از كوزه برون همان تراود كه در اوست
شمع

 

آن مرد الهي گفت: الفرصته تمرو مر ا لسحاب  ؛ اغتنام الفرصه

آن مرد يزدي گفت: ديگران مي آيند وعمل مي كنند و انشاءالله  شما نتيجه عمل آنها را خواهيد ديد!!

از مقني زاده ترك تباريزدي الاصل بچه شاه عبدالعظيم اصالتا قمي، توقع داريد كه چه بگويد؟ لابد او بايد نقبي بزند! شمعي بدزد وآتشي دراندازد!! او بايد محقق باشد ومعين!!

هفته پژوهش است ديگر ! از هرچه بگذري سخن دوست خوشتر است. راستش را بخواهيد من علاوه بر اعتقاد عميق به كلام آن مرد الهي، به كيفيت عرض عمر به جاي توجه بيشتر به طولش نيز معتقدم.حسرت حرف نزده را نمي توانم برتابم وشايد براي عمل كردن  پرشتابم !! اما سرعتم را نمي توانم به كيلومتر هم برسانم چرا كه در بند  جامعه چه بخواهم و چه نخواهم اسيرم!! اينها همه مقدمه با رابطه ويا بي رابطه براي خبر وحرفي است كه بايد امروز بپراكنم.

همانطور كه در پيام قبلي نوشتم قرار بود امروز شمعي روشن كنم !! چون در محفل بزرگان فرصت آن را نيافتم  باز هم درعرصه بي در و دروازه  و در دجله اينترنت و به  قول دوست عزيزم دكتر دوران به انتقال غير رسمي دانش  پرداخته ويا به قول حضرت خودم !!‌ شمعي روشن مي كنم!! تا شايد دل برافروزد.انشاءالله. يارب برسان مددي!!! بعدا با رب اين شمع دل افروز را هم بخوانيد!! تا  خاطره اين شمع جديد را با شمع هاي قبلي تجديد وتحكيم كنيم. انشاءالله.

اما قضيه امروز!! امروز در دومين روز از هفته پژوهش كه قبلا گفتم از آن خوشم مي آيد. از ساعت يك ربع  به هشت صبح، با سوار شدن بر دوفروند اتوبوس شركت واحد  اتوبوس راني تهران و حومه خودم را در حالي كه هوا باراني بود  در ساعت 8.30 دقيقه به مركز تربيت معلم نسيبه در بلوار مرزداران تقاطع بزرگراه يادگار امام رساندم.

 تعداد زيادي اتومبيل جلوي مركز تربيت معلم نسیبه  كه هنوز محوطه سازي  و پاركينگ آماده اي هم ندارد پارك شده بود. یک مرتبه دلم ريخت !!! گفتم نكند باز هم دير رسيده باشم و جوايز و لوح هاي تقدير را توزيع كرده باشند ونتوانيم قمپز لازم را دركنيم!! وارد سالن كه شدم حاج آقا حاجي وزير محترم آموزش وپرورش ، مشغول سخنراني بود. از فردي كه دم در ايستاده  بود ، سئوال كردم جوايز را توزيع كرديد! رفت !!  گفتند: هنوز نه !! كمي آرام گرفتم و بريكي از صندلي ها كنار آقاي سعيدي مدير داخلي فصلنامه تعليم وتربيت كه قبلا خبر  انتخاب مقاله ام را تلفني داده بود ، تكيه زدم.

القصه !!آقاي وزير آموزش وپرورش  در باره فوائد ولزوم پژوهش در آموزش و پرورش دادسخن سر داده بودند. به آقاي سعيدي گفتم اگر 5 دقيقه به من فرصت داده شود در اين محفل كه گوش تا گوش آن، خانم ها و آقايان معلم پژوهنده ازسراسر كشورنشسته اند كمي در باب محاسن پيشنهادات مطرح شده در  مقاله ارتقاي فرهنگ مدرسه ، بنياني براي اصلاح مدرسه كه رتبه اول و ممتاز را در ميان 50 مقاله منتشر شده در فصلنامه تعليم وتربيت از شماره  65 الي 76 طي سال هاي 1380 و1381 و1382 پس از 4 بار داوري در جريان انتخاب مقالات برتر در سال جاري  به دست آورده ؛ صحبت كنم.

راستش  آرزوي توجه به اين پيشنهادات  از خرداد ماه سال 1380 كه اين مقاله را پس از تمام شدن پژوهشي كه به سفارش خود وزارت فخيمه آموزش و پرورش و معاونت امور تربيتي آن داده شده بود، نوشتم!! بر دل نازك من  كه اين قدر اهل عمل و عجول هستم مانده !! و مي ترسم يك موقع خداي نكرده ، زبانم لال!! از اين دنياي پرشتاب رخت بربسته  وناكام بميرم !!  به هر روي  به عملي نبودن اين خواسته  در فضاي موجود پي بردم  و آقاي سعيدي قول دادند كه جلسه اي در پژوهشكده تعليم و تربيت بگذارند تا حق مطلب بهتر ادا شود.من هم خوشحال شدم  و ضمن پذيرش حضور در چنين جلسه اي ، قبل از نوشته شدن دعوت نامه آن !! از ايشان صميمانه  تشكر كردم. چون خيلي جدي چنين پيشنهادي را مطرح كردند.البته انعقاد چنين جلسه اي صرفا به خواست ايشان هم نيست ودنگ وفنگ زيادي دارد!! بگذريم.

 سخنان وزير محترم آموزش و پرورش تمام شد و مجري مراسم ابتدا معلمان پژوهنده برتر استانها را معرفي كردند كه يكي يكي لوح  هاي تقديرخود را كه  منضم به نيم سكه ويا نيم سكه هايي بود !! از دست وزير محترم دريافت كردند.پس از آن نوبت به معرفي پژوهش هاي برتر شد كه همين كار تكرار شد و دست آخر نوبت به معرفي صاحبان مقالات برگزيده  فصلنامه تعلیم و تربیت رسيد. دل تو دلم نبود !! مي دانستم كه مقاله من  حايز رتبه ممتاز شده ونام من اول  خوانده مي شود.

مادر بچه ها، ضمن گلايه از سر وضع من ،توصيه كرده بودند كه آراسته تر باشم و مخصوصا مواظب درست بودن يقه كاپشن سفيدم باشم و چون مسعود خان كوثري صاحب جريده دم بريده نور كه هنوز موتورش در حال گرم شدن است !! روز جمعه اي در يك تماس تلفني  که پس از چند ماه بی خبری از او با او  برقرار كردم !!! به من  اكيدا توصيه كرده بود كه حرف هاي همسرم را آويزه گوش كنم!! يقه ام را صاف كرده وگوشم را تيز ! كه با خوانده شدن  نامم توسط مجري با طمئنينه به سمت سن رفته از پله هاي سمت راست آن بالا بروم و پس از گرفتن لوح تقدير از دستان مقام محترم وزارت  از پله هاي سمت چپ سن پايين بيايم.

اي كاش همه مي شنيدند!!!  خانم مجری برنامه  گفتند كه حالا نوبت مقالات برگزيده است .اولين مقاله متعلق است به آقاي دكتر!! محمد حسن محقق معين!! كم مونده بود سنگ كوب كنم!! نمي دانستم كه قرار است علاوه برگرفتن لوح تقدير و چند نيم سكه طلای ناقابل!! دكتراي افتخاري هم به من بدهند. اما به هر صورت اين اتفاق افتاد!!! با ژست كامل، آرام آرام ازپله هاي  وسط سالن پايين رفتم و خودم را به روي سن رساندم كسي جلو آمد وگفت: معين شمايي؟ گفتم: بله؟ به همين زودي دكترش را انداختند!! خوب چیزی که با باد آمده بود بدون باد! رفت!!

 به جلوتر هدايت شدم! رو در روي وزير آموزش و پرورش قرار گرفتم؛ با ایشان د ست دادم؛ گفتند مبارك باشد! تشكر كردم.لوح را با منضمات آن  از دست ایشان گرفتم. با سرپرست پژوهشگاه مطالعات آموزش وپرورش  و ریئس سازمان آموزش وپرورش شهر تهران هم که در کنار مقام محترم وزارت !! ایستاده بودند دست داده و از پله هاي سمت چپ سن پايين آمده و باز هم با وقار كامل، آرام آرام از پله هاي سمت راست سالن بالا رفتم و در كنار آقاي سعيدي آرام گرفتم.آخيش !! با این سکه های زر شاید بحث  داغ کمک داوطلبانه  به مدرسه دخترکم در خانه  فروکش نماید !! ؟

راستش را بخواهید از سال1374 تا کنون  من با همه وزیران آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران، سر شاخ شده بودم ، که ماجرای آن را می توانید در صفحه مقالات شمع به تفکیک بخوانید ولی با هیچکدامشان غیر از آقای حاجی  از نزدیک روبرو نشده بودم ! واز هیچکدامشان هم جایزه ای نگرفته بودم. پس این یک رکورد برای آقای حاجی است!! البته این برای بار دوم بود که با حاج آقا حاجی رو در رو شدم بار اول در بهمن ماه  1381 در دانشگاه تربیت مدرس بود که ماجرای آن را شاید بعدا در ذیل همین مطلب منتشر کنم .ضمنا شبکه معلمان پژوهنده نیز امروز به طور رسمی آغاز به کار کرد.مبارک است.

اما معرفي پنج مقاله برگزيده از ميان 50 مقاله منتشر شده در فصلنامه تعليم وتربيت. نشریه نگاه به رویدادهای آموزش وپرورش ویژه نامه هفته پژوهش سال 1383 در صفحه 14 در مطلبی تحت عنوان: "گزارش برنامه انتخاب بهترین مقالات سال های 1380 تا 1382 فصلنامه تعلیم وتربیت" پس از بیان چگونگی سیاست گذاری ،اجرای برنامه و انتخاب نهایی مقالات برتر،  اين مقالات را به شرح زیر معرفی کرده است:

1-     "ارتقای فرهنگ مدرسه بنیانی برای اصلاح مدرسه" نویسنده : محمد حسن محقق معین(مقنی زاده)

2-     "موانع پژوهش مدار کردن تصمیم گیری در فرایند برنامه ریزی درسی" نویسنده : آقای دکتر کوروش فتحی واجارگاه

3-     " برنامه های بعد از مدرسه" : نویسند گان: آقای دکتر شکوهی یکتا و خانم اکرم پرند

4-     "راه های ارتقا  و منزلت اجتماعی معلمان" نویسندگان: آقایان احد نویدی و محمود برزگر

5-     "نظریه هوش های چندگانه و برنامه درسی" نویسنده : آقای دکتر محمد حسن امیرتیموری.

حالا باید برویم سر اصل مطلب و ذی المقدمه!!

حرف حساب این مقاله ممتاز ازهفت خان گذشته  – بخوانید هفت بار مورد داوری و پذیرش علمی قرار گرفته - چیست؟ این چه حرفی است که می خواستم امروز در محفل معلمان پژوهنده بزنم ونشد!!  چه پیشنهاداتی از خرداد سال 1380 در این مقاله مطرح شده که ممکن است اگر به آن توجه نشود جوان بیچاره ای چون من !! ناکام بماند. این چه آپولویی است که من هوا کرده ام؟! چه خواسته و کار شاقی است که تا کنون آستینی برای آن بالا زده نشده است؟ چه شق القمری است که من می خواهم انجام دهم؟!!!  ذیلا به نقل از این  مقاله  دردانه!! و پربرکت!! بخشی از این پیشنهادات مسکوت مانده را  ارائه می کنم؛ مشروح آن را خودتان در خودش بخوانید.

 

... هگينز افزوده‌ است‌ فرهنگ‌ مدرسه‌ به‌ جاي‌ ديگر جنبه‌هاي‌ جّو، تاكيد بيشتر بر اصلاحات‌ تند و انتقادي‌ دارد. وي‌ معتقد است‌ براي‌ سنجش‌ فضاي‌ ناشي‌ از تعاملات‌ در مدرسه‌ همانقدر كه‌ مؤلفه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ موفقيت‌ تحصيلي‌ اهميت‌ دارد و بايد مورد سنجش‌ قرار گيرد مي‌بايست‌ به‌ مؤلفه‌هاي‌ مربوط‌ به‌ مسائل‌ انضباطي‌ دانش‌آموزان‌ نيز توجه‌ نمود. وي‌ بيشترين‌ تاكيد و اهميت‌ مقياس‌ فرهنگ‌ مدرسه‌ را در اين‌ مي‌داند كه‌ با شناخت‌ فرهنگ‌ مدرسه‌ و مداخله‌ در آن‌ امكان‌ تغيير و اصلاح‌ در آموزش‌ دهندگان‌ و آموزش‌ گيرندگان‌ فراهم‌ مي‌شود. همين‌ تاكيد هگينز مي‌تواند درس‌ مهمي‌ به‌ پژوهشگران‌ آموزشي‌ و مسئولان‌ آموزش‌ و پرورش‌ كشورمان‌ بدهد و آن‌ اينكه‌ تحقيق‌ براي‌ تحقيق‌ نيست‌ و پژوهشها، بخصوص‌ تحقيقاتي‌ كه‌ در درون‌ وزارت‌ آموزش‌ و پرورش‌ انجام‌ مي‌شود بايستي‌ در چارچوب‌ برنامه‌هاي‌ اجرائي‌ آموزش‌ و پرورش‌ انجام‌ گرفته‌ و نتايج‌ آن‌ بلافاصله‌ در مدارس‌ به‌ كار گرفته‌ شود.

 

... براساس‌ يافته‌ هاي‌ پژوهش‌ نگارنده‌ كه‌ اين‌ مقاله‌ بر مبناي‌ آن‌ تنظيم‌ شده‌ در 1865 آموزشگاه‌ متوسطه‌ دولتي‌ و غير انتفاعي‌ پسرانه‌ و دخترانه‌ 19 منطقه‌ آموزش‌ و پرورش‌ شهر تهران‌ نمره‌ فرهنگ‌ مدرسه‌، در مقياس‌ از 0 تا20 بين‌ 61/10 تا 31/11 برآورد شده‌ است‌ . نگارنده‌ اين‌ نوع‌ و سطح‌ از فرهنگ‌ را، «فرهنگ‌ حداقل‌»، نامگذاري‌ كرده‌ است‌ كه‌ مي‌ بايست‌ با سعي‌ و تلاش‌ دست‌ اندركاران‌ تعليم‌ و تربيت‌ اصلاح‌ شده‌ و ارتقاء يابد.

  پيشنهاد مي‌ شود براي‌ ارزشيابي‌ مستمر ارتباطات‌ انساني‌ در مدرسه‌ با ارائه‌ آموزشهاي‌ مورد نياز اندازه‌ فرهنگ‌ هر مدرسه‌ توسط‌ مشاور يا فرد ديگري‌ در  هر مدرسه‌ در آذرماه‌ و ارديبهشت‌ ماه‌ هر سال‌ تحصيلي‌ مورد سنجش‌ قرار گيرد و براساس‌ اطلاعات‌ بدست‌ آمده‌ از اندازه‌ گيري‌ها، اصلاحات‌ ممكن‌ و لازم‌ در هر مدرسه‌ به‌ عمل‌ آيد.

   البته‌ ابزارها و مقياس‌ هاي‌ ديگري‌ براي‌ سنجش‌ فرهنگ‌ مدرسه‌ از ديدگاه‌، معلمان‌ و پايوران‌ (كادر) مدرسه‌ وجود دارد كه‌ مي‌ تواند جايگزين‌ مناسبي‌ براي‌ مقياسهاي‌ سنجش‌ جوّ مدرسه‌ رايج‌ فعلي‌ در ايران‌ باشد. با استفاده‌ از اين‌ مقياس‌ ها و كسب‌ شناخت‌ جامعتري‌ از فرهنگ‌ مدرسه‌ در پژوهشهاي‌ بعدي‌ و انشاءا... بكارگيري‌ و كاربست‌ نتايج‌ پژوهشها مي‌ توانيم‌ اميدوار به‌ ارتقاء فرهنگ‌ مدارس‌ و تبديل‌ مدارس‌ كارخانه‌ اي‌ به‌ مدارس‌ جامعه‌اي‌ باشيم‌.

   نگارنده‌ در اين‌ تحقيق‌ علاوه‌ بر شناسائي‌ فرهنگ‌ مدارس‌ مورد مطالعه‌ ميزان‌ مشاركت‌ دانش‌آموزان‌ در فعاليتهاي‌ پرورشي‌ مدرسه‌ را نيز اندازه‌گيري‌ كرده‌ و همچنين‌ ارتباط‌ فرهنگ‌ مدرسه‌ با مشاركت‌ دانش‌ آموزان‌ در فعاليتهاي‌ پرورشي‌ را مورد سنجش‌ قرار داده‌ است‌. اگرچه‌ بحث‌ پيرامون‌ مشاركت‌ نيازمند مقاله‌ جداگانه‌ است‌ اما از آنجا كه‌ نگارنده‌ در اين‌ تحقيق‌ راههاي‌ افزايش‌ مشاركت‌ دانش‌آموزان‌ در فعاليتهاي‌ پرورش‌ مدرسه‌ را شناسائي‌ كرده‌ لذا اجمالا" پيشنهاد اجراي‌ طرح‌ «ميانجيگري‌ در مدرسه‌" و انجام‌ مداخله‌ براي‌ دستكاري‌ در متغيرهاي‌ مرتبط‌ با افزايش‌ مشاركت‌ دانش‌آموزان‌ را دارد.

   نگارنده‌ بر اساس‌ يافته‌هاي‌ تحقيق‌ معتقد است‌ كه‌ اگر مداخلات‌ طرح‌ ميانجيگري‌ مدرسه‌ در هفت‌ زمينه‌ زير انجام‌ شود امكان‌ ارتقاء همزمان‌ فرهنگ‌ مدرسه‌ و مشاركت‌ دانش‌آموزان‌ در فعاليتهاي‌ پرورشي‌ مدرسه‌ وجود دارد. اين‌ زمينه‌ها عبارتند از:

   1- گسترش‌ فرصتهاي‌ دانش‌آموزان‌ براي‌ يادگيري‌ تفكر قبل‌ از حرف‌ زدن‌ و عمل‌ كردن‌ در مدرسه‌

   2- گسترش‌ فرصتهاي‌ دانش‌آموزان‌ براي‌ يادگيري‌ اظهارنظر كردن‌ و حرف‌ زدن‌ در مدرسه‌

   3- گسترش‌ فرصتهاي‌ مشاركت‌ مثبت‌ و سازنده‌ براي‌ دانش‌آموزان‌ جهت‌ جلوگيري‌ از خسارت‌ زدن‌ به‌ اموال‌ مدرسه‌

   4- فراهم‌ آوردن‌ زمينه‌هاي‌ ارتباط‌ گروههاي‌ مختلف‌ دانش‌آموزان‌ با يكديگر در مدرسه‌

   5- عدم‌ تنبيه‌ بدني‌ دانش‌آموزان‌ و زمينه‌ سازي‌ براي‌ كاهش‌ تعارضات‌ در مدرسه‌

   6- رأي‌گيري‌ از دانش‌آموزان‌ براي‌ وضع‌ برخي‌ از مقررات‌ مدرسه‌

   7- برقراري‌ گفتگوي‌ معلمان‌ و دانش‌آموزان‌ درباره‌ مقررات‌ مدرسه‌

 

 

 

نويسنده : محمد حسن محقق معين يکشنبه 22 آذر 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  19 اعلام نظر