چهارشنبه 2 آذر 1396
معيارهاي علمي و مدارس غير طبقاتي!
مهر ماه 1375

 

 

 

معيارهاي علمي و مدارس غير طبقاتي!

محمد حسن مقني زاده(محقق معين)

مهر ماه 1375

info@moein.net

 

            مسئولين ارشد وزارت آموزش وپرورش از جمله آقاي سيد احمد زرهاني (معاون مشاركت هاي مردمي ومدارس غير انتفاعي وزارتخانه )در يكي دو سال اخير در مصاحبه ها وسحنراني هاي خود طبقاتي شدن مدارس را ادعا دانسته  واين ادعا را رد كرده اند.آقاي زرهاني معتقد است انتقادات در مورد مدارس غير انتفاعي را افراد بي اطلاع در جامعه رايج كرده اند.(زرهاني ، روزنامه همشهري11شهريور 1375،صفحه 11)

زرهاني در جاي ديگري گفته است:كساني  به علت عدم توان پرداخت شهريه ويا نداشتن شرايط ثبت نام در مدارس غير انتفاعي همواره ازاين مدارس انتقاد مي كنند.(زرهاني ،روزنامه سلام ،11شهريور1375،صفحه 2 )

نگارنده اميدوار است كه دفاع آقاي زرهاني از مدارس غير انتفاعي بر مبناي عقيده وانجام وظيفه اداري باشد ونه منافع شخصي؟!

ياران آقاي نجفي، وزير آموزش وپرورش همچنين ضمن رد  ادعاي طبقاتي شدن مدارس در كشور مي گويند بيشتر قضاوتهاي مردم روي شنيده هاي آنهاست و معيارهاي علمي تاكنون طبقاتي شدن مدارس را ثابت نكرده است .آمار نشان مي دهد كه ادعاي طبقاتي شدن مدارس حرف درستي نيست !!

 حال كه در اين خصوص از سوي مسئولان وزارت آموزش و پرورش، پاي علم، معيارهاي علمي و تحقيق پيش كشيده شده است پيشنهاد مي كنم  كه  به  يك گروه از محققين اجازه دهند كه آزادانه به تحقيق پيرامون ادعاي طبقاتي شدن مدارس كشور، بپردازند تا واقعيت براي همگان آشكار گردد.

            اما براي اينكه معيارهاي علمي براي بررسي اين موضوع را بدانيم و قضاوت را بر مبناي شنيده ها نگذاريم اجازه دهيد ولو به صورت مختصر، اشاره اي به اين معيارها بر اساس مطالعات علمي انجام شده بيندازيم. عدم تساوي در امكانات آموزشي با طبقاتي شدن مدارس واقعيتي است كه از دير باز موجب نگراني مردم در همه جوامع شده است. آرمان تساوي امكانات و يا طبقاتي نبودن مدارس از اصل تساوي حقوق برآمده است و بدين معني است كه هر كس موقعيت خوب و نسبتاً عادلانه اي براي تعليم و تربيت خود داشته باشد ليكن تحقق اصل تساوي امكانات آموزشي بسيار مشكل بوده است. تاريخ آموزش و پرورش نشان مي دهد هر قدر پول كسي  كمتر و يا مقام او پايين تر بوده، شانس كمتري در بهبود وضع خود را از طريق تعليم و تربيت داشته است. اما معيارهاي علمي برابري آموزشي و طبقاتي نبودن مدارس چيست؟ تحقيقات جامعه شناسان و علماي تعليم و تربيت در جوامع گوناگون و كشور خودمان به اين سوال پاسخ واضحي داده است اين معيارها عبارتند از:

1.           همه مدارس، به يك ميزان پول، صرف هر دانش آموز در پايه هاي تحصيلي مشابه نمايند.

2.           در همه مدارس، تعداد ساعات درسي دانش آموزان هر پايه در هر روز برابر باشد.

3.           در همه مدارس، تعداد روزهايي كه دانش آموزان به مدرسه مي روند برابر باشد.

4.           مدارس از نظر اندازه، تجهيزات و امكانات در پايه هاي تحصيلي مشابه، برابر باشد.

5.           در همه مدارس، تعداد مواد درسي ارائه شده در هر پايه يكسان باشد.

            اگر مسئولان وزارت آموزش و پرورش اجازه دهند كه وضعيت انواع مدارس غير انتفاعي نمونه مردمي و دولتي حداقل به لحاظ اين 6 معيار، مورد تحقيق قرار گيرد آنگاه مي توانيم در مورد طبقاتي بودن و يا طبقاتي نبودن مدارس كشور قضاوتي مبتني بر واقعيت كنيم. هرچند كه اگر تساوي در 6 معيار اخير الذكر كه در مدارس كشور وجود داشته باشد، فقط شرط لازم، براي استقرار برابري آموزشي فراهم شده است اما در اينصورت هنوز نيمي از كارها براي برقراري برابري آموزشي باقيمانده است. چرا كه تحقيقات نشان داده است كه وجود اين شرايط شش گانه براي تضمين برقراري امكانات آموزشي يكسان كافي نيستند زيرا كيفيت زندگي خانوادگي دانش آموزان كه با خود به مدرسه مي آورند يكسان نيست. شيوه زندگي ما قبل مدرسه كودكاني كه از خانواده هاي فقير مي آيند نمي تواند همانند شيوه . زندگي كودكان خانواده هاي مرفه، آنها را براي مدرسه مهيا كند. در اينجا شرايط و موقعيت هاي يكسان هم در مدارس بعنوان يك فرصت واقعي محسوب نمي شود .

            يك سياستمدار خارجي گفته است: "شما شخصي را كه سالها به زنجير بوده است، بر نمي داريد آزاد كنيد و به خط شروع يك مسابقه بياوريد و بگوئيد كه تو آزادي كه با ديگران رقابت كني و به حق باور كنيد كه منصف بوده ايد". (شرتزر ، بروس تي ،1369، بررسي  زندگي تحصيلي و شغلي ،ترجمه طيبه زندي پور ،صفحه 26)

 تحقيقات نشان داده است كه بچه هاي مستضعف با مهارتهاي كلامي پايين تر از حد متوسط، انگيزه كمتر و حمايت كمتر خانواده براي كسب موفقيت، به مدرسه مي آيند. آنها بد شروع مي كنند و با لطبع از همكلاسان خود عقب مي مانند. به اين كودكان بايد توجه مخصوصي مبذول گردد تا همان فرصتي را كه ديگران براي آموختن دارند، داشته باشند.

            يكي از جامعه شناسان برجسته كه عمري را در تحقيق پيرامون مسائل آموزش و پرورش در كشورهاي مختلف گذرانده، گفته است: "تساوي امكانات آموزشي نه تنها بر وجود مدارس يكسان بلكه بر وجود مدارسي دلالت دارد كه متساوياً موثر و مفيد بوده و عملكردهايشان تفاوتهاي نقطه شروع كودكان گروههاي مختلف اجتماعي را بر طرف مي كند. (همان )

از سوي ديگر نوغاني  در سال 1374 در منطقه 5 آموزش و پرورش تهران موفقيت تحصيلي را بين دانش آموزان مدارس راهنمايي غير انتفاعي و دولتي مقايسه كرده و به اين نتيجه رسيده كه كيفيت مدرسه (مدرسه غير انتفاعي) سهم  موثري در تبيين موفقيت تحصيلي نسبت  به مدارس دولتي دارد. (نوغاني، 1375، اثر كيفيت مدرسه بر موفقيت تحصيلي)

            بيائيد همگي در نظر و عمل كوشش كنيم تا با درخواست ايجاد تغييرات لازم در سياست هاي موثر در آموزش و پرورش كشور از تاثير عوامل: ثروت، مقام، موقعيت جغرافيائي، جنس و . . . بر كيفيت آموزش و پرورش آينده سازان انقلاب اسلامي و اميدهاي امام راحلمان جلوگيري به عمل آوريم. انشاءا

 

بازگشت به فهرست مقالات