دریچه ای برای تنفس
چراغاني

 

بيانيه جامعه شناسان  در حمايت از  هاشمى رفسنجانی در مرحله دوم  دور نهم انتخابات رياست جمهوری

سی  خرداد  1384

با توجه به وضعيت كنونى جامعه ايران و تحولات سريع جهانى و شرايط انتخابات و حاكميت اراده مردم، مسئوليت اجتماعى عموم شهروندان به ويژه نخبگان و صاحب نظران علوم اجتماعى مشاركت و مداخله بيشتر در امور سياسى را ضرورى مى نمايد. ما جامعه شناسان ايرانى بر اساس بينش جامعه شناختى و رسالت اجتماعى خود با عنايت به تعدد گرايش ها و مشكلات و بحران هاى در پيش رو و خطرات معطوف به افراط گرايى در مرحله دوم انتخابات رياست جمهورى همراه با ديگر گروه هاى اجتماعى در روز جمعه سوم تيرماه ۱۳۸۴ راى خود را به آقاى هاشمى رفسنجانى به صندوق هاى راى خواهيم ريخت. دوباره تاكيد مى كنيم با توجه به شرايط حساس و خطير موجود و ارزيابى ما جامعه شناسان از شرايط موجود به نظر مى رسد، سرمايه هاى ملى، تجربه ۲۷ ساله انقلاب، و كيان ايران در مخاطره جدى است. شهروندان عزيز راى شما به هاشمى رفسنجانى به استمرار تجربه هاى مثبت در اين مرز و بوم كمك خواهد كرد.
۱-
دكتر تقى آزادارمكى (دانشگاه تهران) ۲- دكتر رحمت الله صديق سروستانى (دانشگاه تهران) ۳- دكتر غلامحيدر ابراهيمباى سلامى (دانشگاه تهران) ۴- دكتر حميدرضا جلايى پور ۵- دكتر محمدجواد ناطق پور (دانشگاه تهران) ۶- دكتر سعيدرضا عاملى ۷- دكتر امير طالبيان ۸- دكتر على يوسفى (دانشگاه فردوسى) ۹- دكتر غلامرضا صديق اورعى (دانشگاه فردوسى) ۱۰- على حاجعلى ۱۱- محمدعلى زكريايى ۱۲- دكتر تقى ايمان پور۱۳ كتر هوشنگ نايبى ۱۴- دكتر مهرى بهار ۱۵- دكتر سيدضياء هاشمى ۱۶- دكتر حميد عبدالهيان ۱۷- دكتر على محمد حاضرى ۱۸- دكتر مسعود كوثرى ۱۹- دكتر سعيد معيد فر ۲۰- محمدحسن محقق معين ۲۱- محمدرضا جوادى يگانه ۲۲ _ سوده حجتى كرمانى

دکتر تقی آزاد ارمکی عضو هیات علمی دانشگاه تهران در همین زمینه یاداشتی تحت عنوان: بازگشت به هاشمى: ضرورت ملى اسلامى به شرح ذیل  نوشته است.

جمهورى اسلامى در طول حدود بيست و هفت سال سابقه دوران هاى متعددى را طى كرده است. دوره استقرار و تثبيت نظام، دوره ساختن و وارد شدن به جهان معاصر و مشاركت جدى در جهان مدرن در جريان بازانديشى شرايط ملى و جهانى. آنچه كه هر دوره را از دوره بعدى متمايز كرده است، نوع داورى نسبت به جامعه و عناصر آن است. جامعه ايرانى درگير انقلاب و جنگ متفاوت از جامعه در جريان سازندگى و ورود به دوره اصلاحات و مشاركت ايرانى در جامعه جهانى است. نيروها و عناصر تعيين كننده دوره ها نيز متفاوت هستند. اگر در دوره اول از سهم انقلابيون، جوانان و روشنفكران عملگرا و... دفاع مى شد و كمتر از نقش نيروهاى ديگر سخن به ميان مى آمد، شرايط بحرانى در سياستگزارى اجتماعى و فرهنگى موثر بود در نتيجه نيروهاى اجتماعى كه توانايى درك بحران ها را داشته و تمناى اين جهانى نداشته باشد. به عبارت ديگر، ضمن درك شرايط بحرانى با تمام وجود تلاش در گذر از دوره بحرانى را داشته باشند.
شرايط جامعه امروز ايران نيز بى شباهت با دوران بحران زده پس از انقلاب اسلامى نيست، زيرا كمى ناراستى و نادرستى در تصميم گيرى همه ما را به شرايط بحرانى قبل از انقلاب خواهد كشاند. در آن دوره همه در پى اين بوديم كه روايت جديدى در سامان يابى سياسى و اجتماعى پيدا كنيم. به لحاظ فقدان تجربه مدرن در اين زمينه نياز به وارد شدن به حوادث متعدد كه همه مى توانست منشاء بحران هاى بزرگ شود - البته بسيارى از آنها ما را حتى به مرحله سقوط نيز نزديك كرد - . به نظر مى آيد برخلاف نظر و ادعاى بعضى از افراد تازه وارد شده به حيات اجتماعى ايرانى كه سازوكارهاى مدرن پيدا كرده، ما نيازى به شروع هاى مجدد در بسيارى از عرصه ها نداريم، بلكه برعكس با توجه به تجربه هاى به دست آمده در صحنه هاى متعدد اجتماعى ضمن بازبينى گذشته گامى بلند و نگاهى روشن نسبت به فردا نياز داريم. حتماً ديگر قصد نداريم دوباره به انقلابى ديگر دست بزنيم. مگر يادمان رفته كه هنوز در تحقق بسيارى از اهداف انقلاب اقدام جدى نكرده ايم. بدين لحاظ است كه من از دوره جديد به عنوان دوره اى خاص ياد مى كنم. دوره جديد هم مى تواند به دوره بحرانى تبديل شود، زيرا هجمه هاى متعددى از طرف دوستان و دشمنان به تجربه مدرن ايرانى وارد شد. نمونه روشن آن دوره اصلاحات است. فشارها به قدرى بود كه بسيارى از كارگزاران اصلاحات را از توان انداخت. ابهامات موجود در زمينه هايى چون روابط بين فرهنگى و تمدنى، روشنفكرى دينى، مشاركت در عرصه بين المللى، ساماندهى فرهنگى، مشاركت اجتماعى و شكل گيرى حوزه عمومى و نهادهاى مدنى افزوده شد. معترضان اصلاحات با مفسده انگيز دانستن جهان مدرن و ميل به زندگى كردن به عنوان دو شاخص عمده اصلاحات اجتماعى در ايران اجازه كافى در ارزيابى عالمانه از اوضاع باقى نگذاشتند. از طرف ديگر، جهان خارج نيز ديگر توانايى و حوصله در گوش دادن به شروع هاى مجدد از صفر را ندارد. حتى دوستان انقلاب و اسلام در جهان خارج از ايران نيز بازگشت به آغاز و شروع همه چيز از صفر را بر ما ايرانيان با تمدن نپذيرفته و هرگز آن را انسانى و اسلامى قلمداد نخواهند كرد. دنياى معاصر انتظار عمل عقلانى كه ريشه در شرايط بومى و ملى مان داشته و امكان طرح در سطح بين المللى را داشته باشد، از ما دارد.
با اين ملاحظات و قبول اينكه در دوره جديد از حيات ايرانى مان زيست مى كنيم، نيازمند برداشتن به چندين گام هستيم: ۱- بازشناسى تجربه هاى گذشته در سايه خرد و انديشه و علم گرايى، ۲- طلب مشاركت همه نيروهاى اجتماعى، ۳- گذر از قطب بندى هاى جناحى و گروهى و ۴- طرح عملى و واقعگرايانه سيماى آينده ايران در سايه اسلام.

حال سئوال اين است با توجه به اين شرايط، چه فردى از ميان كانديداهاى رياست جمهورى توانايى سكاندارى اين حركت را دارد؟ به نظر مى آيد آقاى هاشمى رفسنجانى با وجود كسب تجربه بسيار در دو دوره قبلى، استعداد و لياقت وارد شدن به دوره جديد را داشته و خواهد توانست جامعه را به جلو ببرد. تجربه، صبر و متانت، فراگيرى حوزه انديشه و فكر، غيرجناحى بودن، رجليت، توانايى چانه زنى در سطح ملى و بين المللى و درخواست مشاركت از همه نيروها براى سازندگى كشور، اجتناب از طرح محروم گرايى و مستضعف بازى و بسيارى از ويژگى هاى ديگر جناب آقاى هاشمى را برازنده رياست جمهورى ايران مى كند. من به عنوان يكى از جامعه شناسان ايرانى با درك و تحليلى كه از اوضاع اجتماعى ايران معاصر دارم، به ايشان راى مى دهم و از هم ميهنانم نيز اين نوع نگاه و مشاركت را انتظار دارم. اگر انتخاب ديگرى صورت پذيرد، حوادث پس از دهه ۱۳۴۰ دوره پهلوى دوم، محمدرضا شاه، كه به جاى تكيه زدن به رجل و بزرگان و ملى هاى كشور چرخش به كارگيرى نيرو فراهم شد و همين تصميم زمينه ساز به بحران رسيدن نظام شاهى و انجاميد.

 

 لینک بیانیه جامعه شناسان در روزنامه شرق

 

 لینک مقاله دکترآزاد در روزنامه شرق

نويسنده : نويسنده فوق الذكر سه شنبه 31 خرداد 1384
تعداد نظرات تا اين لحظه :  98 اعلام نظر