ارزشيابي خوشبختي ،امري مطلق يا نسبي است؟
چراغاني

 

 

سنجش  سعادت و خوشبختي

عيسي صديق

 

عموما مردم درجه سعادت خود را از روي زن و فرزند و مقام و دارائي وزيبائي و دوستاني كه دارا هستند حس نمي كنند وشكر آن را به جاي نمي آورند  بلكه خوشبختي يا نگراني خود را در مقايسه با ديگران درمي يابند.مثلا جمشيد ناراضي است كه خانه دارا بزرگتراز مال اوست.يا بهمن خوشوقت است كه او اتومبيل دارد و همقطارش ندارد.حتي بسياري از اشخاص رضايت نخواهند داد كه مثلا هزار ريال به تمام مردم داده شود به اين شرط كه به خود آنها فقط يكصد ريال تقديم گردد.بهرام خود را بدبخت مي داند كه بايد روزي هشت ساعت كار كند و رتبه اش پنچ باشد در صورتيكه رفيقش داراي رتبه هفت است وروزي شش ساعت بيشتر كار ندارد.

جهت تعيين ميزان خوشبختي،اين نوع حسادت ورشك واين قسم محاسبه ومقايسه براي آرامش خاطر مانع و رادع بزرگي است وبايد آن را تغيير داد.راه علاج هم منحصر است به تربيتي كه بايد تكميل و بهتر شود تا افراد بشر خوشوقتي و سعادت را به طور مطلق اندازه گيرند و در زندگاني خود روزهاي بهتر بگذرانند.

  

منبع:

 صديق،عيسي، 1339، روش نوين در آموزش وپرورش، شركت سهامي طبع،چاپ سيزدهم، تهران ،صفحه  7

 

نويسنده : نويسنده فوق الذكر سه شنبه 17 آذر 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  61 اعلام نظر