نهمين روز از دهه پژوهش را كرامي مي داريم؟!!
شمع

 

جانم برايتان گفته بود كه بالاخره پرسان پرسان محل نشست مورد نظرم را در سومين كنگره آموزش هاي  عالي علمي كاربردي پيدا كردم!! اولين نفري بودم كه وارد سالن شدم! لذا پرده سوم ماجراي كنگره سوم را به اجمال به زيور حروفچيني و بعدا نشر بدون اينكه مطبوعه اي در كار باشد! مي آرايم؟! مثل اينكه قرن بيست ويكم هست ها! فواصل برداشته  وكولاك شده آن هم چه كولاكي؟ دير بجبنيد و خودتان را به زره و سلاح و نه زيور و زينت! فناوري ارتباطات و اطلاعات وبه عبارتي ICT نيارائيد از غافله پرت تر از آنچه فكرش را تا كنون كرده ايد!! مي مانيد!! يا پوزش از تصريح! بالاخره تاريخ سازي است ديگر! انواع هزينه ها را براي همه  ما دارد.

 

پرده سوم: نشست صبح

عنوان اين نشست "چشم انداز آموزش هاي علمي كاربردي" بود. يك سخنراني كليدي و چهار ارائه مقاله  براي اين نشست پيش بيني شده بود. اداره جلسه را دوتن از دست اندركاران دانشگاه جامع علمي كاربردي كه يكي معاون پژوهشي دانشگاه بود، به عهده داشتند.با توجه به اينكه دوتن از ارائه دهنده گان مقاله حضور نداشتند! لابد به دليل اينكه دعوتنامه شركت در سمينار به دستشان نرسيده!!شايد هم دليل ديگري داشته است.بنابراين يك سخنراني كليدي و دوارائه مقاله و تعدادي سئوال وجواب داشتيم . همه اينها را به طور مختصر وبه ترتيب  بيان مي كنم.

سخنران كليدي دكترسيد محمدكاظم نائيني بود.عنوان سخنراني كليدي وي درچكيده مقالات كنگره "بررسي مقايسه اي تحصيلات تكميلي در نظام هاي علمي كاربردي و"!! درج شده است.من ايشان را از سال 1365زماني كه دبير شوراي عالي برنامه ريزي وزارت علوم بود مي شناختم.صحبت هايي كه ايشان به طور مفصل ارائه كردند بسيار فراتراز عنوان بريده اي است كه در بالا به نقل از چكيده عنوان شده است.اما آن قسمت از سخنان ايشان براي من جالبتر بود كه اتفاقا در چارچوب همين عنوان مي گنجد! ايشان گفتند: دو اصل بنيادي بعد از انقلاب براي اصلاح نظام آموزشي در نظر گرفته شده است ،اول اينكه: علم غير مفيد نبايد آموخته شود ويا در اولويت قرارنگيرد.دوم اينكه: تا نيازي براي تربيت نيروي انساني در مشاغل مشخص وجود نداشته باشد؛ دانشجو پذيرفته نشود!!

من به سخنان اين سخنران كليدي اضافه مي كنم كه : باور كنيد دردوران جمهوري اسلامي در آموزش عالي اين دو اصل كاملا  مورد عنايت مديران آموزش عالي كشوربه ويژه در دانشگاه آزاد اسلامي و اخيرا در دانشگاه جامع علمي كاربردي بوده است.

 دكتر نائيني كه به احتمال زياد اكنون در دوران باز نشستگي به سر مي برند و به عنوان  خدمات پس از دوران خدمت سي ساله در سمت دبير شوراي عالي برنامه ريزي،آموزشي و درسي دانشگاه جامع علمي –كاربردي"انجام وظيفه مي كنند افزودند: آموزش هاي علمي كاربردي هر دو اين ويژكي ها را دارند و لابد منظورشان همين آموزش هاي علمي كاربردي كه دانشگاه جامع علمي كاربردي مديريت مي كند،بوده است.دو نكته جالب ديگر از سخنان ايشان بياد دارم يكي اينكه در ايران ،آموزش هاي علمي كاربردي فبل از جنگ جهاني دوم شروع شده و قانون مخصوص به خود داشته است.بنابراين ما ايراني ها  آموزش هاي علمي كاربردي را از خارجي ها كه بعد از جنگ جهاني دوم به  آن پرداخته اند ؛ اخذ نكرده ايم!! ودراين زمينه پيشتاز هستيم. ودوم اينكه برنامه دكتري حرفه اي مديريت پودماني تعريف و تصويب شده و به امضاي وزير علوم ابلاغ شده است!!

آخرين نتيجه اي كه از طرح اين مباحث به ذهنم مي رسد اين است كه اولا با اين قبيل اضافاتي كه من معمولا مي كنم همه پل هاي پشت سر و پيش روي خودم را ويران مي نمايم. يكي به من خر بگويد: بد بخت!! به جاي طرح اين مزخرفات بهتر نبود خودت را آماده شركت در ماراتن دكتري حرفه اي پودماني كني!! آخر از تو مستحق تر و شايسته تر كي؟! چرا اينقدر كج سليقگي؟ به جاي طرح اوهام و خيالات خامي كه در مورد  گرفتن دكتري  افتخاري مي كني و معلوم است كه در ضمير ناخود آگاهت و يا حتي آگاهت نياز به دكتر بودن داري و فرا فكني مي كني .حق تو همين است! همين مربي آموزشي به قول خودت پايه 19 كه معلوم هم نيست با چه كلكي به 19 كه نزديك 20 است رسيده اي؟!! به سرت هم زياد است و منتظر باش كه ازت بستانيم؟!!  و ثانيا اين عنوان سمت دكتر نائيني در دانشگاه جامع يعني:" دبير شوراي عالي برنامه ريزي ، آموزشي و درسي دانشگاه جامع علمي – كاربردي"پديده قابل مطالعه اي در علوم آموزشي و علوم اداره وسازمان است!! وچنين شوراي  عالي ابتكاري در دانشگاه جامع علمي –  كاربردي ، نه تنها دست مريزاد دارد؛ بلكه صاحبنظران علوم اخيرالذكر را بايد به فكر تجديد نظر در مباني بنيادي  علومشان و گسترش دانش بنيادي بيندازد. حتي اگر عالي بودن شورا هم ناشي از اشتباه چاپي باشد و شورايي در دانشگاه جامع وجود داشته باشد كه هر سه كار برنامه ريزي، آموزشي، و درسي را انجام دهد باز هم قابل بررسي است.مگر اينكه كلش غلط چاپي باشد و اصلا وابدا چنين شورايي در دانشگاه جهش يافته علمي – كاربردي وجود خارجي نداشته باشد!؟ كه اين بشتر احتمال دارد!!! پس چرا اينها را نوشتم؟  زياد سخت نگيريد؟ ما براي اين كه دو كلمه حرف حساب بزنيم!! اقلا بايد اجازه داشته باشيم كمي هم مودبانه مزاح كنيم؟  شايد هم نداشته باشيم.اين بعدا معلوم مي شود.

درهمينجا به اطلاع صنف محترم خران برسانم از اينكه نام آنها را بر خود نهادم قصد جسارتي در كار نبوده وقياس مع الفارق است ناراحت نشوند.مي گوئيد نه؟  دروصف خر را بخوانيد!! راستي اگر نامتان راپرسيدند نگران نشويد!! همه جا كه مثل شبكه معين علمي بي در و دروازه نيست!!  بياييد وبرويد كسي كارتان نداشته باشد و به خيال خودتان اثري هم از شما نماند !! در اين وبلاگ  افسانه شب كه معلمي در شب ها مي نويسد هر نامي كه وارد كنيد آنقدر سخاوتمند هستند كه راهتان بدهند!  البته  ترسم از سرويس دهنده اينترنتي شماست كه ممكن است براي جلوگيري از بي تربيتي اجازه ورود به يك همچين جاهايي را به شما ندهد!! اين حرف را كه زياد شنيده ايد ! اين ديگر مشكل شماست ! به هر حا ل هر جور كه شده  در وصف خر را  در اينجا  ولو در آرشيوش بخوانيد. روز پنج شنبه 28 آبان 1383 پست شده است.

اولين مقاله اي كه در نشست صبح ارائه شد ، مقاله اي تحت عنوان:"روند تحول آموزش هاي علمي – كاربردي كشاورزي و چشم انداز توسعه آتي آن" بود.اين مقاله توسط آقايان دكتر علي جابريان و حسين حيدري تدوين شده است.مقاله را آقاي حيدري ارائه كرد و دكتر جابريان احتمالا به علت  شركت در جلسه ديگري در سالن حضور نداشت. از آنجا كه اين هر دو نويسنده مقاله از  نسبتا دوستان  قديمي من هستند كه نمي دانم دعا كنم نصيب شما هم چنين دوستاني بشود يا نشود!!  و ممكن است احتمال بدهيد كه با توصيف مقاله آنها پارتي بازي  و چيزي نظير اينها در كار بوده لذا  به همين مقدار شرح در مورد مقاله آنها  بسنده كرده و علاقه مندان به موضوع مقاله را به مجموعه مقالات سمينار كه با اين وضع برگزاري سمينار احتمال مي رود تا چند روز ديگر در دسترس علاقه مندان قرارگيرد!!! ارجاع مي دهم.

دومين مقاله نشست صبح  تحت عنوان پر طمطراق " آسيب شناسي آموزش هاي علمي – كاربردي"  توسط آقاي ابولفضل ميرزاخاني  دامغاني با دور ديدن چشم سمناني ها!! ارائه شد.ظاهرا شبيه اين عنوان مقاله قبلا هم از ايشان ويا ديگران در ديگر سمينار هاي علمي – كاربردي ارائه شده است.بدون مزاح عرض مي كنم كه در مجموع، مقاله ايشان را پسنديدم.مهمترين حرف ايشان اين بود كه برنامه ريزي آموزشي در دانشگاه جامع علمي –كاربردي بايد با رعايت اصول و اهداف تصريح شده در اساسنامه دانشگاه صورت گرفته و ظرفيت هاي دانشگاه توجه شايستگان  ونيازمندان واقعي آموزش هاي علمي كاربردي پر شود.ايشان تلويحا و با بسم الله و پرهيز مي گفت كه الان اين اتفاق نمي افتد.

ميرزا خاني در شرايطي كه دانشگاه جامع علمي كاربردي در دوره هاي پودماني صرفا با ثبت نام حدود 60 هزار نفر را در سال 1383 به عنوان دانشجوي خود به رسميت شناخته است!!به تحليل دو واژه پذيرش و گزينش پرداخت و معتقد بود كه دانشجويان دانشگاه علمي كاربردي بايد با رعايت حداكثر ها به سيستم آموزشي اين دانشگاه وارد شوند و علاوه بر پذيرش از طريق علمي در صورت داشتن شرايط و آمادگي هاي ديگري  گزينش شده و وارد اين دانشگاه شوند. آنچه مايه تاسف است اينكه ايشان با ارائه چنين تحليل راديكالي كه از نظر من تا حدود زيادي هم درست است ؛ نسبت به آموزش پودماني از نوع ايراني كه يك قلم عملكردآن در سال جاري درگير نمودن 60 هزار دختر و پسر  و زن ومرد اين سرزمين سوخته با هزينه خودشان در جرياني كه جدا جاي بحث و ان قلت دارد ؛ در سخنان خود تصريح و يا حتي اشاره اي نكرد.

حتي وقتيكه با زحمت و فشار بر معاون پژوهشي دانشگاه كه رياست نشست را به عهده داشت؛ توانستم سئوالم را در پايان نشست از ميرزاخاني مطرح نمايم و بپرسم كه:

 " از نظر شما كه آسيب شناسي دوره هاي علمي كاربردي را وجهه همت خود قرار داده ايد؛ با توجه به مباحثي كه طرح نموديد و با توجه به اينكه در اين نشست قصد تبيين چشم انداز آموزش  هاي عالي علمي – كاربردي را داريم و بعدا از قول ما شركت كنندگان در اين نشست، پيشنهاداتي براي جهت گيري هاي آينده  دانشگاه جامع علمي كاربردي ارائه خواهد شد و با توجه به تصريحاتي كه دكتر حق پناهي و وزير علوم در مورد عملكرد فعلي و چشم انداز آتي دانشگاه جامع علمي كاربردي  در جلسه افتتاحيه كردند؛ نظر جنابعالي در مورد روند آسيب پذيري دوره هاي علمي كاربردي در آينده چيست؟

در جواب من به نحوي كاسب كارانه جواب دادند كه:

ما نبايد سياه نمايي كنيم!! در دانشگاه هاي  غير علمي كاربردي  زراعت را در كلدان ياد دانشجويان مي دهند!! به  من بايد اجازه داده شود كه لااقل هر دوسال يكبار تحقيق كنيم و آسيب شناسي كنيم و... وقتي كه با اصرار من در مورد پاسخ صريح تر مواجهه شدند به لهجه شرين لابد دامغاني گفتند آنچه من مي توانم بگويم اين است كه:

 آسيب آ مده!!

ساعت از 12 ظهر يكشنبه  گذشته ،هم گرسنه هستم و هم  با اين نقل قول ها عصبي شده ام !! بايد بعد از ناهار  خير سرمان  8 ركعت نماز هم بخوانيم.

اي خدا به ما توفيق بندگي خودت را بده !!

اي خدا ما را كارشناس بميران و نه كاسب كار!!

با باجان شما كه اهل كويريد!!! بايد بدانيد كه شتر سواري دولا دولا نمي شود! البته شايد هم  بشود!!!

نهمين روز از دهه پژوهش به نيمه رسيد اما انگار ماجراي روز اول كنگره سوم علمي كاربردي قصد تمام شدن ندارد. و تازه به نيمه روز اول كنگره رسيده ايم !! اما نگران نباشيد !!هر طور كه شده به ميمنت روز دهم از دهه پژوهش هم كه شده تا فردا و در فردا اگر زنده باشم سر وته قضيه را با شرح پرده چهارم و پنجم از يك روز عمري كه خدا به من داد وتلاش كردم  و دارم كه خوب تر از آن استفاده كنم؛ به ماجرا فيصله خواهم بخشيد.

گزارشي در مورد پيامد هاي اجتماعي  زلزله بم رانيمه كاره خوانده ام و بايد در باره آن نظر بدهم و چه و چه!! الكي كه نيست!! ما كارهاي ديگري هم غير از بيان چنين اضافاتي، داريم. 

نويسنده : محمد حسن محقق معين يکشنبه 29 آذر 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  9 اعلام نظر