![]() |
![]() |
| آشنایی با مفاهیم علوم اجتماعی -4 چراغاني |
|
رفاه اجتماعي Social Welfare سعید مدنی و بهرام پناهی سازمان ملل متحد واژه رفاه اجتماعي را اين گونه تعريف كرده است: «رفاه اجتماعي دامنه وسيعي از فعاليتها و برنامههايي را كه تحت نظارت و با كمك دولت براي بهزيستي افراد و جامعه انجام ميشود، در بر ميگيرد». در كتاب «فرهنگ و اصطلاحات كار و تأمين اجتماعي»، رفاه اجتماعي، به بهبود جامعه و به نوبه خود به بهبود وضعيت افراد، خانوادهها و اجتماعات تشكيل دهنده جامعه اطلاق ميشود. اين اصطلاح براي توضيح هدفهاي يك رشته جنبشهاي اجتماعي به كار ميرود كه به وسيله مذهب، انسان دوستان و ملاحظات دمكراتيك شديداً برانگيخته شده است ... رفاه اجتماعي به اصلاح شرايط زندگي فرد يا گروه زيانديده از لحاظ جسمي، فكري، هيجاني، اقتصادي يا ناتوان از لحاظ اجتماعي و يا به شكل ديگر مشخص شده است». مجري سياستهاي رفاه را «دولت رفاه» مينامند. فرض و اصل اساسي در مورد دولت رفاه اين است كه حكومت مسئوليت آسايش اتباعش را برعهده دارد و اين مهم را نميتوان به افراد، موسسات خصوصي، يا انجمنها و دستگاههاي محلي واگذار كرد. دولتهاي رفاه معمولاً مردم را در برابر فقر، از طريق مزاياي بيكاري، مدد معاش خانوادگي، مزاياي تكميلي (كه براي تقويت افراد كم درآمد پرداخت ميشود)، حقوق بازنشستگي، و از كار افتادگي، حمايت ميكند. تأمين خدمات عام درماني، آموزش رايگان و خانهسازي كارهايي است كه دولت رفاه انجام ميدهد. تاريخچه رفاه اجتماعي آن چنان با سير تاريخي تأمين اجتماعي آميخته است كه جداسازي هريك از ديگري ناممكن يا لااقل بسيار دشوار است. در واقع رفاه اجتماعي حاصل تكامل نظريه تأمين اجتماعي است. از اوايل قرن بيستم جنبش دولت رفاه به حركت درآمد. امروزه اين ايده اجتماعي از مباني و چارچوب عميقتر و گستردهتري برخوردار است كه بر آيند آن به منزله نوعي فلسفه اجتماعي و الگويي براي توسعه اقتصادي _ اجتماعي جوامع است. ذيلاً به نكاتي درباره مفهوم نوين رفاه اجتماعي اشاره ميشود: الف) امروزه برنامههاي رفاه اجتماعي فقط به حوزه خاصي مثل بهداشت يا بيمه محدود نميشود، بلكه اين برنامه مجموعه واحدي از فعاليتها را در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي، بهداشتي، فرهنگي و حقوقي شامل ميشود. ب) برنامههاي رفاه بخشي از برنامه توسعه اجتماعي _ اقتصادي هستند. بنابراين ضرورت هماهنگي و تناسب بين مباني و ديدگاههاي توسعه اجتماعي و برنامههاي رفاه براي نيل به توسعه ملي ضروري است. ج) عوامل فرهنگي نقش مؤثري در تدوين برنامههاي رفاه دارند. د) بيشك برنامههاي رفاه اجتماعي در مواجهه با باورها و عادات سنتي قرار ميگيرند. در واقع برنامههاي رفاه نتيجه موج مدرنيزاسيون جامعه هستند كه در مقابل رفتار سنتي قرار ميگيرند. هـ) برنامههاي رفاه اجتماعي حتماً واجد شاخصهاي مشخص براي ارزشيابي و تعيين ميزان موفقيتشان هستند. نرخ جرم برحسب 100.000 نفر جمعيت، نرخ بزهكاري جوانان بر حسب هر 100.000 نفر جمعيت جوان، هزينه دولت براي ايمني و نظم عمومي بر حسب هر 1000 نفر جمعيت و هزينه دولت و مؤسسههاي غيردولتي براي خدمات رفاه اجتماعي برحسب هر 1000 نفر جمعيت از جمله شاخصهاي مهم در اين زمينه هستند. و) برنامههاي رفاه عليرغم آن كه در حوزههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، سياسي، حقوقي و فرهنگي طراحي ميشوند در عين حال همه اين حوزهها را در ارتباط سيستماتيك و منظم با يكديگر و به صورت يك مجموعه واحد تشكيل ميدهند. بنابراين اجزاء پراكنده و تكه تكه از فعاليتهاي بهزيستي و تأمين اجتماعي نشانگر وجود يك برنامه رفاه اجتماعي نيست. در حال حاضر سه مفهوم محوري در توضيح رفاه اجتماعي مطرح و مورد بحث قرار گرفتند: اول حل يا كنترل مسائل اجتماعي بود، به اين معنا كه برنامههاي رفاه اجتماعي بايد در بردارنده، راههايي براي كاهش مسائلي مانند خشونت، استعمال مواد مخدر، خودكشي و فقر در جامعه باشد. دوم تأمين نيازها بود، يعني برنامههاي رفاه علاوه بر توجه به نيازهاي زيستي، مسكن، آموزش و بهداشت بايد به ديگر نيازهاي بشري كه براي زندگي سالم و سلامت جسمي و رواني افراد جامعه لازم است، توجه كنند. سوم تأمين فرصتهاي برابر بود، به اين مفهوم كه افراد براي كسب شغل، آموزش، و ارتقاي اجتماعي، صرفنظر از موقعيت فردي از شرايط برابر برخوردار باشند. منبع: درباره لايحه برنامه چهارم توسعه (نقد و بررسي برخي مواد بخش اجتماعي )
|
|
| نويسنده : نويسنده فوق الذكر | دوشنبه 15 فروردين 1384 |
| تعداد نظرات تا اين لحظه : 268 | اعلام نظر |