واژه پردازی های انقلابی
اشك

سلام

چندی پيش بازتاب مطلبی با عنوان آقازاده‌ها، سرباز نمي‌شوند! نوشت و در آن اشاره به دو مورد تغيير موقتی قانون نظام وظيفه برای معاف شدن بعضی ها، کرد.

در آخر هم سوال کرده بود که "به راستي، آيا خدمت سربازي همان‌گونه كه مصطلح شده، «مقدس» است؟ "

ديشب که خبر اصلاح قانون معافيت کفالت را شنيدم و اينکه سن پدر از 60 سال و اندی به 59 سال تقليل پيدا کرده، ناخودآگاه مثل پيرمردهای مصدق ديده گفتم اينبار کدامشون يک سال کم آورد؟؟

 

آقازاده ها را بي‌خيال چون با اين تفاسير من هم آقازاده‌ام...آخر چهار پنج تا ماده و تبصره را به هم چسباندم تا از خدمت مقدس رها شوم و حتی بخاطرش نذر کردم که قطعاً ادای نذرش از سرتراشيدن به مراتب سختر است. ولي اينکه چرا خدمت اينهمه غيرمقدس است؟

من که بچه بودم، ولی وقتی به عقب نگاه می‌کنم جز يکی دو واژه -مانند جهاد سازندگی، کميته امداد و ارتش بيست ميليونی -  که رهبر شجاع انقلاب آنرا بنا نهاد، هرچه واژه می بينم که بعد از انقلاب برسر زبانها افتاد همه به سخره گرفته شد و اعتبار خود را از دست داد. سرباز گمنام امام زمان، خدمت مقدس سربازی، عدالت اجتماعی، انضباط کاری، نظام مقدس، سازندگی و ... امروزه حتی بسيج هم که دستاورد دفاع و ايده بنيانگذارمان بود دستخوش بچه بازی ها شده.

بياييد کمی دقيق تر از واژه ها استفاده کنيم و در انتخاب واژه ها برای نظام دقت بيشتری به خرج دهيم.

نويسنده : عليرضا يکشنبه 26 مهر 1383
تعداد نظرات تا اين لحظه :  26 اعلام نظر