پاسخگویی علی وار! نه ! بلروارم آرزوست؟
شمع

 

                    

طنز تلخ مدیریت و برنامه ریزی توسعه در ایران

 

بخش دوم

 

محمد حسن محقق معین

 

بخش اول مقاله اینجا ست

                  

متاسفانه مشکل بنیادین 100 سال اخیر ایران مدرن در اینجا دوباره آشکار شده است.این مشکل چیزی جز تقلیل و تحریف مفاهیم  مدنی جدید نیست.مفاهیمی چون: مدیریت،برنامه ریزی،توسعه، مشارکت و... اين قبيل نابسامانيها امر جديد و خاص برنامه چهارم توسعه نيست. در صفحات پایانی فصل اول گزارش پزوهشی تحت عنوان ارزشيابي اثربخشي دوره هاي علمي ـ كاربردي که به سفارش سازمان برنامه و بودجه و موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی انجام شده و گزارش آن در مهر ماه  سال 1380 درردیف 38  این صفحه گرانسنگ اینترنتی  منتشر گردیده ، از قول عبدالحسین نفیسی صاحبنظر ارزشمند كشور كه عمري را در تدوين برنامه گذرانده، نوشته ام: تجارب پنجاه ساله تدوين و اجراي  برنامه هاي توسعه  مالاآمال از نابساماني است. وي در بررسي پنجاه سال برنامه ريزي  و اجرا در ايران به اين نتيجه رسيده است كه بين هدف ها ، سياست ها ، اقدامات اجرايي و  منابع مالي و انساني در برنامه هاي توسعه ارتباط منطقي برقرار نبوده است . در نتيجه برنامه در سطح كلان عملا فقط بر روي كاغذ مانده و براي كار بردهاي سياسي و بين المللي مورد استفاده واقع شده  است، ولي در بدنه نظام اجرایی ، برنامه نانوشته اي كه حاصل تعامل سليقه ‌و نگرش مديران اجرايي و فشارهاي سياسي و اجتماعي است به اجراگذاشته مي‌شده است .

یادم هست دراوان تشکیل دولت هفتم در اسفند ماه 1376  در مقا له ای تحت عنوان" قدرت تفکر" مانند همین امروز به طرح مسائلی در باب برنامه ریزی پرداختم؛از جمله نوشته بودم:

"  آقاي خاتمي رئيس محترم جمهوري در اولين مصاحبه اقتصادي خويش گفتند: "گام اولي كه در دراز مدت داريم رفتن به سوي شناخت درست مساله است و بعد شناخت درست امكانات و سپس بهره گيري عالمانه از امكانات براي رفع آن مشكلات شناخته شده، در همين جا نقش صاحبنظران موجود در جامعه ما بسيار مهم است. گام اول موفقيت دولت اين است كه چقدر مي توانيم از سرمايه فكري موجود در جامعه، براي رسيدن به يك راه حل استفاده كنيم"(23/12/1376).

هرچند كه آقاي خاتمي علاقه مند به استفاده از سرمايه فكري كشور در تصميم سازي باشند واقعيتها گوياي آن است كه ابزار لازم را براي اينكار در اختيار نداشته و از وسايل مناسبي براي رسيدن به اين هدف استفاده نمي كنند و با توجه به اينكه اين هدف گذاري صحيح و مورد نياز كشور است بايستي به فكر تدارك وسيله مناسب براي تحقق آن باشيم.بارها از زبان برخي از كارشناسان سازمان برنامه و بودجه شنيده شده كه در تصميم سازي مديران آن سازمان در دوران تصدي روساي متعدد اين سازمان طي سالهاي اخير دخالت موثر و تعيين كننده اي نداشته اند تا چه رسد به اينكه مسئولان و گردانندگان فعلي اين سازمان كه تقريباً با همان ديدگاه فكري سال 1368 به تازگي مجدداً گرد هم جمع  شده اند؛ استخري براي جمع آوري چشمه هاي جوشان تفكر همه صاحبنظران كشور تدارك ببينند!!

آقاي خاتمي طي مصاحبه، درباره "طرح ساماندهي اقتصادي كشور" و نظر خواهي از صاحبنظران و جمع بندي نظرات آنان تا پايان اسفند ماه 76 خبردادند و حتي از مصاحبه كننده كه كارشناس امور اقتصادي است و طرح را ديده اند خواستند كه حتماً نظراتشان را بدهند و اين در حالي است كه تعداد زيادي از صاحبنظران دانشگاهي از جمله بعضي از معدود صاحبنظراني{مانند دکتر ابراهیم رزاقی } كه در اقتصاد ايران استخوان خرد كرده، دانشيار پايه 18 شاغل در دانشگاه تهران بوده و صاحب تاليفاتي در اقتصاد توسعه و اقتصاد ايران هستند و حتي برخي از روزنامه ها درباره مصاحبه رئيس جمهور با آنان بعنوان صاحبنظر مصاحبه كرده اند (درروز نامه  فردا، 25/12/1376) از طريق مصاحبه آقاي خاتمي به وجود چنين طرحي پي
برده اند و هنوز از جزئيات "طرح ساماندهي اقتصاد كشور" كه قرار بوده است از طريق سازمان برنامه و بودجه به اطلاع آنان رسانده شود، بي اطلاعند.

ظاهراً به رئيس جمهور محترم گزارش شده كه جمع بندي نظرات صاحبنظران اقتصادي كشور تا پايان اسفند ماه 1376 به ايشان داده مي شود ايشان بايستي در درستي اين گزارش تامل جدي كنند.عدم استفاده از قدرت تفكر صاحبنظران كشور صرفاً در عرصه اقتصادي نيست. هر كس مايل باشد مي تواند با صرف كمي وقت به جمعيت نمونه اي از صاحبنظران كشور مراجعه كرده و يا تماس بگيرد و از آنان در مورد چگونگي توجه به پيشنهادات آنان كه در قالب سخنراني در سمينارهاي علمي و يا چاپ مقاله در مجلات، روزنامه ها و مجموعه مقالات سمينارها ارائه داده اند، سوال نمايد كه آيا پس از ارائه نظرات كاربردي آنان در باب مسائل اقتصادي، اجتماعي و آموزشي و  . .. از طرف مسئولان و دست اندركاران اين امور به آنان مراجعه و يا تماس برقرار شده است؟

تجربيات نگارنده حاكي از فقدان ساز و كار و نظام مناسب و يا حتي نامناسبي براي استفاده از نظرات صاحبنظران علوم مختلف در كشور است  و اگر رئيس جمهور محترم گام اول موفقيت دولت را منوط به ميزان استفاده از سرمايه فكري موجود در جامعه مي دانند، بدانند كه سازوكار و نظامي براي اين كار در كشور تعيين نشده است و اصولاً چنين اعتقادي در اكثريت مسئولان و كارشناسان دولت دروني نشده و اساساً وجود ندارد...هنر رئيس جمهور محترم آقاي خاتمي آن است كه براي استفاده از قدرت تفكر صاحبنظران درون و بيرون سازمانهاي اداري و سطح جامعه اعم از دانشگاهي و صاحبان تجربه  به عنوان اولين كار ، ساز وكار و نظام و سازمان مناسب را براي جمع آوري قدرت تفكر تدارك ببينند و اگر از سازمانها و مسئولاني كه خود در چنبره مشكلات غوطه ورند، با حفظ شرايط موجود انتظار چنين عملكردي را داشته باشند؛ مطمئن باشند كه اولين گام را كه شرط موفقيت دولت جمهوري اسلامي دانسته اند، نمي توانند بدرستي بردارند. انشا ءالله كه چنين مباد !"

متاسفانه اینک در پاییز 1384 شاهد این واقعیت هستیم که  آرزویی که  نگارنده در زمستان 1376 کرده بود! تحقق نیافت؛ دولت های هفتم و  هشتم با ناکامی رخت بر بستند و رفتند. دردورانی که گذشت، تلاش کرده ام  وارد عرصه نقد "خداوندان ملک"  شده  ضمن پرداختن به چالش ها و چشم انداز ها  و مبانی تئوریک برنامه چهارم توسعه  در بسیاری از نوشته ها ، مقاله ها  و گزارش های پژوهشی  حول وحوش  موضوعات مورد مداقه و علاقه در حوزه سیاستگذاری های :  اقتصادی ،  آموزشی،  سیاسی و آمایش سرزمین ، برنامه ریزی شهری و برنامه ریزی آموزشی در حد توان پادگاری نوشته و با مدد فناوری اطلاعات و ارتباطات،بلاقاصله در اقصی نقاط گیتی بپراکنم.

طرفه آنکه: مرور تجربه ايران نشان می دهد که در سالیان متمادی قوانين مترقي وخوبي از تصويب قوه مقننه گذشته است.اماهمين قوانين درعمل دچار استحاله شده و اهداف وقوانين روي كاغذ مانده است. خط مشي ها و آئين نامه هاي اجرائي براي قوانين به موقع ومناسب تدوين نشده است. تحقيقات نگارنده نشان مي دهد كه سازمان مديريت وبرنامه  ريزي كشور به دليل نوافص در تشكيلات و ضعف نيروي انساني و تخصص، ویژگیهای منشی ، بینشی ، روانی کارشناسان و مدیران آن  و  بسياري دلائل ديگر كه در اين مختصر نمي گنجد؛ امكان، توان و اراده اعمال نظارت و حرکت در جهت تحقق قوانين و تدوین برنامه های عملی و مناسب برای  پیشرفت ایران را ندارد.

 عدم‌ اجراي‌ قوانين‌ حتي‌ قوانين‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ كشور و اعمال‌ سلايق‌ در اجراي‌ آن‌ يكي‌ از چالش‌هاي‌ مهم‌ نظام‌ اجرائي‌ كشور است‌ كه‌ سرمايه‌ انساني‌ را در معرض‌ هجو قرار داده‌ است‌. نظارت‌ بر چگونگي‌ اجراي‌ برنامه‌هاي‌ توسعه‌ و تنظيم‌ برنامه‌هاي‌ عملياتي‌ ساليانه‌ وزارتخانه‌ها كه‌ در قالب‌ قوانين‌ بودجه‌ ساليانه‌ كه‌ با دخالت‌ مؤثر و زير نظر سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ ريزي‌ كشور صورت‌ مي‌گيرد بايستي‌ تضمين‌ كننده‌ اجراي‌ برنامه‌ توسعه‌ به‌ شكل‌ مصوب‌ آن‌ باشد.اما اين امر تا كنون به درستي تحقق نيافته است.مديران‌ و كارشناسان‌ دولت‌  در سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ ريزي‌ كشور كه‌ مديريت‌ ملي‌ را بعهده‌ داشته‌ و در تعيين‌ خط‌ مشي‌ها و راهبردها براي‌ اداره‌ سرمايه‌ انساني‌ كشور، نقش‌ كليدي‌ دارند؛ مي‌بايست‌ بر پايه‌ آگاهيهاي‌ قابل‌ توجه‌ و بهره‌مند از تجربيات‌ و خردمندي‌ بالا، خدمات‌ مديريت‌ ملي‌ را فراهم‌ كرده‌ و فعاليتهاي‌ پيچيده‌ در كشور را سامان‌ دهند.

البته‌ خردمندي‌ و توانمندي‌ كاركنان‌ دولت‌ در همه‌ وزارتخانه‌ها ضرورت‌ دارد اما در دستگاه‌ مديريت‌ ملي‌ ضروري‌تر است‌. اداره‌ فعاليتهاي‌ دولت‌ در بسياري‌ از موارد نيازمند سطح‌ بالايي‌ از اطلاعات‌ حرفه‌اي‌ وفني‌ است‌ و با توجه‌ به‌ تغييرات‌ سريع‌ فناوري‌ در اغلب‌ بخشهاي‌ اقتصادي‌، نيازمندِ روزآمد شدن‌ اطلاعات‌ حرفه‌اي‌ و فني‌ كاركنان‌ و كارشناسان‌ و خط‌مشي‌ گذراندن‌ دولتي‌ است‌ . مديريت‌ ملي‌ كشور از چنين‌ تواني‌ برخوردارنيست.  سازماندهي‌ و تشكيلات‌ وشاغلين پست ها در سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ ريزي‌ كشور توان‌ اداره‌ سرمايه‌ انساني‌ كشور را  ندارد و بايد از بنیاد اصلاح گردد. 

کارشناسان و خط مشی گذاران سازمان  برنامه و بودجه(سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور) از سال 1368 به بعد در تدوین واجرای سه برنامه 5 ساله توسعه نقش اصلی را داشته اند! آیا خطوط راهنمای این کارشناسان با خطوط راهنمای کارشناسان  سازمان درقبل از پیروزی انقلاب متفاوت است؟!اسناد موجود نشان می دهد که این کارشناسان با ترفندهای گوناگون تا کنون موفق به تداوم این خط سیر راهنما برای تدوین چهار برنامه 5 ساله توسعه دیگر برای ایران شده اند.

سازمان  مدیریت وبرنامه ریزی کشور علیرغم نداشتن وظیفه قانونی برای تدوین چشم انداز و سیاست های کلی نظام توانسته است  با اقداماتی که از مرداد 1381 تا مرداد 1382 با میدان داری  و مطالعاتی که  زیر نظر دفتر اقتصاد کلان سازمان  انجام شد؛  در نیمه دوم سال 1382 سند چشم انداز و مشخصات جامعه آرمانی جمهوری اسلامی ایران را در 7 بند به تصویب هیات وزیران و در 8 بند به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام وسیاست های کلی معطوف به چشم انداز را  در 47 بند به تصویب هیات وزیران  و در53 بند به تصویب مجمع تشخیص مصلحت ونهایتا رهبری برساند!!

واقعیات بیان شده در فوق بیانگر وجود پیچیدگی،ابهام، و نارسایی در سطوح کلان  سیاستگذاری  نظام جمهوری اسلامی ایران  و نیز یلگی نظام برنامه ریزی و مدیریت توسعه ایران است.البته این امر نیز قبلا توسط متخصصان علم وفن  مدیریت ، در محافل آکادمیک و حتی دولتی مطرح شده است؛ اما از انباشت تجربه و درس گرفتن از تجارب در این سرزمین سوخته کماکان خبری نیست.اصغر مشبکی در سال در1376 در مقاله ای تحت عنوان "بررسی موانع برنامه ریزی استراتژیک در جمهوری اسلامی ایران" که در مجله مدیریت دولتی شماره 37 منتشر شده با بیانی رسا به 14 مشکل در زمینه برنامه ریزی استراتژیک در ایران به شرح زیر اشاره کرده است:

  1. نبود اتفاق نظر در میان مسدولان کشور برای اقدام به برنامه ریزی استراتژیک
  2. فقدان تجزیه وتحلیل جامع فرصت ها وخطر های ملی
  3. روشن نبودن حدود تعهدات ملی در قبال سایر کشورها
  4. عدم توجه کافی به تجدید ارزشها
  5. میزان پایبندی به اولویت های استراتژیک کشور
  6. فقدان نگرش جامع در شناخت توانمندی های کشور
  7. روشن نبودن گزینه های مختلف استراتژیک در برخورد با مسائل
  8. اجرای ضعیف برنامه های استراتژیک در کشور
  9. نقصان در نظارت وارزیابی نتایج عملی برنامه ریزی استراتژیک کشور
  10. ضعف ساختار اطلاعاتی کشور
  11. خلط برنامه ریزی استراتژیک با برنامه ریزی بلند مدت
  12. دخالت قدرتهای فراملی
  13. فقدان تصویری روشن و واحد از بیانات رهبری در تدوین استراتژی های ملی کشور.

مشبکی در سال 1376 در این مقاله که در ارگان مرکز آموزش مدیریت دولتی وابسته به سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور منتشر شده ، تعیین استراتژی های برنامه توسعه 25 ساله کشور- ایران 1400 توسط سازمان برنامه و بودجه از طریق همکاری با سایر دستگاهها و به عنوان بخشی از وظایف قوه مجریه کشور خارج از حوزه اختیارات این سازمان دانسته است. طنز تلخ مدیریت و برنامه ریزی توسعه ایران در اینجا آشکار می شود که درست 5 سال  بعد  در  تیر ماه سال 1382 محمد کردبچه مدیر کل دفتر اقتصاد کلان سازمان مدیریت وبرنامه ریزی  در مصاحبه ای   اعلام کرد که  مطالعات برنامه چهارم – بخوانید چشم انداز 20 ساله  کشور و  سیاست های کلی برنامه چهارم - بدون مشارکت دستگاههای اجرایی  ظرف مدت یکسال  تدوین شده وآماده تقدیم به هیات دولت است.

سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور سرمشق کلی چشم انداز20 ساله را "توسعه پایدار ملی با رویکرد جهانی" تعیین نموده است.بر این اساس چهار برنامه می باید تدوین گردد که یکی از آنها همین برنامه چهارم بود که تدوین شد.شعار محوری برنامه چهارم "رشد پایدار اقتصادی دانایی محور است.در این خط راهنما،شعار محوری برنامه پنجم توسعه"تثبیت مبانی رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی" و شعار برنامه ششم "توسعه مستمر پایدار و دانش بنیان کشور" و نهایتا شعار محوری برنامه هفتم توسعه ایران ،"تامین عدالت اجتماعی"است.

 برخی از اقتصادانان سیاسی ایران  از جمله محمد صادق جنان صفت  برنامه ریزی به شیوه فعلی در ایران را يادگار دوران جنگ سرد دانسته و فاقد منطق می دانند. آنان با بیان خصوصیات سیاسی برنامه ریزی بعد از انقلاب در ایران پبشنهاد کرده اند که به جاى تدوين برنامه هاى ۵ ساله توسعه توسط دولت، مى توان به اين سو رفت كه حزب پيروز در انتخابات مهم كشور برنامه اقتصادى خود را تدوين و آن را اجرا كند!! البته مطمئنا منظور علمای علم اقتصاد  از تدوین برنامه توسط حزب پیروز ،تدوین برنامه با مکانیزم های رایج و جا افتاده در ایران نبوده است وخودشان می توانند مکانیزم تدوین چنین برنامه ای و ملزومات این کار را که در دنیا هم سابقه دارد به درستی تشریح نمایند و ازآنان چنین هم انتظار می رود.

ازاتفاق روزگاردر نهمین دور انتخابات ریاست جمهوری ایران فردی به ریاست جمهوری انتخاب شد که از جهاتی با روسای پیشین جمهوری اسلامی ایران تفاوت نسبتا زیادی داشت. وی اولا شعار لزوم تحقق " دولت اسلامی" در ایران را سرداد و صراحتا اعلام کرد که به دنبال استقرار دولت اسلامی در ایران است وثانیا چهار شعار محوری دولت خود را:خدمتگذاری،عدالت گستری،مهرورزی و پیشرفت اعلام کرد.براین اساس آنچه در بدو امر به نظر می رسید ؛ لزوم  ایجاد تغییرات بنیادی در اصول فکری و روش های اجرایی ونیز  نیز در مدیران و حتی کارشناسان  و به طور کلی  در خطوط راهنمای حاکم بر سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور برای تحقق این قبیل شعار ها از طریق تدوین برنامه معقول است! زیرا شعار های رئیس جمهور احمدی نژاد با شعارهای منتخب سازمان مدیریت وبرنامه ریزی کشور منطبق نبود!

اما شواهد نشان می دهد که در دولت نهم همچون دولت های : پنجم،ششم،هفتم و هشتم اهالی و مقیمان  سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور همچنان با  حفظ رویکرد و رهیافت سنتی و متحجری که از قبل از انقلاب داشته اند؛ سکان داران و تک سواران پرده نشین و یکه تاز مدیریت اقتصاد و توسعه ایران هستند و در دولت نهم، تغييرات اساسي درسازمان مديريت و برنامه ریزی  كشور در کار نیست. روسای آنها زنجانی باشد یا  نجفى؛ میر زاده باشد یا عارف،ستاری فرو شرکا باشند یا رهبر،فرقی نمی کند.ریلها آنچنان استوار و محکم بنیان نهاده شده  است که قطارمدیریت و برنامه ریزی کشور راه خود را  آن چنان که تعیین شده ، طی خواهد کرد.

برنامه دولت نهم توسط پیشگامان این دولت تدوین شده و از سوی رهبری نیز مورد حمایت موکد قرار گرفته است ایشان  از مردم و مجلس خواسته اند که : فرصت لازم را  برای تحقق شعارهای مطرح شده،به دولت  نهم  بدهند و از طرح مطالبات زود رس!!خوداری کنند.

در بالا انتقاداتمان را به شیوه رایج مدیریت وبرنامه ریزی توسعه  در ایران ارائه نمودیم. اما برنامه و شعارهای دولت نهم تا چه حد از این  انتقادات مبراست؟ آیا به لحاظ روش تدوین  برنامه، برنامه دولت نهم  فرقی با برنامه های مصوب توسعه ایران دارد؟ اصولا نسبت شعارها ی چهار گانه  و برنامه دولت نهم  با  چشم انداز 20 ساله و قانون برنامه چهارم چیست؟

آیا کاندیدای پیروز شده در انتخابات نهم  در زمان انتخابات برنامه ای به مردم ارائه داد؟ آیا برنامه دولت نهم مورد وفاق ملی  و اجماعی ولو اندک در میان صاحبنظران کشور است؟ اگر جواب به این سئوال مثبت ! این صاحبنظران کیستند؟ چرا اسامی و مشخصات آنها را اعلان نمی کنند.من خودم در تبلیغات انتخاباتی کاندیدای پیروز شنیدم که ایشان گفت: تعداد زیادی از استادان و اعضای هیات علمی دانشگاهها مشغول تهیه برنامه های من هستند.آیا اگر سازمان مدیریت، لایحه بودجه سال1385 را در لفافه  4 شعار محوری دولت نهم  تدوین و به مجلس ارائه کرد؛مسئله حل است؟

من می دانم که می توان کشور را با شعار و رودربایستی اداره کرد!اما نتیجه آن را هم به روشنی در وضعیت شیر توشیر فعلی که بزرگان کشور از یک طرف قربان صدقه هم می روند و از یک طرف به هم  بد و بیراه می گویند، می توان ملاحظه کرد.به طرف های دیگر که خبر های دیگر هست ! کار نداشته باشیم، بهتر است.

چه کسی پاسخگوی این ملت است؟ من نمی خواهم با بهره گیری از فضای معنوی ماه مبارک رمضان بگویم که مسئولان جمهوری اسلامی باید علی وار پاسخگوی اعمال خود باشند! انتظار ما از  جمهوریت ، بسط آزادی  و از اسلامیت، بسط قسط در پهنه کشور ایران بود! اما مدتهاست که از خیر این پندارها گذشته ایم! من نمی گویم که همانند خلفای صدر اسلام در مساجد به شهروندان اجازه دهید که به شما بگویند اگر کج بروید با شمشیر راستتان می کنند!من می گویم که بلروار در مقابل مجلس و یا روزنامه نگاران ظاهر شوید و آن قدر مسئولیت پاسخگویی را احساس کنید که در مقابل سئوالات تا بناگوشتان سرخ شود و یا رنگ بر رخصارتان نماند!

به نظر من برگزاری مراسم پاسخگویی به شیوه احمدی نژاد در شهرداری و برآورده کردن حاجات مشتی محتاج خوب است ولی کافی نیست.همچنین شیوه رهبر در به حضور پذیرفتن و استماع نظرات و پاسخگویی به  برخی از نخبگان ومریدان  برگزیده شده از صنوف مختلف، بد نیست ولی پاسخگویی به ملت نیست!

 

 

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين شنبه 7 آبان 1384
تعداد نظرات تا اين لحظه :  16773 اعلام نظر