تغيير گفتمان آموزش هاي عالي علمي- كاربردي
شمع

 

هفته پژوهش است ديگر !! از آسمان و زمين كلمات وجملات قصار و پندآموز مي ريزد.امروز صبح سوار بر يك فروند اتوبوس شركت واحد بودم و در ذهنم مباحث مربوط به  تغيير گفتمان نظام  آموزش هاي علمي كاربردي  نظير: شعارها، راهبران، هدف ها، پيامد ها و امثال اينها را در حاليكه جسمم زير فشارها و نگاه هاي سرايستادگان و سرنشينان اتوبوس بود؛ مرور مي كردم كه در جلوي شهرداري منطقه 5  تهران پارچه نوشته اي توجه من را جلب كرد!!" باور كنيد زلزله خطرناك نيست "  زير اين جمله قصار  ودر همان پارچه نوشته عبارت: چهارمين مانور مديريت بحران شهر تهران  درج شده بود. جللل خالق!! عجب حكمتي!! زلزله خطرناك نيست.البته در پارچه نوشته هاي ديگر شرط وشروطي هم براي خطرناك نبودن زلزله گذاشته بودند از جمله : زلزله خطرناك نيست ؛ اگر مقررات ساخت و ساز را رعايت كنيد. بسيار هم خوب است.

مثل اينكه وضعيت مالي شهرداري منطقه 5 بهتر از وضعيت مالي شهرداري منطقه 22 است.به دليل اينكه يك ونيم ماه پيش شهردارمنطقه 22 آقاي دكترشاعري شخصا به من گفت كه با برگزاري كارگاه ارزشيابي توانمند ساز براي مديران شهرداري منطقه 22 موافق است و مكان آن را هم در پارك چيتگر تعيين كرد و حتي گفت كه از قول ايشان به آقاي مهندس كريمي معاون هماهنگي وبرنامه ريزي اش بگويم كه كار را راه بيندازد!! ولي پريروز مطابق با دوشنبه  23 آذر  1383 خورشيدي در سومين روز از هفته پژوهش مسئول آموزش شهرداري منطقه 22 از قول مهندس كريمي گفت كه:  مفاد طرح شما را خوانده ام و طرح خوبي است و ما در سال آينده مي توانيم آن را در دستور كار قرار دهيم ولي الان آخر سال است!!  و بودجه اي براي اختصاص به اجراي طرح شما نداريم.با آقاي لطيفي مسئول حوزه رياست شهرداري منطقه 22 هم چندين بار تماس گرفتم و نتوانستم شخصا صحبت كنم ولي بالاخره آقاي چوپان مسئول دفتر آقاي لطيفي  از قول ايشان گفت حرف همان است كه مهندس كريمي گفته است و ما بودجه نداريم!! گفتم شهرداري  400  هزار تومان ندارد به ما بدهد برايش  يك روز كارگاه آموزشي  ارزشيابي توانمند ساز برگزار كنيم؟!! گفت كجابش را ديدي!! ما در اين دفتر برخي وقت ها لنگ 100 هزار تومانيم. دلم براي شهرداري سوخت! مردم عوارضتان را به موقع بپردازيد !! تا شهرداري دچار كمبود اعتبار نگردد!! عجب مقدمه بي رابطه طولاني ايي شد!!

 بپردازيم به اصل  افاضاتمان !! البته افاضه به تعبير خودم است والا به تعبير مسئولان و دست اندر كاران آموزش هاي عالي علمي كاربردي به ويژه مسئولان موسسه آموزش هاي عالي علمي – كاربردي وزارت جهاد كشاورزي حرف هايي كه من مي زنم همه اش اضافه است !! و به همين دليل من را به محافل علمي اشان دعوت كه نمي كنند هيچ !!  خبرش را نيز به من نمي دهند!! از جمله همين جلسه ديروز و پريروزشان كه دست اندركاران آموزش هاي علمي كاربردي وزارت جهاد كشاورزي گرد هم جمع شده اند  وخودشان را براي شركت در كنگره آماده نموده اند.ضمنا در روز اول اين نشست دوروزه آقاي رئيس دانشگاه جامع علمي كاربردي جناب دكتر حق پناهي  در جمع جهادي ها !! و موتلفين كشاورزي  آنها كه ائتلاف جهاد كشاورزي را تشكيل داه اند  را به فيض اكمل رسانده اند كه اشارتا در اضافاتمان به آن خواهيم پرداخت!!

قرار است فردا بعد ازظهر ساعت 2 در پژوهشگاه نيرو در انتهاي خيابان پونك غربي كلان شهر تهران در سومين كنگره آموزش هاي عالي علمي – كاربردي ، بخشي از نتايج تحقيقي را كه تحت عنوان "ارزشيابي ثمربخشي دوره هاي علمي- كاربردي" در چهارچوب طرح" نياز سنجي نيروي انساني متخصص و سياست گذاري توسعه منابع انساني كشور" در سال 1379 انجام شده را ارائه نمايم. امروز صبح با عيال صحبت مي كرديم و به او گفتم كه داستان علمي - كاربردي زماني كه تحقيق من انجام شده با ماجراي پر قصه فعلي آن زمين تا آسمان تفاوت كرده و نمي دانم فردا چگونه رسالت محققانه ومعيننانه!! خود را انجام دهم.راستش را بخواهيد به او گفتم اصلا دوست ندارم در اين كنگره شركت كنم و براي خودم درد سرهاي جديد درست كنم!!

 ولي حيف كه اين رسالت محقق بودن و معين بودن ديگر بيخ نصفه ريش باقيمانده  ما گير كرده و هيچ مفر و چاهي تيست كه خود را در آن بيندازيم و تيشه و كلنگ و چرخ چاه  ودلو و طناب  و همت و بالاخره مهارت نياكان با غيرتمان نيز كه قنات هايي كنده اند كه طول آن از فاصله زمين  تا كره ماه و از كره ماه تا زمين  بزرگتر است!! نيز از آن مقنيان شرافتمند به ما ارث نرسيده تا خودمان چاهي حفر كنيم ودر آن پنهان شويم!! لذا ناچاريم در كنگره شركت نمائيم.  از طرف ديگر همين الان آقاي دكتر كمالي نژاد تلفني خبر دادند كه كلاس مباني جامعه شناسي من در آموزشكده كشاورزي محمد آباد مشكين دشت كرج كه قرار بود چهارشنبه ها از ساعت 5 تا 7 بعد ازظهر براي فرگيران دوره هاي پودماني برگزار شود براي دومين بار ومجددا به هم خورده است ؛ پس خوشبختانه براي آماده شدن وحضور در كنگره در روز پنج شنبه  وقت بيشتري خواهم داشت و همه موانع برطرف شده است. لذا امروز در دجله اينترنت، شمعي روشن  مي كنيم! تا راه را از چاه بنماياند !!  و فردا اگر فرصتي دست دادد آتشي بر مي انگيزيم. چرا كه قبلا گفته ام : افشاي راز خلوتيان خواست كرد ؛ شمع شكر خدا كه سر دلش بر زيان گرفت  و نيز افزوده ام :زين آتش نهفته كه در سينه من است ؛ خورشيد، شعله اي است كه در آسمان گرفت !! عجب گزافه گويي هستم من!!!

اما برويم سر اصل مطلب كه همان تغيير گفتمان آموزش هاي عالي علمي – كاربردي است.

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين چهارشنبه 25 آذر 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  110 اعلام نظر