![]() |
![]() |
| آشنایی با مفاهیم علوم اجتماعی - 2 چراغاني |
|
سرمايه اجتماعي Social Capital (بخش اول) سعید مدنی و کیان تاجبخش اكثر صاحبنظران معتقدند مفهوم «سرمايه اجتماعي» را با عباراتي متفاوت ميتوان در ديدگاههاي بنيانگذاران جامعهشناسي، يعني ماكس وبرو اميل دوركهايم يافت. به عبارت ديگر، اين كه مشاركت فرد در امور جمعي به نتايج مثبتي براي خود او و جامعه ميانجامد از آغاز مورد توجه جامعهشناسان بوده است. به گفته پورتس نوآوري اين مفهوم در قرار دادن اين انديشه در چارچوب مفهومي سرمايه است (تاجبخش، 1382). پورتس همچنين يادآور ميشود كه اين مفهوم ميتواند در خدمت سياستگذاراني قرار گيرد كه در جستجوي راهحلهايي غيراقتصادي براي مسائل اجتماعي با هزينه كمتراند. اينك، ميبايد در استفاده از مفهوم سرمايه اجتماعي وجوه تمايز و تفاوت آن را از ديگر انواع سرمايه روشن ساخت. سرمايه مادي را ميتوان در زمين، ساختمان يا ابزار و لوازم توليد ديد، سرمايه مالي، داراييهايي است كه افراد يا واحدهاي حقوقي به صورت پول، سهام و از اين قبيل در بانك يا به صورت اوراق بهادار و سهام در اختيار دارند. سرمايه انساني داراييهايي است كه انسانها به صورت دانش يا مهارت در اختيار دارند. سرمايه اجتماعي سرمايهاي است كه به عنوان ذخيره و منبعي براي اقدام جمعي در شبكه روابط اجتماعي غني و مؤثر ميان افراد و گروهها عمل ميكند. با توجه به اين استفادههاي متعدد از مفهوم سرمايه، جا دارد كه حدود استفاده از اين مفهوم را در چارچوب سرمايه اجتماعي تدقيق كنيم. سرمايه آنگونه كه در جامعهشناسي، حقوق و اقتصاد از آن تعريف ميشود از چهار ويژگي عمده زير برخوردار است: 1. واحدهاي سرمايه مالك شخصي دارند و حقوق مالكيت آنان توسط قانون به رسميت شناخته شده است. 2. سرمايه زماني به منزله سرمايه فعال ميشود كه اميدي براي بازگشت آن وجود داشته باشد. 3. به تملك در آوردن سرمايه با چشمداشت به يك چنين بازگشتي است. 4. به جريان افتادن سرمايه عموماً به كاهش يا تضعيف كاركرد آن ميانجامد و توانايي بازگشت بالقوه آن معمولاً به اين امر نياز دارد كه بخشي از بازگشت سرمايه براي بازسازي يا نوسازي ذخيره سرمايه مورد استفاده قرار گيرد. در مقابل، سرمايه اجتماعي (در معناي مصطلح آن) هيچكدام از چهار ويژگي فوق را ندارد، در واقع: 1. سرمايه اجتماعي موضوع مالكيت فردي نبوده و حتي شكل جمعي آن نيز از پشتوانه حقوقي برخوردار نيست. 2. سرمايه اجتماعي هر چند بازگشت دارد، اما اين بازگشت به منزله توليد ثانوي يا ضمني آن است و معمولاً هدف اصلي تشكيل سرمايه اجتماعي را تشكيل نميدهد. 3. سرمايهگذاري يا انباشت به صورت آزادانه صورت نميپذيرند. در واقع پديد آمدن سرمايه اجتماعي موكول به تصميمات يك فرد يا جمع نيست؛ بلكه دارايي است كه به ارث ميرسد و منشأ آن در گذشته ناشناختهاي قرار دارد. ذخيره موجود سرمايه اجتماعي ممكن است به واسطه برخي فعاليتها رشد يابد يا پيراسته شود اما به واسطه مهندسي اجتماعي توليد نميشود. 4. سرمايه اجتماعي، برخلاف سرمايههاي فيزيكي (اما همچون برخي سرمايههاي انساني) بر اثر مصرف نقصان نيافته، چه بسا كه افزايش نيز بيابد. اينك پرسش آن است كه آيا اين مفهوم ميتواند براي درك و شناخت سياست اجتماعي و تأمين اجتماعي در ايران كاركرد داشته باشد؟ و اگر پاسخ به اين پرسش مثبت است، چگونه ميتوان آن را كاركردي كرد؟ در واقع، سرمايه اجتماعي به توان «جامعه مدني» يا توانايي جامعه براي اداره امور خود از طريق انجمنهاي غيررسمي و غيردولتي و همچنين فعاليتهاي گروهي غيرانتفاعي اشاره دارد؛ نهادهايي از قبيل صندوقهاي قرضالحسنه، اوقاف، خيريهها، سازمانهاي محيطزيست يا زنان نمونههايي از اين تلاشهاي غيررسمي براي رسيدگي به مسائل اجتماعي هستند. يكي از مهمترين مقولههاي اين مسائل به تأمين و رفاه اجتماعي مربوط ميشود. اما بايد توجه داشت كه هر نوع مشاركتي در هر نوع انجمن يا جمعيتي مولد سرمايه اجتماعي نيست. «انجمنهايي» را مدني ميناميم كه در آنها عضويت به نسبت آزاد است (يعني تعلق به يك قوم مشخص يا داشتن باور دينياي مشخص يا معيار جنسيت مانعي براي عضويت به شمار نميآيند) و افزون بر آن داراي اهداف به نسبت باز و انعطافپذير هستند كه با مشاركت همه اعضا تعيين ميشوند. فرض اين است كه فقط اين انجمنها مولد مشخصههاي سرمايه اجتماعي هستند و بر آن تأثير ميگذارند. به اين اعتبار، خانواده يا انجمنهايي كه براساس معيارهاي مردمشناختي (قوميت، محل تولد، زبان، جنسيت و معيارهايي از اين دست) تشكيل ميشوند مولد سرمايه اجتماعي نيستند. انجمنهاي مدني نوع مشخصي از اعتماد را به وجود ميآورند، اعتماد ميان غريبهها و اعتمادي كه شعاعي فراتر از محدوده واحدهاي اوليه زيستي، (يعني خانواده خويشان و دوستان) دارد. لذا ميتوان آن را اعتماد در چارچوب شهروندي دمكراتيك ناميد و با اعتماد و عمل متقابلي كه در درون خانواده يا قبيله وجود دارد و در حول محوري پدرسالارانه شكل ميگيرد تفاوت دارد. با توجه به آنچه در سطور پيشين گفته شد، اكنون ميتوان تعاريف مشخصتري از سرمايه اجتماعي ارائه داد و اجمالاً آن را عبارت دانست از: «آگاهي شهروندان نسبت به مسائل عمومي كه در چارچوب اعتماد و هنجارهاي متقابل و به واسطه تشكلهاي داوطلبانه كه به صورت افقي سازمان يافتهاند و خارج از حوزه دولت و اقتصاد قرار دارند، كنشهاي جمعي عامالمنفعهاي را موجب ميشوند». چنين رويكردي به سرمايه اجتماعي براي چالشهاي فراروي سياست اجتماعي در ايران چه پيامدهايي دارد؟ سرمايه اجتماعي ميتواند در مفهومسازي سه مسأله مشروعيت، هزينه و انصاف در ارتباط با سياستهاي تأمين اجتماعي كه در سطور پيشين يادآوري شد، به ما كمك كند. همچنين سرمايه اجتماعي ميتواند به ما در مفهومسازي در زمينه ارتباط و تأثير متقابل نهادهاي دولتي يا رسمي (كه مسئول سياستگذاري و اجراي برنامههاي تأمين اجتماعي هستند) با نهادهاي غيررسمي و محلي كه فعاليتشان به امور حمايت و امداد معطوف است، ياري رساند و مثلاً به اين پرسش پاسخ دهد كه آيا سياستهاي اجتماعي دولت باعث تنزل سطح مشاركت اجتماعي در حوزه مسائل تأميني هستند يا خير؟ آنچه مسلم است و بايد به عنوان مهمترين رويكرد در برنامه ریزی های توسعه ای بویژه در برنامه چهارم توسعه ایران در ارتباط با سرمايه اجتماعي مورد نظر قرار گيرد، پرهيز جدي از دولتي كردن مفهوم سرمايه اجتماعي است كه اصولاً نقض غرض است و انحراف جدي در مفهومسازي جديد در قانون برنامه است. منبع: درباره لايحه برنامه چهارم توسعه (نقد و بررسي برخي مواد بخش اجتماعي ) |
|
| نويسنده : نويسنده فوق الذكر | دوشنبه 15 فروردين 1384 |
| تعداد نظرات تا اين لحظه : 37 | اعلام نظر |