آرزوی شمع ! جستجوی معنا!
چراغاني

 

 

آرزوهای شمع

خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن      ای

دل تهی از خوب و زشت چرخ اخضر داشتن

نزد شاهین محبت بی پرو بال امدن

پیش باز عشق ایین کبوتر داشتن

سوختن بگداختن چون شمع و بزم افروختن

تن بیاد روی جانان اندر اذر داشتن

اشک را چون لعل پروردن بخوناب جگر

دیده را سودا گر یاقوت احمر داشتن

هر کجا نور است چون پروانه خود را باختن

هر کجا نار است خود را چون سمندر داشتن

اب حیوان یافتن بی رنج در ظلمات دل

زان همی نوشیدن و یاد سکندر داشتن

از برای سود در دریای بی پایان علم

عقل را مانند غواصان شناور داشتن

گوشوار حکمت اندر گوش جان اویختن

چشم دل را با چراغ جان منور داشتن

در گلستان هنر چون نخل بودن بارور

عار از ناچیزی سرو و صنوبر داشتن

از مس دلساختن با دست دانش زر ناب

علم و جان را کیمیا و کیمیا گر داشتن

همچو مور اندر ره همت همی پا کوفتن

چون مگس همواره دست شوق بر سر داشتن

 منبع: وبلاگ در جستجوی معنا

 

نويسنده : نويسنده فوق الذكر سه شنبه 6 دی 1384
تعداد نظرات تا اين لحظه :  9 اعلام نظر