تاملی بر وضعيت تحقيقات اقتصادي و اجتماعي در بخش کشاورزی
شمع

 

تاکید همزمان بر دو  رهیافت خصوصی سازی و عدالت اجتماعی  در برنامه چهارم توسعه که برنامه  مرحله اول برای تحقق چشم اندازبیست ساله کشور ایران است ؛  برای دست اندرکاران فعالیت های تحقیق و توسعه ،از جمله  پژوهشگران علوم اجتماعی در وزارت جهاد کشاورزی ، این سئوال را مطرح می نماید که تحقیقات اقتصادی و اجتماعی (تاوا)چه نقشی در این زمینه می تواند  و بایدایفا نماید؟

برمبنای  مفروضات بیگز و فارینگتون ( بیگز و فارینگتون،1991،9)  این پژوهشگران  با پذیرش معنای گسترده تری از علم  در سه سطح:

1.      ارائه  تعاریف  جدید از کشاورزی و پژوهش های کشاورزی و نپذیرفتن تعاریف  محدود.

2.   عدم اعتقاد به  امکان ایجاد نوآوری پژوهش های کشاورزی از طریق  وانهادگی  این پژوهش ها  به  عوامل بازار  و اعتقاد به لزوم اعمال مداخله های خاص برای اطمینان از رفع نیاز حداقلی گروههای کشاورز فقیر.

3.   پذیرش مفهوم گسترده تری  از نو آوری با تعدد عاملان نو آوری به جای قبول الگوی سلسله مراتبی و تزریقی نوآوری  از مراکز  بین المللی به مراکر ملی  و به تبع آن  به مراکز منطقه ای و محلی.

       در جستجوی ایفای نقش خود و نقش تاوا  در فرایند توسعه ایران می باشند.

بیگز و فارینگتون Biggs & Farington) ) در زمینه مسئله مورد بررسی  نوشته اند:

" پژوهش های کشاورزی و فعالیت های مربوط به ارتقاءسطح تکنولوژی همیشه و با گذشت زمان به صورتی بنیادی با تحولات ورویدادهای سیاسی ،اقتصادی ونهادی در هم می آمیزند.ازیک طرف ،هیچ گونه نظام  پژوهش  و توسعه R & D)) بی طرف و غیر سیاسی وجود ندارد که همواره مرزهای دانش دانشگاهی را به پیش راند و بهره وری را افزایش دهد، و از سوی دیگر، جهانی واقعی وجود دارد که در آن نیروهای سیاسی ،اقتصادی و نهادی،چگونگی استفاده از علم را مشخص می کنند. این دو،پیوسته و به نحوی جدایی ناپذیر در هم تنیده اند.چنانچه آنها را ازیکدیگر جدا کنیم،وضعیتی پیش می آیدکه در آن سیاست ها و طرح هایی که برای دستیابی به مجموعه ای از اهداف طراحی شده اند،نجر به پیدایش نتایج بسیار متفاوت خواهند شد.

در عمل تصمیمات اتخاذ شده در قلمرو علم نه تنها بر معیارهای بی طرفانه علمی بلکه بر ملاحظات سیاسی نیز استوارند.نتیجه این گونه تصمیمات،حاوی آمیزه مشابهی خواهد بود.تخصیص منابع به پژوهش ها بیشتر برپایه غالب بودن دید گاههای دسته ای از عاملا ن برسایرین ،مشخص می شود.کارکرد اولیه علوم اجتماعی این است که پیامد های سیاسی ،بین زمانی ) Intertemporal) و توزیع در آمدی گزینه هایی را که تصمیم گیران با آن روبرو هستند ، مشخص کند....

هدف ضمنی{ مطالعات علوم اجتماعی در بخش کشاورزی} شناخت این مطلب است که پژوهش های کشاورزی در بالا بردن رفاه خالص اجتماعی (Net Social Welfare)   چه  تاثیری می تواند داشته باشد.از این رو موضوعات مربوط به تولید وتوزیع باید به نحوی صریح و روشن بررسی شوند.نقش پژوهش های بخش خصوصی در بالا بردن سطح تولید از طریق پاسخگویی به انگیزه سود ،غیر قابل انکار است؛اما بخش های دولتی و داوطلبانه باید هم موضوعات تولید و هم مسائل توزیع را مورد توجه قرار دهند.به همین دلیل نقش آنها پیچیده تر است.(همان،17)

اهمیت تاوا وقتی بیشتر روشن می شود که  پیشرفت فناوری های کشاورزی  و افزایش تولید  در بسیاری از کشورها  همزمان با  رو به وخامت رفتن بی وقفه شرایط زندگی اکثریت روستاییان فقیر بوده است.ملور (Mellor,1988)  در این زمینه نوشته است:

"فقر اصولا پدیده ای روستایی است ودر نقاط برخوردار از امکانات زیاد وکم کشاورزی به نسبت تقریبا مساوی بروز می کند.به این جهت می توان گفت که علل فقر روستانشینان به همان اندازه که به ثروت ،اشتغال و توزیع در آمدمربوط می شود ؛با امکانات بالقوه اقتصادی منطقه ای نیز در ارتباط است.تغییراتی که در هند روی داد ،نمایانگر چنین موقعیتی است.در این کشور استفاده از تکنولوژی انقلاب سبز باعث شد که کمبود مواد غذایی در دهه 1960 و اوائل دهه 1970 به مازاد دانه های غذایی در اواخر دهه 1970  ودهه 1980 تبدیل شود.بااین حال ،علی رغم وجود مازاد مواد غذایی در سطح ملی ،چنین برآورد شده است که درصد جمعیت روستایی که مقدار کالری مصرفی آنها پایین تر از حداقل سطح ممکن در خط فقر بوده است، در فاصله بین سالهای 1960تا 1961  تا سال 1983 از 32 درصد به 42 درصد افزایش یافته است."(همان،15)

بیگز و فارینگتون بر اساس  چنین تجاربی بر اهمیت توجه بیش از پیش به تحلیل های اقتصادی  و اجتماعی در پژوهش های کشاورزی تاکید نموده اند.(همان،16) این دو پژوهشگر در عین حال به وجود سه نارسایی در  ایفای نقش "تحلیل های علوم اجتماعی از پژوهش های کشاورزی" (تعاپک)  وبه عبارت دیگر در( تاوا) پی برده و بر اهمیت رفع این نارسایی ها و ضرورت انجام  پژ وهش های اجتماعی  در بخش کشاورزی با رفع این نارسایی ها ، تاکید نموده اند.این نارسایی ها عبارتند از:

  1. دانشمندان علوم اجتماعی و دانشمندان علوم طبیعی کاربردی اغلب با کمترین میزان مراجعه به رهیافت های یکدیگر ،سیاست های  پژوهش کشاورزی را تحلیل کرده اند.

2.   عملکرد تعاپک ناهمگون است.موفقیت هایی به دست آمده است، اما در موارد بسیاری ،موضوعات مهمی نادیده گرفته شده یا نسبت به حوزه های تکراری یا فاقد بهره وری پژوهش توجه نا به جا نشان داده شده است.

3.   برخی از مراکز پژوهشی، بویژه در سطح بین المللی،تاحدی به دلیل نفوذ دانشمندان علوم اجتماعی ،به تشویق روند های "نوآورانه ای"!! پرداخته اند که به واقع ،از دیر باز شیوه عمل مورد فبول عامه بوده است.ودر برخی موارد ،دانشمندان کشورهای درحال توسعه در به کار گرفتن آنها در امر کشاورزی کشورهای درحال توسعه پیشگام بوده اند.نادیده گرفتن چنین تجربیاتی نه تنها عملی غیراخلاقی است،بلکه موجب منحرف شدن توجه تعاپک از این پرسش می شود که چگونه عاملان گ.ناگون در طول زمان بابیشترین بهره وری ،مکمل یکدیگر می شوند.(همان ،20)

وجود چنین نارسایی هایی در تعاپک یا تاوا از ماهیت روابط اجتماعی و وجود واقعیتی به عنوان قدرت،که عنصری تعیین کننده درروابط اجتماعی  است ؛سرچشمه می گیرد.تجربیات اخیرالذکربیانگر آن است که چگونه گروههای خاصی از دانشمندان ، سیاستمداران ،مدیران، وحتی  کشاورزان ذینفع می توانند بر تعیین اولویت ها و تخصیص منابع مادی  وانسانی در سطوح بین المللی ،ملی،منطقه ای  و محلی تسلط یافته و تاثیر بگذارند.بنابراین همانگونه که بیگز و فارینگتون گفته اند:

"شناخت مسائل مربوط به کنترل ،سازماندهی ومدیریت پژوهش های کشاورزی در بسیاری شرایط ،نسبتا مهمتر از فقدان آگاهی نسبت به اصول علمی و روش های بررسی جامعه شناختی ،یا فقدان تجهیزات پژوهشی، یا دیگر نهاده های مادی است.به کار گیری تحلیل های علوم اجتماعی در مورد پژوهش های کشاورزی ابزاری اساسی برای شناسایی موضوعات کنترل ومدیریت است."(همان،21)

بیگز و فارینگتون پژوهشگران عرصه تاوا در بخش کشاورزی را دعوت به   شناسایی اولویت های تعاپک  کرده اند.به نظر آنها موضوعات  این اولویت ها به خصوص با توجه  تحلیل های اخیر در حوزه قدرت  به سه دسته کلی زیر تقسیم می شوند:

  1. تکوین نظری ومفهومی
  2. تحلیل تعامل میان نهاد های مختلف؛
  3. تحلیل کارهایی که در درون نهاد هایی چون ادارات پژوهشی دولتی ،موسسات پژوهشی و طرح های منفرد صورت می گیرد.(همان،21)

   از آنجا كه ممكن است در اذهان محققان و مديران و دست اندر كاران تحقيقات در وزارت جهاد كشاورزي  ،  معاني متفاوتي از "تحقيقات اقتصادي و اجتماعي " وجود داشته باشد.با استفاده از نظريه جامعه شناس  و متفكر شهير آلماني "ماكس وبر "براي فهم "روابط اجتماعی" در فرآیند "تحقيقات ا قتصادي و اجتماعي  وزارت جهاد كشاورزي می توان " نمونه آرماني" (Ideal Type) " تحقيقات اقتصادي  واجتماعي" را ساخت؛ تا امکان شاناخت این مقوله حاصل گردد. 

اصولا شناخت بدون طبقه بندي، شناخت علمي نيست.علم رابطه انواع را بيان مي كند. نمونه آرماني عبارت است از يك تجسم انگاره اي .اين تجسم انگاره اي از "تحقيقات اقتصادي  واجتماعي" (تاوا)  به عنوان يك پديده تكرار پذير  با توجه به جنبه هاي عام اين تحقيقات  و با استفاده از روش تحليل جامعه شناختي و نه تاريخي  قابل ساخت  است. بنابراين نمونه آرماني بدین شکل ساخته شود؛ "نمونه آرماني تعميمي" است و نه" نمونه آرماني تفريدي ". با استفاده از روش تحليل جامعه شناختي از راه عقلاني كردن آرماني و تشديد يك سويه صفات ويژه  و اصيل "تحقيقات اقتصادي و اجتماعي" و با مجموعه ای از معیار ها و روشنگري در قلمرو روابط اجتماعي كنش گران  عرصه "تحقيقات اقتصادي واجتماعي  وزارت جهاد كشاورزي " ،  ساخته شده و  معنايي صريح ومنسجم از"  وضعيت تحقيقات اقتصادي واجتماعي در وزارت جهاد كشاورزي "  بدست می آید. 

شناخت وضعیت تاوا در وزارت جهاد کشاورزی با استفاده ازروش"نمونه آرمانی تعمیمی"امکان نوعی طبقه بندی و مقایسه تاوا ی موجود با تاوای آرمانی   و نیز  وضعیت تاوا  در واحدهای مختلف پژوهشی را فراهم کرد.

چنین شناختی از فرآیند ها و تعاملات کنشگران عرصه تاوا  به ما اجازه خواهد داد تا   پیشنهاد هایی برای کارکردی تر کردن روابط اجتماعی در ساختار  سازمان تحقیقات و آموزش کشاورزی ارائه نماییم.

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين يکشنبه 23 مرداد 1384
تعداد نظرات تا اين لحظه :  10 اعلام نظر