونیم همه روی صندلی خود  گوش تا گو ش سالن جلسه انجمن جامعه شناسی ایران در دوحلقه پشت میز جلسه و حلقه ای دور حلقه اول با علاقه نشته بودند و من بعد از این که جلسه تمام شد تازه فهمیدم رکورد نشتن پشت یک  میز  در یک جلسه را زده ام. من به فلیمی که نمایش داده شد و حرف هایی که زده شد خوب نگاه کرده و  گوش دادم و در فرصتی که نسبتا به زور از خانم مدیر نشست گرفتم !! گفتم:" من از این جلسه گزاره های زیر را از سخنان سخنرانان استخراج کرده ام:

1.      توانمند سازی یعنی داشتن قدرت تصمیم گیری افراد و اجتماعات

2.      در محلات ساختار غیر رسمی وجود دارد و باید به آن رسمیت بخشید و از آن استفاده کرد.

3.      ساختار رسمی  مدیریتی کشور با دو ویژگی تمرکز گرا یی و نخبه گرایی تا دورترین روستاها گسترده است.

4.      محلی بودن مشاور نقطه قوت توانمند سازی است.

5.      نهاد سازی منجر به مشارکت می شود.

6.      پروژه توانمند سازی پروژه صبر است.

و تا آن جایی که فهمیدم پروژه های توانمند سازی در ایران  با دو سازوکار زیر در دست اجر است:

  1. ایجاد ساختار های موازی و سایه نهادی در سطوح مختلف  برای اجرای طرح های توانمند سازی در کشور
  2. انتخاب یک مهندسی مشاور یا ان جی اوی قوی و سپردن مسئولیت ایجاد  هماهنگی بین بخشی  در سطح استانها و شهرستانها به این واسط برای تحقق توانمند سازی در سطح محلات وگروههای هدف

در جلسه خطاب به حاضران گفتم که با قبول این  گزاره ها به عنوان واقعیت کشور ،  توانمند سازی از طریق دو سازوکار فعلی امکان پذیر نیست!!!"  یعنی  این راهی که می رویم به ترکستان است!!! 

جلسه دوم: شنبه بیستم اسفند 1384  در وزارت رفاه وتامین اجتماعی

کار گروه توانمند سازی اجتماع محور از اردی بهشت ماه سال جاری در معاونت سیاستگذاری وبرنامه ریزی وزارت رفاه  تشکیل شده است.  آقای وکیل فرجی دبیر این کار گروه در جلسه گفت :"این کار گروه  در سال جاری حدود 39 جلسه اصلی و فرعی داشته با  حدود 2200 نفر ساعت کار داشته و برنامه ای تحت عنوان برنامه ملی توانمند سازی اجتماع محور تدوین نموده است."

شخصا شاید در دو سوم جلسات کار گروه شرکت داشتم.دو ماه مرداد و شهریور امسال را با مباحث  مرتبط با تدوین برنامه فعالانه گذرانده ام.برخی از مستندات این فعالیت ها در اینجا قابل مشاهده است.برنامه ملی توانمند سازی اجتماع محور  در حدود 40 صفحه برای دعوت شده گان به این جلسه که حدود 30 نفر  عمدتا دستگاههای دولتی بودند ارسال شده بود و این جلسه  به منظور تصویب  نهایی برنامه  در کار گروه و آماده شدن برای اجرا پس از سیر مراحل قانونی بعدی، تشکیل شده بود.

برنامه تدوین شده ادبیات جامع و نوینی در باب توانمند سازی اجتماع محورCommunity Based Empowerment به ویژه در زمینه های موضوعی پایش MonitoringارزیابیAssessment و ارزشیابی Evaluation  و  مستند سازی و گزارش دهی Documentation & Reporting  فراهم کرده است.

برنامه می توانست علاوه برمزیت های نظری از جنبه اجرایی و عملیاتی  نیز با کیفیت مناسب و قابل قبولتری تدوین گردد.لازمه این کار حضور همه دارندگان تجارب طرح های توانمند سازی در  سازمان های دولتی  از یک سو و بحث های شفاف تر  در مورد طرح های به اجرا گذاشته شده توسط سازمان های به اصطلاح غیر دولتی در زمینه توانمند سازی از سوی دیگر و حضور کارشناسان خبره ، دلسوز و عملیاتی تری ازسوی سوم  و در ذیل مدیریت چابک و قوی تر وزارت رفاه  از سوی چهارم بود.

علی ایحال به نظر من اگر ایرادات  اساسی موجود در برنامه ملی توانمند سازی اجتماع محور در زمینه ساختار اجرایی  برطرف گردد و بدون فوت وقت در شورای عالی رفاه و تامین اجتماعی تصویب شود؛ قدم خوب و مناسبی در زمینه توانمند سازی برداشته شده است.

نويسنده : محمد حسن محقق معين جمعه 26 اسفند 1384
تعداد نظرات تا اين لحظه :  475 اعلام نظر